جملات زیبای کتاب عصیان | طاقچه
تصویر جلد کتاب عصیانsubscriptionAvailable

کتاب عصیان

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲۵۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
او و دوستانش
۱۲۴
حکومت، آن‌طور که حالا به چشممان می‌آید، دیگر چیزی ماورائی نیست برفراز سر ما. تمام ضعف‌های زمینی را داراست و هیچ ارتباطی با خداوند ندارد.
Mahsa Bi
۱۲۰
اگر محکوم به رنج بردنیم چگونه است که همه یکسان رنج نمی‌بریم؟
Mohammad
۹۳
بعضی‌ها می‌گن خدا خودش هوای آدم‌ها رو داره! ولی خدا اصلاً براش مهم نیست!
misbeliever
۷۶
با خیالی آسوده و راحت و با سازگاری کامل با قوانین الهی و بشری، قوانینی که مطلوب کشیش‌ها و همین‌طور مطلوب کارمندهای دولت بود، اگر مردی غریبه وارد زندگی‌اش نمی‌شد تا همهٔ اینها را نابود کند، آن‌هم نه از سر شرارت، که تقدیر شوم او را پیش می‌برد و از او ابزاری می‌سازد بی‌اراده در دست شیطان، شیطانی که گاه، بی‌اینکه روح ما خبردار شود، در مشیت الهی مداخله می‌کند؛ و ما همچنان با خیالی آسوده به درگاه خداوند دعا می‌کنیم، با این تصور که این اوست که بر تمام امور ما ناظر است؛ و وقتی دعاها اجابت نمی‌شود، شگفت‌زده می‌شویم.
Mohammad
۵۹
خیلی از آرزوها دیر محقق می‌شوند، آن‌هم زمانی که آدم دیگر پیر شده است و تقریباً دیگر آرزویی ندارد.
Sophie
۴۰
شاید دست‌ها هم برای خودشان حافظه داشتند!
❤ محمد حسین ❤
۳۹
مردها یکی از دیگری بی‌فکرترند، همه‌شان می‌خواهند بدون قبول مسئولیت لذت ببرند، به قول معروف همه‌شان می‌خواهند، بدون آنکه بهایی بپردازند، صاحب همه‌چیز شوند.
Mohammad
۳۷
من لطفت را نمی‌خواهم! مرا به جهنم بفرست!
مروارید ابراهیمیان
۳۴
هنوز خدایی هست بالای سر همهٔ پزشک‌ها که سلامتی ما بسته به ارادهٔ اوست؛ و ازآنجاکه تا حالا خیلی مهربان بوده، به ما قوت‌قلب می‌دهد که فقط و فقط روی او حساب کنیم.
👑Nargess Ansari👑
۳۰
اگر محکوم به رنج بردنیم چگونه است که همه یکسان رنج نمی‌بریم؟ اگر رحمتت برای همه کافی نیست، دست‌کم عادلانه تقسیمش کن!
Mahsa Bi
۲۱
توی زندگی استقامت و پایداری مهم‌ترین چیزه.
MediaAsvad
۲۰
در این سر بی‌مقدارم فکری نبود که ازآنِ خودم باشد، آخر طبیعت هوش چندانی در من به ودیعه نگذاشته بود و همان اندک هوش را هم والدینم، مدرسه، معلمان، جنابِ‌گروهبان و جناب‌سروان و روزنامه‌هایی که برای خواندن به من می‌دادند زایل کردند.
Vahid
۲۰
آیا خدا پشت آن ستاره‌ها بود؟ آیا بدبختی انسان را می‌دید و دم برنمی‌آورد؟ پشت آن آسمان یخ‌زده چه خبر بود؟ آیا ستمگری بر اریکهٔ جهان تکیه زده بود که بی‌عدالتی‌اش مثل آسمانش بی‌حدواندازه بود؟ چرا این‌طور ناگهان و بی‌رحمانه مجازاتمان می‌کرد؟ ما نه خطایی کرده‌ایم نه در سر خیال گناه داشته‌ایم.
MediaAsvad
۱۹
من تابع قوانین کشورم بودم، چون فکر می‌کردم که کسانی عاقل‌تر از من آنها را وضع کرده‌اند و دست عدالت، به نام خدایی که جهان را خلق کرده است، آن قوانین را به اجرا درمی‌آورد. وای که بیش از چهار دهه زندگی کرده‌ام تا بفهمم که در پرتو آزادی کور بوده‌ام و تازه حالا در ظلمت زندان یاد گرفته‌ام که ببینم.
John Kramer
۱۶
علیه توست که من سر به عصیان برمی‌دارم، نه علیه آنها. تو مقصری، نه مزدورانت. تو میلیون‌ها دنیا داری ولی نمی‌دانی چه باید بکنی؟ قدرت مطلقت چه بی‌اثر است! آیا کوهی از وظایف بر گردنت است و نمی‌توانی آنها را از هم تفکیک کنی؟ عجب خدایی هستی! آیا قساوتت حکمتی است که ما از آن سر درنمی‌آوریم؛ پس چه ناقص خلقمان کرده‌ای! اگر محکوم به رنج بردنیم چگونه است که همه یکسان رنج نمی‌بریم؟ اگر رحمتت برای همه کافی نیست، دست‌کم عادلانه تقسیمش کن! اگر گناهی مرتکب شدم، نیتم آن بوده که کار خوبی انجام دهم! چرا نگذاشتی به پرنده‌های کوچک غذا بدهم؟ اگر تو خود به آنها غذا می‌دهی پس چه بد این کار را می‌کنی. آه ای‌کاش که هنوز می‌توانستم انکارت کنم. اما تو اینجایی. تنها، بی‌رحم، ابدی، توانا بر همه‌چیز، قادر مطلق و بالاترین مرجع؛ و هیچ امیدی نیست که مجازات شامل حال خودت شود، که مرگ تو را فرابخواند، که دلت به رحم بیاید. من لطفت را نمی‌خواهم! مرا به جهنم بفرست!
مهسا
۱۴
جنگ بین آنها و دشمن دیگر تمام شده بود. حالا برای جنگی دیگر آماده می‌شدند، جنگی علیه درد، علیه عضوهای مصنوعی، علیه عضوهای فلج‌شده، علیه کمرهای خمیده، علیه شب‌های بی‌خوابی و علیه باقی آدم‌ها که سالم بودند.
siavash fouladi
۱۲
روزی از روزها، اتفاقی ما را از این بی‌اعتنایی درمی‌آورد، قدم به خیابان می‌گذاریم و به‌سمت دنیا بازمی‌گردیم
ســحــر
۱۲
کافر بودند. «کافر» بهترین تعبیر برای کسانی است که دربرابر هر اقدام حکومت مقاومت می‌کنند.
mahii
۱۲
شاید من اصلاً انسان نبودم؛ یا اینکه قلبم به خواب رفته بود. این اتفاق واقعاً می‌افتد. قلب مدتی طولانی به خواب می‌رود. می‌تپد، اما از جهات دیگر مرده است.
❤ محمد حسین ❤
۱۲
موهبتی جادویی نصیبش شده بود که خاص آدم‌های نابینا بود. گوش‌هایش می‌دیدند.
mj94
۱۲
قانون مثل تله‌ای است که در مسیری که ما بیچاره‌ها در آن قدم برمی‌داریم کار گذاشته شده است
Fatemeh Karimian
۱۱
سرعت افکار آدم از سرعت برق هم بیشتر است و ذهنی ناآرام می‌تواند خیلی راحت در نیم دقیقه انقلابی تمام‌عیار به پا کند.
siavash fouladi
۱۰
انسان می‌تواند خدایش را از دست بدهد. خدا می‌تواند از ناحیهٔ مفصل زانو کنده شود.
او و دوستانش
۱۰
بااینکه علیلی با موهای سپید بود، سر تسلیم فرود نمی‌آورد. روبه‌موت، اما همچنان زنده بود تا دست به عصیان بزند: علیه دنیا و مقامات، علیه حکومت و علیه خدا.
ماهی یک برکه‌ی کاشی
۹
حکومت، آن‌طور که حالا به چشممان می‌آید، دیگر چیزی ماورائی نیست برفراز سر ما. تمام ضعف‌های زمینی را داراست و هیچ ارتباطی با خداوند ندارد.
gypsophila
۹
سرعت افکار آدم از سرعت برق هم بیشتر است و ذهنی ناآرام می‌تواند خیلی راحت در نیم دقیقه انقلابی تمام‌عیار به پا کند.
Sophie
۸
متوجه شد که خیلی از آرزوها دیر محقق می‌شوند، آن‌هم زمانی که آدم دیگر پیر شده است و تقریباً دیگر آرزویی ندارد.
نازنین بنایی
۷
انگار کاسهٔ سرش خالیِ خالی شده بود و خلئی دردناک جایش را گرفته بود.
celine
۷
آیا خدا اگر اشتباه کند همچنان خداست؟
Fatemeh Karimian
۷
اما تقدیر فریب‌کار چنین می‌خواهد: تباهی ما را، بی‌آنکه تقصیری داشته باشیم یا حتی اصل ماجرا به ما ربطی داشته باشد.