
٪۵۰
کتاب انجمن نکبت زده ها
قاسم داشت مثل کرّهای که به دنبال مادرش میدود...
پدیدآورندگان:
سلمان امینانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
فقیر
۶
گاهی دردهایی به جسم وجان آدم میریزند که گریه جایش را به نفرت میدهد. گریه مال دردهایی است که میشود با آن کنار آمد. زخمهای عمیق گریه نمیشوند؛ کینه میشوند.
صدراجون من دوست دارم
۵
خاصیت بدبختی اینه که از یه نفر به یه نفر دیگه سرایت میکنه. مثل ایدز میمونه. من بهش میگم ویروس نکبت.
صدراجون من دوست دارم
۲
بدتر از زندانی بیملاقاتی زندانی بیچشمانتظار است
فقیر
۲
بچهها برای گفتن همهٔ دردهایشان فقط یک زبان میشناسند؛ گریه
sheloo
۱
ایبیش بیقرار بود. بازوهایش را ضربدری گرفته بود و مدام خودش را عقبجلو میکرد. بیقراریِ اعتیاد درد نیست، یعنی چیزی که آدم را بکشد نیست. در واقع یک جور کلافگی بیپایان است که جز مصرف وعدهای دیگر درمان علمی شناختهشدهای ندارد.
کاربر ۲۰۷۵۵۱۸
۱
لباس جابهجا تا کمر دریده شد و نقش خالکوبی بزرگی روی کمرش به چشم خورد. «شرمنده از آنیم که در روز مکافات، اندر خور عفو تو نکردیم گناهی.»