
بریدههایی از کتاب گزینهی اشعار فاضل نظری
۴٫۲
(۹۶)
هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرام تو شد ای عشق حلالت!
MMahdiGhafuri
آنچه را عقل به یک عمر به دست آوردهست
دل به یک لحظهٔ کوتاه به هم میریزد
Hadis🦋
سنگ در برکه میاندازم و میپندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم میریزد
عشق بر شانهٔ هم چیدن چندین سنگ است
گاه میماند و ناگاه به هم میریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آوردهست
دل به یک لحظهٔ کوتاه به هم میریزد
لازم نیست
شادم تصور میکنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند
hanieh
رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت
میروی اما بدان دریا ز من پایینتر است
مرتضی ش.
من کجا بیشتر از حق خودم خواستهام؟
مرگ حق است، به من حق مرا برگردان!
eli_a
چه شوری بهتر از برخورد برق چشمها با هم
نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن
فاطمه
به دنبال کسی جامانده از پرواز میگردم
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر
• Khavari •
بیچاره آهویی که صید پنجهٔ شیریست
بیچارهتر شیری که صید چشم آهویی
اکنون ز تو با ناامیدی چشم میپوشم
اکنون ز من با بیوفایی دست میشویی
آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد
من مایهٔ رنج تو هستم، راست میگویی
مریم
ای نسیم بیقرار روزهای عاشقی
هرکجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی
hamed_j
دمی سرسبزی ما را به پای سرخوشی مگذار
درختی مثل من هر سال ناچار از شکوفاییست
فاطمه
غیر از ضررم مشورت دوست نبخشید
ای کاش ز دشمن نظری خواسته بودم
سیّد جواد
نام تو را میکند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه میافتاد چاقویی
لازم نیست
مرا ز عشق مگویید، عشق گمشدهایست
که هرچه هست ندارم! که هرچه دارم نیست
hanieh
اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست
غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد
مرتضی ش.
آیین عشقبازی دنیا عوض شدهست
یوسف عوض شدهست، زلیخا عوض شدهست
سر همچنان به سجده فرو بردهام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شدهست
خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسیم
خو کن که جای ساحل و دریا عوض شدهست
آن باوفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده، اما عوض شدهست
حق داشتی مرا نشناسی به هرطریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شدهست
سیّد جواد
ایعشق تا هنوز نفس میکشم بیا
از چنگ روزگار مرا باز پس بگیر
ali hatami
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی
با مرگ خو بگیر! همین است زندگی
با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه
ای رود سربهزیر! همین است زندگی
تاوان دل بریدن از آغوش کوهسار
دریاست یا کویر؟ همین است زندگی!
hojjat
آنچه را عقل به یک عمر به دست آوردهست
دل به یک لحظهٔ کوتاه به هم میریزد
Zahra
ما گشتهایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
در قلب من سراغ غم خویش را مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن
مرتضی ش.
همچنان در پاسخ دشنام میگویم سلام
عاقلان دانند دیگر حاجت تفسیر نیست
باز اگر دیوانهای سنگی به من زد شاد باش
خاطر آیینهٔ ما از کسی دلگیر نیست
مرتضی ش.
با چراغی همهجا گشتم و گشتم در شهر
هیچکس! هیچکس اینجا به تو مانند نشد
فاطمه
با عقل خود از عشق سخن گفتم و خندید
آری! خبر از بیخبری خواسته بودم
فاطمه
من کسی جز تو ندارم که به دادم برسد
میتوانی مگر ایعشق به دادم نرسی
golbaf184
فرقی نمیکند چه برایم نوشته دوست
گیرم که ناسزاست ولی دستخط اوست
سارا
اگرچه شرم من از شاعرانگی باشد
مخواه روزی من بیترانگی باشد
نظر بلند عقابی که آسمان با اوست
چگونه در قفس مرغ خانگی باشد
hojjat
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رود بگذر از همهٔ سنگریزهها
فاطمه
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان میجوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
فاطمه
دل به شادیهای بیمقدار این عالم مبند
زندگی تنها فرازی در نشیبی ساختهست
phi.lo.bib.lic
من و توئیم دو پژمردهگل میان کتاب
من و توئیم دو دلبسته از قدیم به هم
مردابِ نیلوفر
حجم
۱۰۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۶۸ صفحه
حجم
۱۰۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۶۸ صفحه
قیمت:
۱۸۰,۰۰۰
تومان