
علی دائمی
۱
من همیشه گرسنه ام. گرسنهٔ چیزی بیشتر از غذا. (بیشتر با خودش حرف میزند تا با جودیت و لحن صدایش تلختر میشود.) گرسنهٔ دیدن یه باغ انگلیسی در فصل بهار؛ گرسنهٔ دیدن تابلوئی که یه زن زیبا میکشه؛ گرسنهٔ زندگی؛ گرسنهٔ مرگ؛ اما از همه مهمتر گرسنهٔ کمی درک و تفاهم انسانی.
علی دائمی
۱
این دنیا حتماً جائیش میلنگه که مردی مثل اون، که برای مملکتش جنگیده، اینطور فراموششده و مطرود ئه.
علی دائمی
۰
بعضی زنها دوست دارند رنج ببینند.
مهتاب
۰
آن: اگه مردها بچه به دنیا میآوردند هیچوقت جنگی به پا نمیشد.
