
بریدههایی از کتاب بررسی مسالهی عدل الهی همراه با حل معمای خیر و شر
دستهبندی:
امتیاز
۴.۴از ۲۲ رأی
۴٫۴
(۲۲)
مؤمن در برابر این حوادث، ناگهان از خواب غفلت بیدار شده و به یاد میآورد که نباید به امور گذرا و ناپایدار دل ببندد؛ به همین دلیل توجه و انسش به خداوند متعال بیشتر شده و به او نزدیکتر میشود.
گمنام
جامعهای که مردم آن با تنبلی و کوتاهی انس گرفتهاند، به فقر و فلاکت دچار میشوند؛ چه مسلمان باشند و چه نباشند
Amirsalar.D
آنچه در عمل مهم است روح عبودیت و اخلاص است. عمل انسان اگر فاقد عبودیت و اخلاص باشد تا جایی انسان را بالا میبرد، ولی در مراحل بالاتر که میزان عبودیت انسان آزمایش میشود، انسان در امتحان الهی مردود شده و سقوط میکند.
huseinmoradi
در مسیر کمال برای یکی فقر خوب است و برای دیگری غنا، برای یکی مرض پسندیده است و برای دیگری سلامتی، برای یکی غربت نیکوست و برای دیگری انس و رفاقت
گمنام
انسان اگر خود را مالک بپندارد، به تکبر دچار شده و تواضعش در برابر خداوند کم میشود. برای رشد و حرکت بهسوی خداوند، باید هر چیزی غیر از خدا را از دل بیرون کرد؛ به همین دلیل به انفاق مال و جان سفارش فراوانی شده است و ایثار را از مهمترین اسباب تقرب به خداوند شمردهاند.
گمنام
فرض کنیم پادشاه مهربانی تمام دارایی خود را میان فقرای شهر تقسیم کرده و به همه تا حدّ ممکن، لطف و اکرام نموده است. او اکنون از کنار چند فقیر که در گوشهای نشستهاند، عبور میکند و تصمیم میگیرد بازهم به آنها کمک کند. پادشاه برحسب حکمتها و مصلحتهایی که درنظر دارد، به نفر اول ۱ میلیون، به نفر دوم ۵ میلیون، به نفر سوم ۱۵ میلیون و به نفر چهارم ۱۰۰ هزارتومان کمک میکند. آیا در این مثال، پادشاه در حق کسی ظلم کرده است؟ آیا شخص چهارم میتواند ادّعا کند که چون به او کمتر کمک شده، مورد ظلم قرار گرفته است؟ واقعیت این است که پادشاه، نهایت لطف و مهربانی را در حق ایشان روا داشته، هیچ ظلمی هم مرتکب نشده و هریک از کمکهای او، فقط از روی احسان و نیکوکاری بوده است.
گمنام
خداوند پاداش هرکس را عادلانه و حتی بیشتر از حقش در دنیا و آخرت ادا میکند و هرگز ظلمی از او سر نخواهد زد
گمنام
احتمالاً قضاوت دیگران این بود که خداوند ما را ناقص خلق کرده است و ما بیچارهها بال نداریم و ناقصُالخلقه هستیم؛ ما هم همیشه از اینکه ناقصُالخلقه هستیم غصه میخوردیم و احساس رنج میکردیم. گمان میکردیم که از نعمت پرواز محرومیم و به خداوند همیشه اعتراض میکردیم که چرا ما را با اینهمه رنج و غصه خلق کرده است. ولی آیا واقعاً خداوند به ما شر و بدی رسانده است یا مسئله این است که ما خود را ناقص و بد میپنداریم؟ آیا خداوند نقصی در ما آفریده است یا اینکه تنها کمال بیشتری را نیافریده است؟ با کمی تأمل آشکار میشود که خداوند در آن دنیایِ فرضی به ما بدی و بیچارگی نداده و نقصی نیافریده است؛ بلکه فقط نسبت به دیگران نعمت کمتری عطا فرموده است و چون به دیگرانی بیشتر نعمت داده است و ما توقع داریم که با دیگران مساوی باشیم، خود را بدبخت و بیچاره و بیبال مییابیم!
گمنام
که معیار شر، رنج ما انسانهاست. آیا ملاک خوب یا بدبودن کار خداوند و سلسله عللی که حوادث عالم را ایجاد میکنند، رنجدیدن یا لذتبردن ما انسانهاست؟
گمنام
بیچارگیهای دنیوی ما از خرابی عینکی است که بر چشم خود زدهایم و همواره خود را با دیگری مقایسه میکنیم. نبودها را بودنِ نقص میشماریم و آنگاه خداوند را مسئول این نقص میپنداریم.
حنانه
گناه، یعنی عملی که انسان را در مسیر دلبستگی بیشتر به دنیا و دوری از محبت خداوند حرکت میدهد
حنانه
زمانی انسان قدر سلامت را میفهمد که با بیماری مواجه شود و وقتی ارزش امنیت را درمییابد که ناامنی را تجربه کند.
Amirsalar.D
بسیاری از شُرور در حقیقت محصول نبودنهاست و این نبودنها به خالق نیازی ندارد و نمیتوان گفت خداوند شر را خلق کرده است؛
حنانه
بنده همان به که ز تقصیر خویش
ورنه سزاوار خداوندیَش
عذر به درگاه خدای آورد
کس نتواند که بهجای آورد
Amirsalar.D
اگر زشتیها و بدیها نبود، زیباییها جلوهای نداشت.
Amirsalar.D
دانستیم که معیار شر، رنج ما انسانهاست. آیا ملاک خوب یا بدبودن کار خداوند و سلسله عللی که حوادث عالم را ایجاد میکنند، رنجدیدن یا لذتبردن ما انسانهاست؟ آیا ما انسانها آنقدر مهم هستیم که خداوند باید افعال خود را با لذت و رنج ما تنظیم کند؟ مگر ما انسانها در خوب و بد رفتارهایمان به زیردست خود نظر میکنیم و معیار را رنج و لذت حیوانات یا درختان و یا دیگر موجودات قرار میدهیم تا انتظار داشته باشیم خداوند که واجب الوجود است، به زیردست خود نظر کند و معیار را رنج و لذت ما انسانها قرار دهد؟ آیا عاقلانه است که ما از بیرون برای خداوند نسخهای بپیچیم و برای او که خالق همهچیز است، تکلیفی مشخص کنیم و بگوییم خداوند باید چنینوچنان کند و اگر نکند، کار او حکیمانه و صحیح نیست؟
saratwin
همهٔ قضایای فلسفی و اخلاقی، جوشیده از وجود نامتناهی اوست و ما برای اینکه قضایای اخلاقی حاکم بر عالم و خوب و بد آن را کشف کنیم، باید به خلقت خداوند و فعل او بنگریم و بر اساس آن بفهمیم که هرچه از ذات کامل نامتناهی صادر شده، در جای خود، نیکو است و آنچه انجام نداده، بد است و بر این اساس سنن الهی را کشف کرده و با همهٔ وجود بگوییم:
«جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکوست
saratwin
عادل کسی است که حق هرکسی را بهجا میآورد.
raz
برهانهای فلسفی بهخوبی اثبات میکند که معلول و مخلوق در همهٔ وجود خود، محتاج به علت و خالق خود بوده و هرچه دارد با تمام وجود، متعلق به علت است و محال است که از خود چیزی داشته باشد؛ بههمینجهت مخلوق هیچگاه نمیتواند از خالق طلبکار باشد.
raz
درحقیقت این ما هستیم که با توقع کاذب و توهّم تساوی دو مفهوم «نداشتن نعمت اضافه» و «داشتن کمبود»؛ از خداوندمتعال طلبکار شده و او را مقصر میخوانیم!
بیچارگیهای دنیوی ما از خرابی عینکی است که بر چشم خود زدهایم و همواره خود را با دیگری مقایسه میکنیم. نبودها را بودنِ نقص میشماریم و آنگاه خداوند را مسئول این نقص میپنداریم.
huseinmoradi
البته این اختلافات «تفاوت» است، نه «تبعیض»؛ زیرا اصلاً هیچکس قبل از خلقت حقی نداشته است که گمان شود در اعطای حقوق افراد «تبعیضی» صورت گرفته است.
huseinmoradi
حضرت امامصادق (ع) میفرمایند: «اِنَّهُ لَیکونُ لِلْعبدِ مَنزِلةً عِندَ الله فَمَا یَنَالها إِلاَّ بِإِحدَی الخصلَتَین؛ إمّا بِذِهَابِ مَالِهِ أَو بِبَلِیِّةٍ فِی جَسَدِهِ» (چه بسا برای بندهای نزد خداوند درجهای است که به آن نمیرسد، مگر با یکی از این دو چیز: یا با رفتن مالش یا با بلایی در جسمش).
Sobhan Naghizadeh
«جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزش بجای خویش نیکو است»
mohadeseh
دنیا مانند غار تاریکی است که ما را فریفتهٔ زیباییهای خود میکند و مصیبتها برای آن است که بفهمیم این لذتها و زیباییها ارزشی ندارد و تا هنگامی که سرگرم این دنیا باشیم، راه نفوذ در عوالم بالا را نخواهیم یافت و ما باید روزنهای به عوالم بالا که سراسر نور است بگشاییم.
کاربر ۸۹۹۳۲۰۱
ظلم در موقعیتی معنا پیدا میکند که حقی وجود داشته باشد.
Amirsalar.D
ذهن ما به یک خطای منطقی دچار میشود و «نداشتن نعمتِ اضافه» را «داشتن مریضی و بیچارگی و نقص» مینامد و فکر میکند خداوند، بیچارگی و نقص را برای ما آفریده است؛ چنانکه نداشتن چشم را «داشتن کوری» مینامد و گمان میکند خداوند به ما کوری عطا کرده است؛ درحالیکه نداشتن چشم، «نداشتن» است و اینطور نیست که خداوند این «نداشتن» را آفریده و به ما داده باشد؛ بلکه او به شخص نابینا کمتر نعمت داده است. پس چنین نیست که خداوند به نابینا نعمتهای زیادی داده باشد و علاوه بر آن یک مصیبت هم به نام «کوری» آفریده و در او قرار داده باشد.
Amirsalar.D
یکی از این سنتهای الهی این است که هر قومی که در راه بهرهمندی از نعمتهای دنیوی آنطورکه شایسته است تلاش کند، نتیجهٔ تلاش و کوشش خود را در دنیا خواهد یافت و زحمت او بینتیجه نخواهد بود؛ چه مؤمن باشد و چه کافر
Amirsalar.D
فقر یک جامعه هیچگاه نتیجهٔ ایمان آن جامعه نیست، چنانکه وضعیت مطلوب مادی هیچ جامعهای، محصول کفر آن اجتماع نبوده است و هرکس در مسیر رسیدن به نعمتهای مادی به مقداری که تلاش کند بهره میبَرد.
Amirsalar.D
بخشی از شُرور، محصول توهّمات ماست و نمیتوان به خداوند متعال اعتراض کرد که چرا آنها را خلق کرده است
Amirsalar.D
در حقیقت واقعیتی به اسم شر وجود ندارد که بخواهد به آفریننده نیاز داشته باشد
Amirsalar.D
حجم
۹۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه
حجم
۹۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه
قیمت:
۲۱,۹۹۹
تومان