جملات زیبای کتاب اسب رقصان | طاقچه
تصویر جلد کتاب اسب رقصان

کتاب اسب رقصان

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
جوجو مویز، مریم مفتاحی
انتشارات: 
نشر آموت
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
parnian
۳
مرد مسن بدون این که به مک نگاه کند، گفته بود: هر باری که خیال می‌کنم اسب را خوب می‌شناسم، می‌بینم چیز دیگری وجود دارد که شگفت‌زده‌ام می‌کند. مک گفت: «همین احساس را من نسبت به آدم‌ها دارم.»
parnian
۲
شما چرا همه‌اش عکاسی می‌کنید؟ مک لبخند زد، خوشش آمده بود. ـ چون همیشه می‌شود یک عکس بهتر انداخت.
parnian
۲
اگر به تنفس‌تان فکر نکنید، باز هم می‌بینید نفس‌تان فرو می‌رود و دوباره برمی‌آید، اصلا هم مهم نیست سرگرم چه کاری هستید، می‌دوید، سوار اسب هستید، خوابیده‌اید، فرقی نمی‌کند، دم و بازدم به‌خودی‌خود انجام می‌شود و نفس‌تان کارش را انجام می‌دهد و شما را زنده نگه می‌دارد. اما همین که به آن فکر می‌کنید، از فعالیت می‌افتد و منتظر می‌ماند تا شما ریه‌هایتان را از هوا پر کنید. وقتی به چیزهای بد می‌اندیشید، وقتی بدن‌تان از ترس منقبض می‌شود، نفس بند می‌آید.
استودیوس
۲
پول خوشبختی نمی‌آورد، ولی مسلمآ شرایطی را فراهم می‌کند که آدم کمتر احساس درماندگی کند.
استودیوس
۱
دردِ طلاق هرگز به پایان نمی‌رسد.