جملات زیبای کتاب دره‌ی پنهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب دره‌ی پنهان

بریده‌هایی از کتاب دره‌ی پنهان

انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۷از ۳ رأی
۲٫۷
(۳)
در افسانه است که شیرین، شاه‌دخت ارمنی، به بهارک آمد و شرط وصل را فراهم ساختن آب دشت خواند. فرهاد به عشق تپه را در جست‌وجوی آب کَند. خسرو به جادو، دریایی دروغین ساخت. فرهاد ناامید، پانه بر سر زد و مُرد. پانه بر زمین افتاد و آب بیرون جَست. شیرین، جانِ خود به خنجر گرفت. خسرو از پشیمانی مُرد.
هفتصد و چهل و نه
نخستین دیدار نور یادی است که هرگز فراموش نمی‌شود.
lia