
Mohammad
۱۲۳
امکان نداشت بتوانم زنی را که کتاب نخوانده و نمیداند شیوه مطالعه چگونه است، یا نمیتواند تمایز میان چایکوفسکی و بتهوون را بفهمد، بیشتر از یک ساعت تحمل کنم.
Mohammad
۸۴
چگونه انتظار دارید در دنیایی که با اهداف آن هیچ اشتراکی ندارم و شادیها و لذات آن، هرگز به من احساس رضایت نمیبخشد، گرگ بیابان و فردی گوشهگیر نباشم؟
Mohammad
۳۵
در دوران جوانی و فقر که برای معاش میکوشید، ترجیح میداد گرسنه بماند و لباس ژنده بپوشد تا بتواند اندکی از استقلال خویش را تأمین کند. هرگز خود را با پول و زندگی آسوده، به زنان یا زورمداران معاوضه نکرد و هزار بار در زندگی آنچه را از نظر مردم دنیا سود و خوشبختی به حساب میآمد، دور ریخت و از بین برد تا آزادی را نگهدارد.
yazdaan
۱۳
کاش به وضعیت کنونی وطن و حتی دنیای ما تأسف میخوردید که تعدادی از افراد دارای قدرت اندیشه، از عقل و صلح و دوستی سخن میگویند تا کورکورانه، آتش جنگی تازه را شعلهور کنند!
کاربر ۲۶۰۵۵۹۵
۱۰
چگونه انتظار دارید در دنیایی که با اهداف آن هیچ اشتراکی ندارم و شادیها و لذات آن، هرگز به من احساس رضایت نمیبخشد، گرگ بیابان و فردی گوشهگیر نباشم؟
yazdaan
۹
دیگر این زندگی معتدل، ریاکارانه و مؤدبانه برایم تحملپذیر نبود. تصور میکردم دیگر قادر به تحمل سنگینی بار تنهایی و عزلت نیستم، زندگی با خویشتن، بسیار منفور و تهوعآور است، و در آن فضای دوزخی و فاقد هوایی که برای خود ساختهام، تلاشی مذبوحانه برای جلوگیری از خفه شدن میکنم، و راه رهایی برایم موجود نیست! هیچ راهی نیست.
yazdaan
۷
بدون تردید! زندگی همیشه وحشتناک است. انسان گناهی ندارد، ولی مسؤول است. به دنیا میآید و از پیش، گناهکار محسوب میشود. اگر این واقعیت را نمیدانی، به احتمال زیاد، تعلیمات دینی را به شیوهای متفاوت یاد گرفتهای.
نرجس
۷
انسان همچون پیازی متشکل از صدها پوسته و قشر، و نسجی است که الیاف بسیاری آن را پدید آوردهاند. آسیاییهای باستان، با این واقعیت، آشنایی داشتند و آن را میدانستند. در یوگای بوداییان، با هدف پرده برداشتن از توهم شخصیت، فن بسیار دقیقی ابداع شده است. چه جنبههای متفاوت و مضحکی این انسان دارد
yazdaan
۵
بله، اوقات زیادی را تلف کردم تا این واقعیت را دریابم که دیگر بازی کردن، کافی است.
yazdaan
۵
امکان نداشت بتوانم زنی را که کتاب نخوانده و نمیداند شیوه مطالعه چگونه است، یا نمیتواند تمایز میان چایکوفسکی و بتهوون را بفهمد، بیشتر از یک ساعت تحمل کنم.
yazdaan
۳
تو تصویری از زندگی در ذهن، ایمانی در قلب، و تقاضایی در درون داشتی. آماده گام برداشتن، رنج کشیدن و فداکاری کردن بودی، ولی به تدریج دریافتی که دنیا از تو توقع اقدام، فداکاری، و غیره ندارد و زندگی منظومهای حماسی، قهرمانی و جولانگاه پهلوانان نیست، بلکه اتاق مرفه بورژوایی است که انسان در آن باید تنها به خوردن غذا، نوشیدن قهوه، بازی گنجفه و گوش دادن به موسیقی از طریق رادیو اکتفا کند و راضی باشد.
yazdaan
۳
این دنیا را باید همراه خودمان، نابود کنیم.
yazdaan
۲
هرگز قادر نیستند خشونت و ابتذال زندگی را بپذیرند.
yazdaan
۲
نفس ما زمستانی و سرد است،
اژدهای آسمان را میبینیم،
وجود ابدی ما،
سرد و بیتغییر،
و خنده ابدی ما،
سرد و روشن، همچون ستارگان است.»
yazdaan
۲
انسان نباید این همه با فشار بر عقل خود، تلاش کند کارهایی را با فهم و شعور انجام دهد که که با فهم و شعور خودش سازگاری ندارد، وگرنه کمال مطلوبی نظیر آرزوهای آمریکاییها یا بلشویکها پدید میآید که هر دو هرچند بسیار دارای فهم و شعور هستند، ولی زندگی را به دلیل اینکه ساده و سطحی دانسته، تحت فشار گذاشته و غارت کردهاند، از بین بردهاند. تصویر انسان که زمانی آرمان بزرگی بود، به تدریج، تبدیل به کلیشه میشود. شاید ما دیوانگان بتوانیم بار دیگر اصالت والای آن را بازگردانیم.
AS4438
۲
انسان قدرتمند، با انگیزههای شخصی و درونی، میتواند به آنچه آرزو دارد، دست یابد.
hajfidel
۲
همواره اینگونه بوده و همواره اینگونه خواهد بود که زمان، جهان، ثروت و قدرت، متعلق به افراد پست باشد و به سایرین، یعنی انسانهای واقعی، جز مرگ، تعلق نگیرد.
Dot
۲
تنهایی همان فقدان تعلق است.
R.Radseresht
۲
چگونه انتظار دارید در دنیایی که با اهداف آن هیچ اشتراکی ندارم و شادیها و لذات آن، هرگز به من احساس رضایت نمیبخشد، گرگ بیابان و فردی گوشهگیر نباشم؟
R.Radseresht
۲
تنهایی همان فقدان تعلق است.
R.Radseresht
۲
تنهایی، پدیدهای سرد و افسرده، و در عین حال، ساکت، آرام و باعظمت و همانند فضایی سرد و خاموش است که ستارگان در آن گردش میکنند.
Emmanuel
۲
چگونه انتظار دارید در دنیایی که با اهداف آن هیچ اشتراکی ندارم و شادیها و لذات آن، هرگز به من احساس رضایت نمیبخشد، گرگ بیابان و فردی گوشهگیر نباشم؟
Anya
۲
در واقع، این سلامت و راحتطلبی، خوشبینی و شیوه تربیت افراد وابسته به طبقه متوسط مرا بیزار میکند.
kiki
۲
ای ترسو! آرزو میکنی بمیری، ولی زندگی نکنی.
کلاغ
۲
در واقع، این سلامت و راحتطلبی، خوشبینی و شیوه تربیت افراد وابسته به طبقه متوسط مرا بیزار میکند.
yazdaan
۱
این جام که تا آخرین قطره آن را نوشیدهام، هرگز کسی برایم پر نکرد. آیا این امر موجب تأسف میشد؟ نه، هیچ تأسفی نداشت. برای آنچه گذشته است، حسرتی احساس نکردهام.
yazdaan
۱
اغلب افراد روشنفکر و هنرمند نیز چنین وضعیتی دارند. تنها افراد بسیار مقتدر در این عرصه، میتوانند فضای این دنیای بورژوایی را بشکافند و به جهان هستی دست یابند. سایر افراد، مبارزه را کنار میگذارند، به سازش روی میآورند و بورژوازی را تحقیر میکنند، ولی همچنان به آن عرصه تعلق دارند و حتی برای ادامه حیات، آن را مورد تأیید و تکریم قرار میدهند.
yazdaan
۱
هرکس با هری دوست بود، یا بر وضعیت او دل میسوزاند، از صمیم قلب، چنین آزادی محتومی را برایش آرزو میکرد. هری در چنین وضعیتی، همیشه در قلمرو بورژوایی باقی خواهد ماند، ولی رنجهای او، بیشتر قابل تحمل خواهد شد.
yazdaan
۱
امروز فرد بورژوا کسی را به اتهام الحاد و کفر میسوزاند، فردا کسی دیگر را به اتهام قتل نفس به دار مجازات آویزان میکند، و روز بعد از آن، برای آنها بنای یادبود میسازد.
yazdaan
۱
بیشتر از این میخواهم. به خوشبخت بودن قانع نیستم. برای رسیدن به خوشبختی آفریده نشدهام و سرنوشت من هم این نیست، آنچه مقدر شده، عکس این است.
