جملات زیبا از متن کتاب الدورادو | طاقچه
تصویر جلد کتاب الدورادو
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب الدورادو

۳.۰(از ۴ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه

۱۰۸,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۴۳,۲۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

فهمیده بود تا وقتی میل به زندگی داشته باشد، تنها و محکم جلو خواهد رفت.
نسیم رحیمی
۲
آنجلو دوستش را به خدا سپرد و با خودش گفت که بی‌تردید، زیبایی مردها به تصمیم‌هایی است که می‌گیرند.
وحید
۲
تا وقتی دو نفریم، دنبالهٔ بلندِ لباس زندگی گذشته، پشت سرمان موج می‌زند. تا وقتی دو نفریم، همه‌چیز روبه‌راه است. برویم برادر. دنبالت می‌آیم.
yalda
۱
چرا اسلحه‌اش را داد؟ روزی، در خیابان‌های شهری غریب، مردی با این تپانچه از پا درمی‌آید. و اگر زن از تصمیمش برگردد، چه کسی می‌داند این اسلحه عاقبت کجا می‌رود؟ دست چه کسی می‌افتد؟ برای چه جنایتی؟ دوباره به چهرهٔ زن فکر کرد. صورت او، زیبایی قرص و محکمی داشت، زیبایی آن‌ها که راه‌شان را انتخاب کرده و مصمم هستند. زیبایی‌یی که اراده، به نگاهِ انسان می‌دهد. درست است. او شبیه تودهٔ سختی از اراده بود. آن‌چه می‌خواست، چهره‌اش را روشن می‌کرد. در مقایسه با او خودش را پوچ می‌دید. پوچی‌یی همراه با رفاه که نفرتش را برمی‌انگیخت.
کاربر ۱۸۱۵۸۳۲
۱
ما دو نفریم. و می‌دانم تو هم مثل منی. در قدم برداشتن‌هایت محتاجی که حضورم را حس کنی. محتاج صدایم هستی تا ناتوانی را احساس نکنی. دنبالت راه می‌افتم، برادر. درِ اتاق را هل می‌دهی. تمام شد. حرکت می‌کنیم. حالا سفر بزرگ ما شروع می‌شود. این پایان یک زندگی است. من کنارت خواهم بود. هر جا برویم،
yalda
۰