مردم مشوش اصلاً آن چیزی که به نظر میآید نیست. نه سارق، سارق است و نه خرگوش، خرگوش. فقط یک پل همه را به هم وصل میکند. بکمن مثل جریان زندگی است. همیشه رازهایی تاریکتر و جذابتر در پس ظاهر کلماتش وجود دارد.
سال ۱۹۷۳ بعد از جریان گروگانگیری حقیقی در استکهلم، چهار کارمند بانکی که گروگان گرفته شدند، برای گروگانگیر خودشان دل میسوزاندند و از آنجا اسم سندرم استکهلم روی آنها ماند. بکمن در این کتاب این مفهوم را بسط و گسترش داد. نشانمان داد تشویشهای همیشهٔ زندگی، تلاشهای روزمره و تصمیماتمان چطور روی بقیه تأثیر میگذارد.