لیندا: رومروم نمیشه. چطوری میتونم به روش بیارم؟ هر روز میرم پایین و اون لولهٔ لاستیکی رو برمیدارم. اما، وقتی برمیگرده خونه، دوباره میگذارم سر جاش. چطور میتونم کاری کنم بهش بر بخوره؟ نمیدونم چیکار کنم. هر روز میمیرم و زنده میشم، بچهها. یه چیزی رو بهتون بگم، هر فکری به سر اون بزنه، من میفهمم. شاید به نظر اُملبازی و احمقانه بیاد، اما بهتون میگم: اون همهٔ زندگیش رو برای شما گذاشت،