جملات زیبای کتاب انجمن نکبت ‌زده ‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب انجمن نکبت ‌زده ‌ها

بریده‌هایی از کتاب انجمن نکبت ‌زده ‌ها

نویسنده:سلمان امین
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۶از ۲۱ رأی
۳٫۶
(۲۱)
گاهی دردهایی به جسم وجان آدم می‌ریزند که گریه جایش را به نفرت می‌دهد. گریه مال دردهایی است که می‌شود با آن کنار آمد. زخم‌های عمیق گریه نمی‌شوند؛ کینه می‌شوند.
فقیر
خاصیت بدبختی اینه که از یه نفر به یه نفر دیگه سرایت می‌کنه. مثل ایدز می‌مونه. من به‌ش می‌گم ویروس نکبت.
صدراجون من دوست دارم
بدتر از زندانی بی‌ملاقاتی زندانی بی‌چشم‌انتظار است
صدراجون من دوست دارم
بچه‌ها برای گفتن همهٔ دردهای‌شان فقط یک زبان می‌شناسند؛ گریه
فقیر
ایبیش بی‌قرار بود. بازوهایش را ضربدری گرفته بود و مدام خودش را عقب‌جلو می‌کرد. بی‌قراریِ اعتیاد درد نیست، یعنی چیزی که آدم را بکشد نیست. در واقع یک جور کلافگی بی‌پایان است که جز مصرف وعده‌ای دیگر درمان علمی شناخته‌شده‌ای ندارد.
sheloo
لباس جابه‌جا تا کمر دریده شد و نقش خالکوبی بزرگی روی کمرش به چشم خورد. «شرمنده از آنیم که در روز مکافات، اندر خور عفو تو نکردیم گناهی.»
کاربر ۲۰۷۵۵۱۸