جملات زیبای کتاب مرگ در می‌زند | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ در می‌زندsubscriptionAvailable

کتاب مرگ در می‌زند

مجموعه تجربه‌های کوتاه ۲

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۴۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
وودی آلن، هوشنگ حسامی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
الحمدالله علی کل حال
۱۴
نات: صبر کن ببینم. من فرجه می‌خوام. من آمادهٔ رفتن نیستم. مرگ: متأسف ام. کاری‌ش نمی‌تونم بکنم. دل‌م می‌خواد، اما وقت‌ش همین الآن ئه. نات:: چه‌طور ممکن ئه وقت‌ش همین الآن باشه؟ تازه با شرکت مُدیست اورجینالز به توافق رسیدم. مرگ: چند دلار بیش‌تر یا کم‌تر چه فرقی می‌کنه؟
abolfazlzareikm
۶
نات: از من چی می‌خوایی؟ مرگ: چی می‌خوام؟ فکر می‌کنی چی می‌خوام؟
Marya
۳
نات: این رو نمی‌دونستم. مرگ: چرا تو باید بدونی؟ مگه تو کی هستی؟ نات: یعنی چی من کی هستم؟ یعنی من هیچ‌چی نیستم؟ مرگ: هیچ‌چی که نه. تو تولیدکنندهٔ لباس ای. بنابر این اسرار ابدی نمی‌دونی چی ئه.
Heliya
۳
نات: تو یه کم شبیه من ای. مرگ: پس می‌خواستی شبیه کی باشم؟ من مرگ تو ام.
Aygin
۲
مرگ. همون. همون چیز. سرزمین سعادت ابدی.
آیدا رنجبر
۲
نات: دارم می‌پرسم: بعدش هم چیزی هست؟ مرگ: (بی‌خیال) خودت می‌بینی. نات: اوه، پس چیزی هست که ببینم، بله؟
یاpar
۱
متأسف ام. کاری‌ش نمی‌تونم بکنم. دل‌م می‌خواد، اما ‫وقت‌ش همین الآن ئه.
یاpar
۱
تأسف ام. کاری‌ش نمی‌تونم بکنم. دل‌م می‌خواد، اما ‫وقت‌ش همین الآن ئه.
یاpar
۰
تک‌دلاری بیش‌تر ندارم ـ به بیست‌وهشت دلار نمی‌رسه. نات: چک هم قبول می‌کنم. مرگ: از کدوم حساب؟ نات: من رو ببین با کی معامله کردم. مرگ: برو شکایت کن. آخه مرد حسابی من کجا می‌تونم حساب داشته باشم؟ نات: خیلی خب، فعلاً هرچی داری بده، بقیه‌ش هم می‌گیم حلال. مرگ: ببین، من این پول رو لازم دارم.