جملات زیبا از متن کتاب گزینه‌ی اشعار فاضل نظری | طاقچه
تصویر جلد کتاب گزینه‌ی اشعار فاضل نظری

کتاب گزینه‌ی اشعار فاضل نظری

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۰۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
فاضل نظری
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Hadis🦋
۱۶۶
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده‌ست دل به یک لحظهٔ کوتاه به هم می‌ریزد
لازم نیست
۱۲۴
سنگ در برکه می‌اندازم و می‌پندارم با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد عشق بر شانهٔ هم چیدن چندین سنگ است گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده‌ست دل به یک لحظهٔ کوتاه به هم می‌ریزد
hanieh
۱۱۵
شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی لبخندهای شادی و غم فرق دارند
مرتضی ش.
۱۰۸
رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت می‌روی اما بدان دریا ز من پایین‌تر است
eli_a
۱۰۶
من کجا بیشتر از حق خودم خواسته‌ام؟ مرگ حق است، به من حق مرا برگردان!
فاطمه
۱۰۰
چه شوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها با هم نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن
• Khavari •
۹۰
به دنبال کسی جامانده از پرواز می‌گردم مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر
مریم
۶۵
بیچاره آهویی که صید پنجهٔ شیری‌ست بیچاره‌تر شیری که صید چشم آهویی اکنون ز تو با ناامیدی چشم می‌پوشم اکنون ز من با بی‌وفایی دست می‌شویی آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد من مایهٔ رنج تو هستم، راست می‌گویی
hamed_j
۶۴
ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی هرکجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی
فاطمه
۵۴
دمی سرسبزی ما را به پای سرخوشی مگذار درختی مثل من هر سال ناچار از شکوفایی‌ست
سیّد جواد
۴۹
غیر از ضررم مشورت دوست نبخشید ای کاش ز دشمن نظری خواسته بودم
لازم نیست
۴۶
نام تو را می‌کند روی میزها هر وقت در دست آن دیوانه می‌افتاد چاقویی
hanieh
۴۲
مرا ز عشق مگویید، عشق گمشده‌ای‌ست که هرچه هست ندارم! که هرچه دارم نیست
مرتضی ش.
۴۱
اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد
سیّد جواد
۴۰
آیین عشقبازی دنیا عوض شده‌ست یوسف عوض شده‌ست، زلیخا عوض شده‌ست سر همچنان به سجده فرو برده‌ام ولی در عشق سال‌هاست که فتوا عوض شده‌ست خو کن به قایقت که به ساحل نمی‌رسیم خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده‌ست آن باوفا کبوتر جلدی که پر کشید اکنون به خانه آمده، اما عوض شده‌ست حق داشتی مرا نشناسی به هرطریق من همچنان همانم و دنیا عوض شده‌ست
ali hatami
۳۹
ای‌عشق تا هنوز نفس می‌کشم بیا از چنگ روزگار مرا باز پس بگیر
فاطمه
۳۷
با چراغی همه‌جا گشتم و گشتم در شهر هیچ‌کس! هیچ‌کس اینجا به تو مانند نشد
hojjat
۳۶
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی با مرگ خو بگیر! همین است زندگی با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه ای رود سربه‌زیر! همین است زندگی تاوان دل بریدن از آغوش کوهسار دریاست یا کویر؟ همین است زندگی!
مرتضی ش.
۳۵
ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن در قلب من سراغ غم خویش را مگیر خاکستر گداخته را زیر و رو مکن
مرتضی ش.
۳۵
همچنان در پاسخ دشنام می‌گویم سلام عاقلان دانند دیگر حاجت تفسیر نیست باز اگر دیوانه‌ای سنگی به من زد شاد باش خاطر آیینهٔ ما از کسی دلگیر نیست
Zahra
۳۵
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده‌ست دل به یک لحظهٔ کوتاه به هم می‌ریزد
فاطمه
۲۹
با عقل خود از عشق سخن گفتم و خندید آری! خبر از بی‌خبری خواسته بودم
golbaf184
۲۸
من کسی جز تو ندارم که به دادم برسد می‌توانی مگر ای‌عشق به دادم نرسی
سارا
۲۶
فرقی نمی‌کند چه برایم نوشته دوست گیرم که ناسزاست ولی دستخط اوست
فاطمه
۲۶
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست چون رود بگذر از همهٔ سنگریزه‌ها
فاطمه
۲۶
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست نشان می‌جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
hojjat
۲۵
ای بی‌وفای سنگدل قدرناشناس! از من همین که دست کشیدی تو را سپاس با من که آسمان تو بودم روا نبود چون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس
hojjat
۲۵
اگرچه شرم من از شاعرانگی باشد مخواه روزی من بی‌ترانگی باشد نظر بلند عقابی که آسمان با اوست چگونه در قفس مرغ خانگی باشد
phi.lo.bib.lic
۲۳
دل به شادی‌های بی‌مقدار این عالم مبند زندگی تنها فرازی در نشیبی ساخته‌ست
مردابِ نیلوفر
۲۳
من و توئیم دو پژمرده‌گل میان کتاب من و توئیم دو دلبسته از قدیم به هم