جملات زیبا از متن کتاب دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته | طاقچه
تصویر جلد کتاب دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته

۳.۲(از ۲۷۲ امتیاز)
نوع کتاب

۷۸,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۳۱,۲۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

برای مادرم کنکور چیزی بود شبیه جذام. هیچ‌کس نباید به یک کنکوری نزدیک می‌شد و مریض را باید تا زمان امتحان توی اتاق قرنطینه می‌کردند.
Melika_SA
۸۳
«برای این‌که بتونی بقیه رو پاره کنی اول باید از خودت شروع کنی…»
جوجو
۴۶
تویی که خوانندهٔ حرفه‌ای هستی نباید فریبِ این سیاه‌بازی‌ها را بخوری. سریع از قسمت مقدمه رد شو و برو سراغ یکی از داستان‌ها.
Marta
۴۱
انگار وقتی شبیه همه می‌شوی، دیده نمی‌شوی و دیگر مهم نیست برای این شبیه شدن چه‌قدر تلاش کرده‌ای.
Motahareh.S
۳۹
آدم می‌تواند به چندش‌آورترین چیزها هم عادت کند، پس لازم است عادت‌هایش را مرور کند.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۳۵
خانواده فقط به‌شان آب و کود داده بود که قد بکشند، مدرسه هم مغزشان را با کاه و یونجهٔ تِست و فرمول پُر کرده بود.
odette
۲۴
هر وقت داستان یا رمانی خواندی که مقدمه دارد، بدان نویسنده نتوانسته داستانِ خوبی بنویسد و تلاش می‌کند با آوردنِ توضیحاتی در مقدمه، اثر معمولی‌اش را شاهکار جا بزند.
{Yasaman}
۲۰
«برای تقویت زبانِ انگلیسی می‌خوام آهنگ خارجی بزنم.»
ياسمن
۱۸
کدام آدمِ روانی‌ای گفته پدر و مادرها بین بچه‌های‌شان فرق نمی‌گذارند!
odette
۱۳
ببخش اما فراموش نکن.»
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۱۲
نفسم را حبس کردم تا بتوانم فشار را تحمل کنم. «اومدم دفاع‌شخصی یاد بگیرم نه این‌که خودم رو پاره کنم.» دوباره با دست فشار داد. «برای این‌که بتونی بقیه رو پاره کنی اول باید از خودت شروع کنی…»
sky.
۱۲
برای مادرم کنکور چیزی بود شبیه جذام. هیچ‌کس نباید به یک کنکوری نزدیک می‌شد
odette
۱۱
سیگار می‌کشی؟» «تفننی.» ادایم را درآورد. «تفننی… همهٔ معتادها همین رو می‌گن. مگه کسی مجبوری هم می‌کِشه که تو تفننی می‌کشی
Bookworm
۹
این جماعت حتی زحمتِ خواندنِ پشت جلد کتاب را هم به خودشان نمی‌دهند.
B-vafa
۹
توی شهرِ کوچکِ ما، رفتن پیش مشاور و روان‌شناس مرسوم نبود و ارزش هم نداشت آن‌همه پول بی‌زبان را بدهی که آخرش همهٔ تقصیرها را بیندازند گردن پدر و مادر. خانواده‌ها بیش‌تر از تکنیکِ تصویرسازیِ آیندهٔ مخدوش استفاده می‌کردند. «اگه همین‌طوری ناخن بخوری توی شیکمت مار درمی‌آری!»
adel alizadeh
۷
جایی خوانده بودم آدم می‌تواند به چندش‌آورترین چیزها هم عادت کند، پس لازم است عادت‌هایش را مرور کند.
Abolfazl.RPx
۷
انگار وقتی شبیه همه می‌شوی، دیده نمی‌شوی و دیگر مهم نیست برای این شبیه شدن چه‌قدر تلاش کرده‌ای.
Fatemah Moshref
۷
«جهان به این‌همه سِفتی نیاز نداره، شُل کن.»
MohammadAA2000
۷
از این‌ها که اولش خونسرد نگاه می‌کنن، بعد یهو دست‌شون رو می‌آرن بالا جلو ضربه رو می‌گیرن.
odette
۷
گفتم انسان باشند و به درد مردم نخندند، بیش‌تر خندیدند. انسانیت مُرده بود.
melik
۷
عادلانه‌تر این بود که دکترها هم لباس‌های‌شان را دربیاورند تا بیمار احساس تنهایی نکند.
odette
۶
گروه تا وقتی که کلمهٔ The End را نبینند و خیال‌شان راحت نشود که همه‌چیز تمام شده، ول‌کنِ ماجرا نیستند.
odette
۶
به‌وضوح مشکلِ فقرِ گفت‌وگو داشتند. خانواده فقط به‌شان آب و کود داده بود که قد بکشند، مدرسه هم مغزشان را با کاه و یونجهٔ تِست و فرمول پُر کرده بود.
hmd@
۶
مامان آرام گفت «تو هم شدی مثلِ بابات.»
odette
۵
«امشب شام مهمون منی. می‌خوام یه غذای ایتالیایی برات بپزم. تخم‌مرغِ تفت‌داده‌شده در روغنِ آفتاب‌گردان با نانِ تافتوناندو.»
odette
۵
برای مادرم کنکور چیزی بود شبیه جذام
MohammadAA2000
۵
انگشت‌هایم را باز می‌کردم و سعی می‌کردم طوری نگه‌شان دارم که ناخن‌هایم دیده شوند. اما هیچ‌کس به خاطر ناخن‌ها به‌ام تبریک نگفت، حتی هم‌اتاقی‌هایم متوجه این تغییر نشدند. انگار وقتی شبیه همه می‌شوی، دیده نمی‌شوی و دیگر مهم نیست برای این شبیه شدن چه‌قدر تلاش کرده‌ای.
کاربر ۲۴۱۱۲۰۸
۵
بعد از چند روز از پیدا کردن کار ناامید شدم. نشستم خانه و به راه‌های خودکشی ارزان فکر کردم. راهی که درد هم نداشته باشد. توی زندگی به اندازهٔ کافی درد کشیده بودم و لیاقت یک مرگِ بدون درد را داشتم
کاربر ۲۴۱۱۲۰۸
۵
انگار وقتی شبیه همه می‌شوی، دیده نمی‌شوی و دیگر مهم نیست برای این شبیه شدن چه‌قدر تلاش کرده‌ای.
dr.niki
۵
تخم‌مرغ‌ها که پخت، مانتوِ سمیرا را برداشتم و یکی از تخم‌ها را گذاشتم توی جیبِ چپش و آن یکی را هم گذاشتم توی جیب راست. گفتم «از این به بعد هر کی اعصابت رو به هم ریخت، یکی از این تخم‌مرغ‌ها رو نشونش بده و بگو حواله‌ت می‌کنم به این.»
محمد
۴