
بریدههایی از کتاب زمستان ۶۲
۴٫۲
(۱۰۶)
«و توکل به خود خدا کنید.»
n re
یک قسمت دیگر روحم غمگین است که ترا نمیبینم. چون میترسم دیگر ترا هرگز نبینم. وقتی آدم بدون خداحافظی از یک نفر عزیز جدا میشود، و دیگر او را نمیبیند، مثل آن است که آن یک نفر را از آدم دزدیدهاند.
شیوا
تنهاییم. با هم، ولی تنها.
Sahar B
وقتی یک نفر را دوست داشتی، میخواهی برای او یک کاری بکنی. میخواهی هر کاری بکنی ـتا او زنده بماند. این جوری آدم به بهشت میرود.
حسین ایمانی
تهران مثل خوزستان حال دفاع از خود و جنگ و شبهای ضدهوایی و دیگر اوضاع اضطراری و تنگدستی را ندارد. مردم تهران و استانهای مرکزی و شمالی میهن اسلامی چنان روزگار سپری میکنند که انگار جنگی وجود ندارد.
parisa_msi
«دلم میخواست یه نفر از کره مریخ و اونجاها میاومد، با چنگالش این موهای منو میگرفت، بلندم میکرد... میدونم که درد میاد، اما باشه، بذار درد بیاد، اما بلندم میکرد، میچرخوند، میچرخوند، و بعد هم پرت میکرد...»
«کجا؟...»
«بیرون از این کابوس. بیرون از این جنگ. بیرون از این خرابشده.»
n re
من این نوع زندگی و این جهان فانی را نمیخواهم، و دوست دارم جهان و زندگیام را به جانان دهم تا طعم واقعی عشق را بجشم... دوست دارم همانطوری که دنیا به من بیوفا بود من هم به او بیوفا باشم.
shariaty
ایران کشوری عظیم و ملتی فناناپذیر است و هیچ کار ایران را نباید دستکم گرفت.
فقیر
میروم توی اتاق، و مراسم سنتی انداختن کلید بالای یخچال، انداختن کیفم روی تخت، پرکردن وان حمام، و لخت شدن و لغزیدن وسط آب گرم را مثل آدمآهنی انجام میدهم. من هم امروز بدم نمیآید وسط آب لزج و گرم به لقاءالله بپیوندم. اما اینکه لقاءالله حاضر باشد به من بپیوندد موضوع دیگری است.
shariaty
عزیزان قدر یکدیگر بدانید
n re
در سرزمینی که در حال «جنگ تحمیلی» با «ابرقدرتها» ست، حتی مرغهای عشق هم باید یاد بگیرند خودکفا باشند.
کتاب خوان
این روزها در ایران هر کسی از سر خاک یکی برمیگردد.
n re
«چه میشه کرد؟ میشه به تب گفت قطع شو؟ یا به موشک گفت نیا؟...»
n re
«یاران نکو یکی یکی آب شدند.»
محمد معراج صادقی
مردم تهران همیشه خدا را شکر میکنند. «بابا، حالا خوبه.» اگر برق دو ساعت برود میگویند بابا حالا خوبه که دو ساعت میره. اگر چهار ساعت برود میگویند بابا حالا خوبه که چهار ساعت میره. اگر اصلا برود میگویند بابا حالا خوبه که نفت هست. اگر نفت نباشد میگویند بابا حالا خوبه که زغال هست. اگر توی ستون فقراتشان لگد بزنند میگویند بابا حالا خوبه که توی مخمون نزدند. اگر توی مخشان لگد بزنند میگویند بابا حالا خوبه که توی شکممان لگد نزدند... شکر میکنند، و روزگار را در میهن اسلامی میگذرانند.
meytad
اتفاق این جهان افتادنی است
عاقبت این نردبان افتادنیاست
ابله است آن کس که بالاتر نشست
استخوانش سختتر خواهد شکست
گل سرخ
هرکس یهجور درد داره. الان دیگه درد و بدبختی عمومییه.
Parinaz
دکتر میگوید: «هر شعار یا هر حرف راست یا دروغ اگر به اندازه کافی تکرار بشه و تکرار بشه، پس از مدتی تبدیل به یک حقیقت موقت میشه. و یک روز نگاه میکنیم میبینیم حقیقتهای موقت جانشین زندگی واقعی شدهاند.
نادر
«اگه شما نتونی به خودت کمک کنی به هیچکس دیگهم نمیتونی کمک کنی.
n re
لاله میگوید: «دلم میخواست یه نفر از کره مریخ و اونجاها میاومد، با چنگالش این موهای منو میگرفت، بلندم میکرد... میدونم که درد میاد، اما باشه، بذار درد بیاد، اما بلندم میکرد، میچرخوند، میچرخوند، و بعد هم پرت میکرد...»
«کجا؟...»
«بیرون از این کابوس. بیرون از این جنگ. بیرون از این خرابشده.»
meytad
از رَحِمِ تاریک به خانه تاریک میآیی.
کتاب خوان
اتفاق این جهان افتادنی است
عاقبت این نردبان افتادنیاست
ابله است آن کس که بالاتر نشست
استخوانش سختتر خواهد
کاربر ۳۳۸۲۵۳۶
«ایران تحت قطبهای مغناطیسی دو ابَرنهاده... یه اَبَرنهاد شاهنشاهی. یه ابرنهادِ مذهبی. وقتی این دو ابرنهاد با هم همآهنگی دارند ایران بالاس. مثل زمان کوروش که زرتشتی و شاهنشاهی همآهنگ بودند. یا زمانهای شاهعباس کبیر و شاهنشاه آریامهر. وقتی این دو ابرنهاد رو در روی همدیگه قرار میگیرن انقلاب و خونریزییه. تق، توق. جنگ و صدام. شق شوق.»
فرشید وفائی
راست میگن خوبها اول کشته میشن آقا.
fateme1ghaderi
یه عده کشته میشن تا عده دیگه زندگی کنن
fateme1ghaderi
«تو هیچوقت از روزگار گله نداری.»
«اگه داشتم مثلا چه غلطی میتونستم بکنم؟»
Hannah
من آنها را میبخشم، ولی فکر نکنم خداوند آنها را ببخشد.
sunfloOower
در ایران. یک روز خیلی میبازی، یک روز اصلا نمیبری.
nedo
هیچکس هم ضجه نمیکشد. اما سکوت داریم تا سکوت، سکوتی که صدایش از ضجه هم بلندتر است. و من این را میشنوم، که سخت و بد است
n re
«ایران سرزمینییه که ملیت واحد نداره و مردم تابع زورند، توی ایران یک ملت محکم و ثابت مثل ژاپن یا اسپانیا پیدا نمیشه. وگرنه به این روز نمیافتاد.»
Mary gholami
حجم
۳۴۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۴۵۲ صفحه
حجم
۳۴۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۴۵۲ صفحه
قیمت:
۱۳۸,۰۰۰
تومان