آن نهنگِ ناخواسته
که زنده به ساحل رسید
من بودم
تمام آبهای جهان را
دنبال جای پارک گشتم
دنیا زودتر از آنچه فکر میکردم
پُر شده بود
همهٔ دریاها شبیه هماند
جایی تمام میشوند
جایی با آخرین رمقی که دارند
خستگیشان را روی دوش خشکی میاندازند
درست همان جا به دنیا آمدم من