نقشه مصدق این بود که انگلیسیها را بیرون کند، لذا از سیاست منفی استفاده کرد؛ چون هر چه بحران اقتصادی ما بالا میگرفت احتیاج به کمکهای آمریکا زیادتر میشد و جای پای آمریکا بازتر میگردید. آن طرف مصدق نسبت به کمونیزم روش مسامحه را پیش گرفته بود و این باعث گسترش فعالیت آنها میگردید تا جایی که در سال ۱۳۳۲ بسیاری از یاران او از دورش پراکنده شدند؛ زیرا متوجه شدند که منظور اصلی او این است که انگلیسیها را بیرون کند و کمونیستها را به ایران بکشاند، اما مصدق لاف میزد که آمریکا طرفدار رژیم اوست و ضمناً به آمریکاییها اخطار میکرد که اگر بیش از پیش کمک نکند ایران به دامن کمونیزم میافتد. مصدق کار خود را به اتمام رسانده بود و نفوذ انگلیسیها را قطع کرده بود و در نتیجه میبایست از صحنه خارج شود و این بود که به سادگی در اوج قدرت از کار بر کنار شد و شاه که از ایران بیرون رفته بود در ۳۰ مرداد به ایران بازگشت و مصدق پس از سه سال زندان در حالی که میبایست اعدام میشد از مرگ نجات یافت و در ملک شخصی خود حبس نظر شد.
در واقع شاه و مصدق هر دو مهرهای بودند که بایست جای پای آمریکا را به ایران باز کنند. یکی نفوذ انگلیسیها را قطع کرد، در حالی که کمونیستها را بال داد و دیگری نفوذ کمونیستها را قطع کرد و جای پای آمریکا را محکم نمود.