جملات زیبا از متن کتاب زمستان ۶۲ | طاقچه
تصویر جلد کتاب زمستان ۶۲subscriptionAvailable

کتاب زمستان ۶۲

۴.۲(از ۱۳۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
اسماعیل فصیح

قیمت:

۱۳۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«و توکل به خود خدا کنید.»
n re
۴۶
یک قسمت دیگر روحم غمگین است که ترا نمی‌بینم. چون می‌ترسم دیگر ترا هرگز نبینم. وقتی آدم بدون خداحافظی از یک نفر عزیز جدا می‌شود، و دیگر او را نمی‌بیند، مثل آن است که آن یک نفر را از آدم دزدیده‌اند.
شیوا
۲۸
تهران مثل خوزستان حال دفاع از خود و جنگ و شبهای ضدهوایی و دیگر اوضاع اضطراری و تنگدستی را ندارد. مردم تهران و استانهای مرکزی و شمالی میهن اسلامی چنان روزگار سپری می‌کنند که انگار جنگی وجود ندارد.
parisa_msi
۱۵
تنهاییم. با هم، ولی تنها.
Sahar B
۱۵
وقتی یک نفر را دوست داشتی، می‌خواهی برای او یک کاری بکنی. می‌خواهی هر کاری بکنی ـتا او زنده بماند. این جوری آدم به بهشت میرود.
حسین ایمانی
۱۳
«دلم می‌خواست یه نفر از کره مریخ و اونجاها می‌اومد، با چنگالش این موهای منو می‌گرفت، بلندم می‌کرد... میدونم که درد میاد، اما باشه، بذار درد بیاد، اما بلندم می‌کرد، می‌چرخوند، می‌چرخوند، و بعد هم پرت می‌کرد...» «کجا؟...» «بیرون از این کابوس. بیرون از این جنگ. بیرون از این خراب‌شده.»
n re
۱۳
من این نوع زندگی و این جهان فانی را نمی‌خواهم، و دوست دارم جهان و زندگی‌ام را به جانان دهم تا طعم واقعی عشق را بجشم... دوست دارم همانطوری که دنیا به من بی‌وفا بود من هم به او بی‌وفا باشم.
shariaty
۱۲
ایران کشوری عظیم و ملتی فناناپذیر است و هیچ کار ایران را نباید دست‌کم گرفت.
فقیر
۱۰
عزیزان قدر یکدیگر بدانید
n re
۹
می‌روم توی اتاق، و مراسم سنتی انداختن کلید بالای یخچال، انداختن کیفم روی تخت، پرکردن وان حمام، و لخت شدن و لغزیدن وسط آب گرم را مثل آدم‌آهنی انجام می‌دهم. من هم امروز بدم نمی‌آید وسط آب لزج و گرم به لقاءالله بپیوندم. اما اینکه لقاءالله حاضر باشد به من بپیوندد موضوع دیگری است.
shariaty
۹
در سرزمینی که در حال «جنگ تحمیلی» با «ابرقدرتها» ست، حتی مرغهای عشق هم باید یاد بگیرند خودکفا باشند.
کتاب خوان
۸
این روزها در ایران هر کسی از سر خاک یکی برمی‌گردد.
n re
۷
مردم تهران همیشه خدا را شکر می‌کنند. «بابا، حالا خوبه.» اگر برق دو ساعت برود می‌گویند بابا حالا خوبه که دو ساعت میره. اگر چهار ساعت برود می‌گویند بابا حالا خوبه که چهار ساعت میره. اگر اصلا برود می‌گویند بابا حالا خوبه که نفت هست. اگر نفت نباشد می‌گویند بابا حالا خوبه که زغال هست. اگر توی ستون فقراتشان لگد بزنند می‌گویند بابا حالا خوبه که توی مخ‌مون نزدند. اگر توی مخشان لگد بزنند می‌گویند بابا حالا خوبه که توی شکممان لگد نزدند... شکر می‌کنند، و روزگار را در میهن اسلامی می‌گذرانند.
meytad
۷
هرکس یه‌جور درد داره. الان دیگه درد و بدبختی عمومی‌یه.
Parinaz
۷
«چه میشه کرد؟ میشه به تب گفت قطع شو؟ یا به موشک گفت نیا؟...»
n re
۶
«یاران نکو یکی یکی آب شدند.»
محمد معراج صادقی
۶
اتفاق این جهان افتادنی است عاقبت این نردبان افتادنی‌است ابله است آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت‌تر خواهد شکست
گل سرخ
۶
دکتر می‌گوید: «هر شعار یا هر حرف راست یا دروغ اگر به اندازه کافی تکرار بشه و تکرار بشه، پس از مدتی تبدیل به یک حقیقت موقت میشه. و یک روز نگاه می‌کنیم می‌بینیم حقیقتهای موقت جانشین زندگی واقعی شده‌اند.
نادر
۵
لاله می‌گوید: «دلم می‌خواست یه نفر از کره مریخ و اونجاها می‌اومد، با چنگالش این موهای منو می‌گرفت، بلندم می‌کرد... میدونم که درد میاد، اما باشه، بذار درد بیاد، اما بلندم می‌کرد، می‌چرخوند، می‌چرخوند، و بعد هم پرت می‌کرد...» «کجا؟...» «بیرون از این کابوس. بیرون از این جنگ. بیرون از این خراب‌شده.»
meytad
۵
«تو هیچوقت از روزگار گله نداری.» «اگه داشتم مثلا چه غلطی میتونستم بکنم؟»
Hannah
۵
در سرزمینی که در حال «جنگ تحمیلی» با «ابرقدرتها» ست، حتی مرغهای عشق هم باید یاد بگیرند خودکفا باشند.
nedo
۵
«اگه شما نتونی به خودت کمک کنی به هیچ‌کس دیگه‌م نمیتونی کمک کنی.
n re
۴
از رَحِمِ تاریک به خانه تاریک می‌آیی.
کتاب خوان
۴
اتفاق این جهان افتادنی است عاقبت این نردبان افتادنی‌است ابله است آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت‌تر خواهد
کاربر ۳۳۸۲۵۳۶
۴
«ایران تحت قطبهای مغناطیسی دو ابَرنهاده... یه اَبَرنهاد شاهنشاهی. یه ابرنهادِ مذهبی. وقتی این دو ابرنهاد با هم همآهنگی دارند ایران بالاس. مثل زمان کوروش که زرتشتی و شاهنشاهی همآهنگ بودند. یا زمانهای شاه‌عباس کبیر و شاهنشاه آریامهر. وقتی این دو ابرنهاد رو در روی همدیگه قرار میگیرن انقلاب و خونریزی‌یه. تق، توق. جنگ و صدام. شق شوق.»
فرشید وفائی
۴
راست میگن خوبها اول کشته میشن آقا.
fateme1ghaderi
۴
یه عده کشته میشن تا عده دیگه زندگی کنن
fateme1ghaderi
۴
‫«ما هیچوقت برای هیچی وقت نداشتیم ـحتی برای یک خداحافظی درست و حسابی.»
fateme1ghaderi
۴
من آنها را می‌بخشم، ولی فکر نکنم خداوند آنها را ببخشد.
sunfloOower
۴
در ایران. یک روز خیلی می‌بازی، یک روز اصلا نمی‌بری.
nedo
۴