
AmirHossein
۴
«عکاسی بیش از تمامی هنرهای پیش از خود به ما درد داده است.»
AmirHossein
۳
افراد جامعه بیش از آنکه از بابت چهرهٔ فردی و منحصربهفرد خودشان نگران باشند، در خصوص از دست دادن چهرهٔ اجتماعی خود نگرانی دارند. آنها بدنی متعلق به طبیعت و چهرهای متعلق به اجتماع هستند.
AmirHossein
۲
سلفی گرفتن نیز نوعی خواست اجتماعی است برای تکثیر چهرهای که اجتماع آن را در نظر دارد.
AmirHossein
۲
گوتفرید بوهم در کتاب پرتره و فرد از پیدایی پرترههای مستقل در عصر جدید و بازنمایی فردیت در آنها سخن میگوید. از منظر وی، این پرترهها به «دیگری» مینگرند و ارتباط میان پرتره و «دیگری» و تبادل نگاه در این پرترههاست که موجب بازنمایی فردیت در آنها شده است. پرتره موجب یادآوری چهرهٔ افراد و نمایندهٔ آنها در سطحی بیجان است. پرتره جدا ساختن چهره از بدن و انتقال آن به سطحی نمادین است. در نهایت پرتره جانشین چهرهٔ غایب است.
AmirHossein
۱
تاریخ تصاویر صرفاً تاریخی خطی نیست که از «قبل» به «بعد» و همینطور به جانب آینده ادامه یابد؛ در قلمروِ تصاویر شاهد تاریخ معکوسی هستیم که در آن «قبل» در پرتوِ «بعد» به بخشی از وجود بالقوهٔ خود فعلیت میبخشد.
AmirHossein
۱
نمیتوان چهره را ماحصل فردیت دانست، بلکه هر چهرهای مقید به فشارهای بیرونی و اجتماعی است. ایدهآلهایی که این یا آن جامعه به نحوی ضمنی یا صریح برای زیبایی یا مقبولیت چهره تعریف کرده است منجر به پیدایی این چهرهٔ اجتماعی میشود.
☆Nostalgia☆
۱
نظام مد نیز به دنبال از میان بردن تکثر چهرههاست. تبلیغات لوازمآرایش و القای گونههای خاصی از «تزیین» چهره به گونهای چهرهٔ جمعی اشاره دارند و کنار نهادن چهرهٔ فردی را تشویق میکنند.
mobina
۱
چهره از آن حیث غنی است که در ساحتِ اخلاق و مقدم بر من قرار دارد و از آن حیث «مسکین» است که در ساحت وجودی یا سیاسی قرار دارد و کاملاً «آسیبپذیر و در معرض ناملایمات و بیحفاظ و پناهگاه» است
AmirHossein
۰
تصاویر قربانیانِ اسیدپاشی صرفاً یادآوریِ شخصی چهرهای متعلق به گذشته است که در «اینجا و اکنون» نیست. حتی در لحظهای که فرد قربانی عکس «قبلی» اش را در دست دارد، فقط به مسائلی نظیر «عاطفه» و «هویت» اشاره ندارد، بلکه زجری را آشکار میسازد که شخصی است و تداوم دارد.
mobina
۰
«بهترین طریق مواجهه با دیگری این است که حتی متوجه رنگ چشمهای او نشوید! وقتی رنگ چشمها را مشاهده میکنیم برکنار از رابطهٔ اجتماعی با دیگری هستیم.»