جملات زیبای کتاب خال‌کوبی | طاقچه
تصویر جلد کتاب خال‌کوبی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب خال‌کوبی

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
پونه ابدالی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۳۶۹۵۰۸۰
۱
ذهنش خالی بود. خیره بود به غبار، به خاک روی میز عسلیِ جلوش، به مبل‌ها که روی‌شان ملحفهٔ سفید کشیده بود، به پنجره‌های بلند و بزرگ که آفتاب و درختِ گیلاس و کوهِ دوردست را قاب گرفته بود، به تابلوها، به عکس‌های روی دیوار، به دفترچه‌تلفن، به فرش، به پرزهای جمع‌شده کنار پایهٔ میز ناهارخوری.
کاربر ۳۶۹۵۰۸۰
۰
گرمای پتو لحظه‌ای پگاه را آرام کرد. برگشت رو به سیلور که نشسته بود کنار پنجره و از گوشهٔ چشم نگاهش می‌کرد. انگشتش را کشید روی پنجره. حیوان نوک زد به شیشه و سرش را بالاوپایین برد، بعد نوکش را کرد توی بالش و چند پَر کَند و انداخت روی زمین. «مامان‌بزرگم هر وقت می‌خواست ما رو نصیحت کنه یا یه حرفی بزنه که روش نمی‌شد، می‌گفت بیاید براتون فال بگیرم.»