
٪۷۰
marzieh
۰
یکی از مضامینی که استنلی کَوِل، فیلسوف امریکایی که در ایران چندان شناختهشده نیست، در آثار مختلف خود به آن میپردازد نقد چیزی است که خود آن را شکآوری (skepticism) مینامد، که ناظر به ابعاد تخریبگرِ سویهٔ سلبی یا انتقادی تفکر مدرن است.
marzieh
۰
«هر سندی از تمدن در عین حال سندی از توحش» باشد
marzieh
۰
در نظریهٔ هنر جدید اثر هنری به عنوان سمپتوم (نشانهٔ بیماری)، زخم یا عارضه (تروما) یی ظاهر میشود که صرفاً باید مرض یا بیماری فراگیر تاریخ ــــ یا تاریخ بهمثابهٔ بیماری ــــ را در آن «خواند» و تفسیر کرد. به این ترتیب میتوان گفت که در این چارچوب اثر هنری در حقیقت باید به خاطر پنهان کردن امری زشت در پس نمودی زیبا از حضور خود «معذب» یا شرمنده باشد.
marzieh
۰
تجربهٔ اثر هنری تجربهای خصوصی و شخصی بود، و با این حال امکان عمیقترین همدلی و احساس فهم مشترک با دیگران را به نحوی که هیچگاه در مفاهمهٔ عقلانی ممکن نمیشود امکانپذیر میساخت؛
marzieh
۰
در سنت تفکر قارهای از کانت به اینسو تجربهٔ زیباییشناختی به عنوان یکی از معدود حوزهها و تجاربی شناخته میشود که در آنها بسیاری از پتانسیلهای فراموششده و بهاجباربهحاشیهراندهشدهٔ تجارب انسانی به شکلی محدود و «گلخانهای» احیا میشوند.
marzieh
۰
هر شکل از تجربه پیشاپیش با یک «جهان» خاص، با محتوایی خاص، و با ذهنی تجربهگر گره خورده است که تصور دور زدن آنها تنها میتواند به سوءتفاهم و سادهنگری بینجامد. تجربهٔ زیباییشناختی در عین فراهم آوردن امکان همآمیزی و مشارکتْ ما را به درخودنگری و رسیدن به درک تازهای از خویش دعوت میکند. تجربه به این معنا اساساً زمانی ممکن میشود که نوعی بازتاب یا بازاندیشی (reflection) در میان باشد ــــ یعنی حرکتی انعکاسی و انتقادی از جانب سوژه به خود و بازگشت به موضوع تجربهٔ خود.
marzieh
۰
زندگی بازاندیشانهای که سقراط/افلاطون از آن سخن میگویند دقیقاً از رهگذر پشتسر گذاشتن لایهٔ حسّانی جهان و تجربه محقق میشود؛
marzieh
۰
اما سویهٔ نقادانه و رهاییبخش تجربهٔ زیباییشناختی دقیقاً در آغاز کردن از همین لایهٔ حسپذیر ــــ و در بسیاری از موارد، برای نقد صورتبندیهای انتزاعیای که به همان نوع متافیزیک افلاطونی نسب میبرند ــــ نهفته است
marzieh
۰
کار زیباییشناسی به معنای مدرن کلمه چیزی نیست مگر جستوجوی معنا در جزئیات بیمعنای زندگی روزمره در آستانهٔ بدل شدن آنها به تجربه.
marzieh
۰
سنت تفکر زیباییشناسی اروپاییِ مابعد کانت را «مدرنیسم فلسفی» مینامد.
