کسانی که نتوانستند چارهٔ مشکلات شخصی را در قلمروِ عقل محض بیابند، رضامندی را در روانکاوی یافتند و مارکسیسم توهم بزرگ را برای کسانی ایجاد کرد که ناخرسند از وضعیت کنونی دنیا، مشتاق دیدن رخدادهای بزرگ و مشارکت در تاریخ دنیا را داشتند
John Kramer
آدمی موجود غایی، مستغنی و آفرینشگرِ خویش و جهانِ خویش است. لیکن دین واقعیت را پوشیده نگه میدارد، فعالیت آدمی را متوقف میکند و ابزار ستمگری است، زیرا ستمگری را پوشیده میدارد و آن را تحملپذیر میکند. دین افیون تودههاست.
Behrouz
مارکس در دنیای فارغ از خدا به پیامبری تبدیل شد که مناسب این جهان است. او از کسوت مبشر علم ظهور کرد، اما علمی که اصلاً نمیتوان آن را علم پنداشت. او به مثابهٔ انسانی ظهور کرد که نه به نام خدا، بلکه به نام تاریخ، فرمان میدهد. بطلان هولناک این بهاصطلاح وحدت بین ایمان، علم و عمل و تلاش برای اثبات و توجیه هر امر براساس دیالکتیکْ کاملاً آشکار است؛ اما این حقیقت محض که چنین ایمانی وجود دارد کافی است تا انسان را دچار وحشت و حیرت کند؛
از این تلاش برای واقعیتبخشی به پوچی، فقط نابودی و خشونتِ بیهدف سر برمیآورد.
lady m