
٪۵۰
کتاب پشیمانم کن
مجموعه شعر
پدیدآورندگان:
عباس صفاریانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
reyhan
۴۲
فرار
از سر تنهایی که باشد
انتقال تنهاییست
از مکانی به مکان دیگر
علیرضا
۱۲
شبیه تو را
هیچ شهر و خیابانی
به خود ندیده است
بیا و پشیمانم کن
از تماشای چهرههایی
که در ازدحام خیابانها
اندک شباهتی به تو داشتهاند
بیا
و از تمام «من» های بی «تو»
پشیمانم کن.
Gloria
۸
در غیاب تو آب از آب
آنقدر تکان خورده است
که هر شب سیلابی خروشان
آوار میکند خواب مرا
AmirHossein
۷
یقین داشته باش از این دنیا
تو نباشی سر سوزنی
کم نخواهد شد
و من نیز همچنان خواهم بود
و روزم را
به شب خواهم رسانید
اگرچه به جان کندن.
کتابها مرا صدا میزنند...
۶
بیا
و از تمام «من» های بی «تو»
پشیمانم کن.
علیرضا
۶
نقطهٔ پایان را
بر این کسالت صعبالعلاج
تو باید بگذاری
Gloria
۶
در تقویم ما روزهایی هست
پیشبینیناشده
و شبیه روز مبادا
که هیچچیزش
به هیچچیز نمیآید
(:Ne´gar:)
۵
هربار که آمدهای
آخرینبار بوده است
و هربار که رفتهای اولینبار
فردا تو را
برای اولینبار خواهم دید
همانطور که دیروز
برای آخرینبار دیدمت
AmirmohammadYavari
۴
گناهی که نیاز
به توبه نداشته باشد
عین ثواب است
• Khavari •
۴
اگرچه هنوز میتواند
گلی را در پیادهرو
آنچنان ببوید که سلولهای کسلِ بینیاش
به رقص درآیند
اما پشتکرده
به گلزارهای دنیا
خود را در آینههای پژمردهٔ غروب
در هیئت چهارپایهای میبیند سرنگون
که بر فراز آن
مردی حلقآویز در هوا
تاب میخورد.
متین
۴
باد
با سوراخهای نی بازی میکند
باران
با ساقههای سربهراه علف
و من
با چند کلمهٔ گیج و بیخبر از خود
که از خواب اصحاب کهف
بهزور بیدار
و قبراقشان کردهام
علیرضا
۳
بیا
کنار این قاب مهتابی
در برابرم بنشین
و سراپا پشیمانم کن
از تمام گناهانی که هرگز
مرتکب نشدم
پشیمانم کن
مهرنوش
۳
بیا
و از تمام «من» های بی «تو»
پشیمانم کن.
مهرنوش
۳
در این عصر خودشیفته
زمانی گمشده محسوب میشوی
که جای خالیات اشکی
از چشمی جاری کند
مهرنوش
۳
فرار
از سر تنهایی که باشد
انتقال تنهاییست
از مکانی به مکان دیگر
چهبسا از چیزی گریختهای
که در جسموجان خودت
آشیانه داشته است
Atena
۲
مثل مرگ در دریا
که نمیآید به کودکان سوری
و سفرهٔ خالی
که به هیچ خانهای نمیآید
ali73
۲
فرار
از سر تنهایی که باشد
انتقال تنهاییست
از مکانی به مکان دیگر
میلاد پرنیانی
۲
در چشم رسولانی که از دم
چوپان بودهاند
گوسفندی بیش نیستی
در یکقدمی گرگ
شهابواره
۲
موجایم که آسودگیِ ما عدمِ ماست
میپنداری از دنیا
آنقدر جلو زدهای
که خوابی آسوده
در غار اصحاب کهف
پاداش پیروزیات باشد
اما
بیدار که میشوی دنیا
مانند لاکپشت کارکشتهای
از تو سبقت گرفته است.
مهرنوش
۲
مهم نیست
از کدام دندهٔ نحس
بیدار شده باشی از خواب
در تقویم ما روزهایی هست
پیشبینیناشده
و شبیه روز مبادا
که هیچچیزش
به هیچچیز نمیآید
AmirmohammadYavari
۱
در غیاب تو آب از آب
آنقدر تکان خورده است
که هر شب سیلابی خروشان
آوار میکند خواب مرا
بیا و بیدارم کن از این کابوس
و بگذار در آن لحظهٔ سیاه سقوط
به گلهای سپید دامنت چنگ بیندازم
کتابها مرا صدا میزنند...
۱
در غیاب تو آب از آب
آنقدر تکان خورده است
که هر شب سیلابی خروشان
آوار میکند خواب مرا
AmirHossein
۱
فکر فرار
و گموگور شدن
به سرت اگر زده است
راه دوری شاید
لازم نباشد بروی
چهبسا دیرزمانی است
در شهر و دیار خودت گم شده
و خود خبر نداری
در این عصر خودشیفته
زمانی گمشده محسوب میشوی
که جای خالیات اشکی
از چشمی جاری کند
Mina.
۱
اگر به جستوجویت کسی
آستین بالا نزند
قطعاً گم نشدهای
نهایتش در یکی از ایستگاههای هستیات
جا ماندهای
یا در بنبست روزگار
داری درجا میزنی
بیحضوریات اگر
خوابوخیال کسی را
مختل نکرده باشد
قطعاً گم نشدهای
و اخبار گم شدنت نیز
با عکس ششدرچهار
در تیراژ میلیونی هم چاپ شود
ناخوانده خواهد ماند.
Mina.
۱
خسته از دست من
وقتی به خیابان زدی
مثل آدمک برفی اواخر اسفند
سراپا گریه بودی و اشک
گیرم تمام چراغهای دنیا سبز
تمام آدرسها سرراست
و لبخند تمام رهگذران
به پهنای خوشامد نوروزی
مگر نمیدانستی
کسی که سایهاش را
روی این صندلی جا بگذارد
و عطر آغوشش
به عمق بالشتها و کوسنهای این خانه
نفوذ کرده باشد
راه دوری نخواهد رفت
زیر آسمان خدا
فقط قلب آکبند فرشتههاست
که هرگز نمیشکند.
AmirHossein
۱
در چشم رسولانی که از دم
چوپان بودهاند
گوسفندی بیش نیستی
در یکقدمی گرگ
در چشم اولیایت
کودک سربههوایی که هرگز
بزرگ نخواهی شد
در چشم دولتمردانی که رأی تو
رقم میزند اقتدارشان را
رقم بیمقداری هستی
در همسایگی صفر
و سرانجام
در چشم ملکالموتی که از ابتدا
چشم دیدنت را نداشته است
مخلوق گندمخوردهای
که خود اکنون
گندمزاری شده است
آمادهٔ درو.
نغمه میلانی
۱
در غیاب تو آب از آب
آنقدر تکان خورده است
که هر شب سیلابی خروشان
آوار میکند خواب مرا
A.mIr.1999
۱
مردی حلقآویز در هوا
تاب میخورد.
میلاد پرنیانی
۱
فرار
انتقامیست
که از خود میگیری
میلاد پرنیانی
۱
آینهٔ دستشویی
چهرهای نشانت خواهد داد
المثنای افسردگیات
