جملات زیبا از متن کتاب نامی نمی توان گذاشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامی نمی توان گذاشتsubscriptionAvailable

کتاب نامی نمی توان گذاشت

مجموعه شعر

۳.۷(از ۱۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
آریا صدیقی
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۶۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

من مبتلا به ریاضی‌ام شعر می‌نویسم که اثبات کنم چیزی که به‌علاوهٔ چیزی می‌شود اگر همان چیز را دوباره از او کم کنیم دیگر آن اوی اولیه نخواهد بود انسان عددی‌ست که تغییر می‌کند
Sheyda Shojaei
۲۶
همهٔ درها را هم که بسته باشی از پنجره می‌آید دلتنگی
Sheyda Shojaei
۱۷
چراغ‌ها یکی‌یکی برای دیدنِ شب خاموش می‌شوند
bud
۱۵
در رشت همه‌چیز زنگ می‌زند الا تو
Sheyda Shojaei
۱۵
تنهایی برای نترسیدن از تنهایی خوب است موسیقی برای نشنیدن آن‌چه به‌هم نمی‌گوییم
Sheyda Shojaei
۱۱
آدم تا برگ‌هاش نریزند با چشم خودش نمی‌بیند از کجای تَرَک استخوانش جوانه می‌روید
Sheyda Shojaei
۱۱
یک عمر اشتباهِ یک نفر می‌تواند همین باشد همین همین که فکر کند از افتادنش ممکن است دیگری دردش بگیرد
Taranom
۹
من از باران بیزار بودم اما آدم تا خیس نشود نمی‌خشکد تا خشک نشود نمی‌شکند تا نشکند داد نمی‌زند تا داد نزند صدای خودش را نمی‌شناسد
Sheyda Shojaei
۷
آن نهنگِ ناخواسته که زنده به ساحل رسید من بودم تمام آب‌های جهان را دنبال جای پارک گشتم دنیا زودتر از آن‌چه فکر می‌کردم پُر شده بود همهٔ دریاها شبیه هم‌اند جایی تمام می‌شوند جایی با آخرین رمقی که دارند خستگی‌شان را روی دوش خشکی می‌اندازند درست همان جا به دنیا آمدم من
محمدجواد
۶
از ندیدنت بود که بازمی‌گشتم و دستان خالی‌ام را هر چه می‌شستم رنگ می‌داد
bud
۶
جنازهٔ آغوشی را همچون پالتویی که بیندازیم روی تخت انداخته بودم زمین
bud
۴
مرگ گاهی باران مرددی‌ست تنها لحظه‌ای هنگام باریدنْ برف می‌شود
Atena
۴
آغوشِ مهربانی‌ست افسردگی تنهات نمی‌گذارد ظرف‌ها و زباله‌ها را انکار می‌کند اندوه را انکار می‌کند زندگی را به حاشیهٔ امن می‌کشاند به ماندن در رخت‌خواب به هزاربار پِلِی کردن یک آهنگ و بستن کتاب در همان صفحه‌ای که باز کرده بودی
Sheyda Shojaei
۴
یک عمر اشتباهِ یک نفر می‌تواند همین باشد همین همین که فکر کند از افتادنش ممکن است دیگری دردش بگیرد
Sheyda Shojaei
۴
بازگردانم روی میز و با من از مزه‌های خوب جهان کتاب آشپزی بنویس
آزادی
۴
من مبتلا به ریاضی‌ام شعر می‌نویسم که اثبات کنم چیزی که به‌علاوهٔ چیزی می‌شود اگر همان چیز را دوباره از او کم کنیم دیگر آن اوی اولیه نخواهد بود انسان
پاییز بانو
۴
در رشت همه‌چیز زنگ می‌زند الا تو
پاییز بانو
۴
چه جهنم سردی برای خودم ساخته‌ام حتا یقه‌ام را که بالا می‌کشم این تویی که در من ها می‌کنی
سوسک منفعل
۴
انسان به فکر ساختن خانهٔ همراه است
bud
۳
اتوبوس را نگه دارد زمان را از برق بکشد مردم را پیاده کند
bud
۳
شهر من جدولی‌ست که قرار بود فردا جوابش در روزنامه‌ای چاپ شود که امروز توقیف شد
Atena
۳
همهٔ شیرها چکه می‌کنند همهٔ شیرها وقتی که جنگل را به شهر تبدیل می‌کنیم
Sheyda Shojaei
۳
دردهای کوچک خوب‌اند به دردِ نیندیشیدن به دردهای بزرگ‌تر می‌خورند
Sheyda Shojaei
۳
و خستگی چمدانی‌ست که او را می‌برد با خود
Sheyda Shojaei
۳
زمان یکی از همین شبکه‌های تلویزیونی‌ست دکمه‌ای برای پاز ندارد استُپ نمی‌شود ما تنها می‌توانیم گیرنده‌هامان را خاموش کنیم یا به‌ناچار به کانال دیگری برویم
Sheyda Shojaei
۳
یک عمر اشتباهِ یک نفر می‌تواند همین باشد همین همین که فکر کند از افتادنش ممکن است دیگری دردش بگیرد
Aiden
۳
همهٔ شیرها چکه می‌کنند همهٔ شیرها وقتی که جنگل را به شهر تبدیل می‌کنیم
پاییز بانو
۳
یک عمر اشتباهِ یک نفر می‌تواند همین باشد همین همین که فکر کند از افتادنش ممکن است دیگری دردش بگیرد
سوسک منفعل
۳
همچون شقایقی در دشت که نمی‌توانی بچینی و به خانه بیاوری و برایت زیبا بماند از آن‌ها که دوست‌شان داری عکسی بگیر و به دیوارهای خانه‌ات لبخند بزن
Taranom
۳
اما صدای خیس به چه درد می‌خورد عین پرنده‌ای که هر چه می‌گوید غار است تاریک و طولانی
bud
۲