جملات زیبا از متن کتاب انجمن نکبت ‌زده ‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب انجمن نکبت ‌زده ‌ها
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب انجمن نکبت ‌زده ‌ها

قاسم داشت مثل کرّه‌ای که به‌ دنبال مادرش می‌دود...

۳.۶(از ۲۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
سلمان امین
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
داستان ایرانی

۱۵۵,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۶۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

گاهی دردهایی به جسم وجان آدم می‌ریزند که گریه جایش را به نفرت می‌دهد. گریه مال دردهایی است که می‌شود با آن کنار آمد. زخم‌های عمیق گریه نمی‌شوند؛ کینه می‌شوند.
فقیر
۶
خاصیت بدبختی اینه که از یه نفر به یه نفر دیگه سرایت می‌کنه. مثل ایدز می‌مونه. من به‌ش می‌گم ویروس نکبت.
صدراجون من دوست دارم
۵
بدتر از زندانی بی‌ملاقاتی زندانی بی‌چشم‌انتظار است
صدراجون من دوست دارم
۲
بچه‌ها برای گفتن همهٔ دردهای‌شان فقط یک زبان می‌شناسند؛ گریه
فقیر
۲
ایبیش بی‌قرار بود. بازوهایش را ضربدری گرفته بود و مدام خودش را عقب‌جلو می‌کرد. بی‌قراریِ اعتیاد درد نیست، یعنی چیزی که آدم را بکشد نیست. در واقع یک جور کلافگی بی‌پایان است که جز مصرف وعده‌ای دیگر درمان علمی شناخته‌شده‌ای ندارد.
گندم
۱
لباس جابه‌جا تا کمر دریده شد و نقش خالکوبی بزرگی روی کمرش به چشم خورد. «شرمنده از آنیم که در روز مکافات، اندر خور عفو تو نکردیم گناهی.»
کاربر ۲۰۷۵۵۱۸
۱