جملات زیبای کتاب براساس دوشس ملفی | طاقچه
تصویر جلد کتاب براساس دوشس ملفیsubscriptionAvailable

کتاب براساس دوشس ملفی

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۸ رأی)
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
علی
۶
شاید تنها یک شیطان می‌تواند سیمای حقیقی شیطانی دیگر را آشکار کند.
علی
۲
دوشس:فقدان هرگونه مانعی خطرناک است. جولیا:و فقدان هر خطری کسالت‌بار.
کاربر نیوشک
۲
بوزولا:بزرگ‌منشانه اندوهگین است و به اندوهش خو کرده، زیبایی او نه در لبخندش که در اشک‌هایش دیده می‌شود.
علی
۱
تاریخ را میل دستیابی به ناممکن‌ها می‌سازد آقا
علی
۱
فکر می‌کنم ما همه از سنگینی نقاب‌ها بر صورتمان خسته‌ایم.
علی
۰
فردیناند:امشب مهتاب درخشان‌تر از همیشه بر رودخانهٔ ملفی می‌تابد و صدای هیچ زوزهٔ گرگی نیست. تمامِ کنار رودخانه و دشت را زیر پا گذاشتم تا بالاخره توانستم دسته‌ای شبدر خیس برایت پیدا کنم جووانا. ببین چه عطری دارد! عطر دوری از چیزی ناممکن... و مرا یاد خودمان می‌اندازد در رحمِ مادرمان، آن زمان که ما همزادها را در بطن خود داشت و در ییلاقی از شبدرهای خیس به دنیامان آورد. ببین چه بوی دوری دارد و حالا یک لحظه پس از به‌دنیا آمدنت من می‌خواهم به تو بپیوندم و این آقاها و خانم‌ها آمده‌اند تا ورودمان را به این دنیا جشن بگیرند. بیایید آقاها... بیایید خانم‌ها! بیایید و مرا دربربگیرید!
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
۰
آنتونیو:پیوند زناشویی دری‌ست به‌سوی بهشت یا دوزخ؛ گزینهٔ سومی وجود ندارد.
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
۰
دوشس:فکر می‌کنم ما همه از سنگینی نقاب‌ها بر صورتمان خسته‌ایم. اما لابد احساس... کاردینال:اما لابد احساس امنیت غریبی‌ست در پس نقاب‌ها که به خستگی‌اش می‌ارزد.