جملات زیبا از متن کتاب سراشیب شرق | طاقچه
تصویر جلد کتاب سراشیب شرق
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب سراشیب شرق

شعرهایی از هندوستان

۳.۳(از ۷ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر جهان

۹۱,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۳۶,۴۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

هرکس همان کلمات است که با خود می‌گوید
Mohammad
۱۲۱
ما نیستیم، و من سرِ آن ندارم که باشم.
Mohammad
۲۰
زندگی زاده می‌شود از هر روز و مرگ زاده می‌شود از هر زندگی.
Mohammad
۱۸
ما به کشتنِ زمان محکوم ایم: پس خواهیم مرد، لحظه لحظه.
نورا
۵
اشیا از نام‌های‌شان تهی شدند و من در میان عنصرهای بی‌شمار از گوشه‌های تن‌ام جاری شدم.
نورا
۴
اگر انسان غبار است، آنان که از خاک می‌گذرند انسان اند.
Javad Azar
۴
ما زاده شدیم و تنها بهای زندگی زخمی بود، زخمی که سر باز نمی‌کند، اما می‌سوزد، اختری سوزان، خرده‌زخمی که هرگز از میان نخواهد رفت لکه خونی که تا ابد خواهد ماند، و دری که از آن به درونِ ظلمت می‌شویم. آدمی نیز جاری می‌شود، آدمی نیز فرو می‌ریزد، خیالی که ناگهان ناپدید خواهد شد.
negar
۴
چرا که شعر گفتن «نه شعری از زندگی سرودن، که زندگی را شعر کردن» بود.
Hedyeh Yosefyan
۲
دیگری برای خودش صورتکی ساخت. در پشت‌اش چه بارها زیست و جان داد و باز زاده شد. صورت‌اش حالا چین‌وچروک همان صورتک را دارد. چین‌وچروک‌اش بی صورت.
Maryam
۱
در برادری با درختان آموختم که با خود در آشتی شوم، نه با خود: با آن‌چه مرا بر می‌کشد، نگاه‌ام می‌دارد، و می‌گذارد که فرو افتم.
Maryam
۰
اکتاویو پاز همواره بر این باور بود که زبان بزرگ‌ترین بهره‌ای است که انسان از جهان برده، و هر چه این زبان خلاقانه‌تر باشد لذت زیستن را برای آدمی افزون‌تر خواهد کرد.
سُهاد
۰