جملات زیبای کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر دوم؛ به رنگ پرتقالی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر دوم؛ به رنگ پرتقالیsubscriptionAvailable

کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر دوم؛ به رنگ پرتقالی

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمدرضا احمدی
انتشارات: 
کتاب نشر نیکا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mostafa F
۸
من دریافته بودم ما آن‌قدر برای وقوع خوشبختی صبر کردیم که چای سرد شد.
Mostafa F
۶
این آخرین امید ما برای زنده ماندن بود
مادربزرگ💝
۴
پیش از آن‌که بمیرم در ملافه‌های صبح‌گاهی غلتی جانانه می‌زنم گُل‌های بنفشه‌ای را که در این سال‌ها خشک کرده‌ام بر وصیت‌نامه‌ام می‌چسبانم قابلمه‌های مسی را در آفتاب می‌گذارم که پرنده‌های غریب آب قابلمه‌های مسی را نوک بزنند.
Mostafa F
۴
ما هر روز مرگ را به روزی دیگر موکول می‌کردیم که مرگ خسته شود.
ماهی
۳
پیش از آن‌که بمیرم در ملافه‌های صبح‌گاهی غلتی جانانه می‌زنم گُل‌های بنفشه‌ای را که در این سال‌ها خشک کرده‌ام بر وصیت‌نامه‌ام می‌چسبانم
Mostafa F
۳
شاید آسان‌ترین کار روشن کردن چراغ بود و دلداری برای همسایه