جملات زیبا از متن کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر اول؛ به رنگ آبی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر اول؛ به رنگ آبیsubscriptionAvailable

کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر اول؛ به رنگ آبی

۴.۵(از ۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
احمدرضا احمدی
انتشارات: 
کتاب نشر نیکا
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۹۱,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

شنیده بودیم آوارگی تلخ است اما برای ما رخ نداد ما سالیان در خانه بودیم و از درخت انار اناری چیدیم درخت انار در انتهای خانه بود من نیمی از کودکی‌ام را روی درخت انار سپری کردم
مادربزرگ💝
۳۷
آیا ما سزاوار بودیم تمام خیابان را در باران برویم و در انتهای خیابان کسی در انتظار ما نباشد.
ماهی
۸
گاهی که در زیر باران باهم حرف می‌زدیم سکوت نسیم می‌شد و بر ما می‌وزید.
ali73
۳
و ما در قیر مذاب فرو رفته‌ایم غروب جمعه بود.
Mostafa F
۲
دانستن طعم نعناع در لحظهٔ مرگ دیر است
کاربر حسن ملائی شاعر
۲
لحظه‌ای که باران به پایان رسید همهٔ اندوه و حرمان ما در زیر چترهای کهنه ماند
کاربر حسن ملائی شاعر
۲
ما در خانه قدری عسل داریم با این مقدار عسل باید به جنگ پلیدی‌های جهان برویم
Mostafa F
۱
لحظه‌ای که باران به پایان رسید همهٔ اندوه و حرمان ما در زیر چترهای کهنه ماند
ali73
۱
ابرها روی بندهای رخت آویخته می‌شوند شب سردی است تنهایی رقت‌آور است
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
ما در خانه قدری عسل داریم با این مقدار عسل باید به جنگ پلیدی‌های جهان برویم
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
امروز چه روزی است از صبح هوا ابری است بادها از صبح زود در پشت درختان پنهان شده‌اند آیا باید در انتظار خبر ناگواری باشیم از پنجره کفش‌های درگِل‌ماندهٔ دیشب را می‌بینیم صاحبان این کفش‌ها الان کجا هستند
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
دیگر باهم حرف نمی‌زنیم برگ‌های صدمه‌دیده بر روی ما می‌بارد
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
با یک مدادپاک‌کن که همراه داشت می‌خواست همه‌چیز جهان را پاک کند حتا اتاق را حتا ساکنان اتاق را
Amelie
۰