
بریدههایی از کتاب تاریخ فلسفهی راتلج؛ جلد اول
۳٫۱
(۲۲)
زئوس کاری میکند تا انسانها هدیهای ببرند که خوب بهنظر میرسند (زن در جامهای پرزرقوبرق) اما بعداً معلوم میشود که سرشار از زحمت و دردسر است.
Morteza Gorjizadeh
امپدوکلس از اصل سادهای آغاز کرد که تأثیرگذارترین یافتهاش در تاریخ علم شمرده میشود: فهم طبیعت بهعنوان یک عنصر و تقلیل تمامی فرایندهای تکوین، تغییر و انهدام همراه با سرشتنشانهای ویژه و متغیر چیزهای ادراکشدنی به شمار محدودی از موجودیتهای اولیهٔ پایدار و ثابت
محمد طاهر پسران افشاریان
امپدوکلس با نتیجهگیری مربوط به «راه حقیقت» نیای خود یعنی پارمنیدس موافق بود که هیچ تولد و مرگ مطلقی نمیتواند وجود داشته باشد زیرا این تولد و مرگ مستلزم ناموجودیتی زمانمند است که از لحاظ منطقی قابل قبول نیست؛ جملهبندی او در اینجا دقیقاً از استدلال الئاییها پیروی میکند.
ناممکن است از چیزی که نیست، چیزی بهوجود آید، و شنیده نشده است آنچه وجود دارد کاملاً نابود شود.
محمد طاهر پسران افشاریان
زیرا «هیچ بخشی از کل نیست که توخالی باشد.» (fr. ۱۳) این بهمعنای آن بود که نه چیزی به مجموع کل افزوده میشود نه چیزی از آن کاسته میشود، زیرا همانطور که در جای دیگری گفته بود: «چه چیزی کل را افزایش میدهد؟ و این کل از کجا میآید؟» (fr. ۱۷.۳۲) پذیرش عام افزودنها و کاستنها بهمثابهٔ تولدها و مرگها باید متعاقباً بهعنوان «نامهایی» صرف درک شود که بهاشتباه در گفتار انسانی استفاده میشود:
هنگامی که در هیئت انسانی که به آسمان میرود، یا در هیئت انواع حیوانات وحشی، یا گیاهان یا پرندگان، امتزاجی وجود دارد، میگویند که این چیز متولد شده است و وقتی آنها جدا میشوند آن را دوباره مرگی بدفرجام مینامند؛ این اصطلاحات درست نیست بلکه من از سنت و رسوم پیروی میکنم و خودم آنها را مورد استفاده قرار میدهم.
محمد طاهر پسران افشاریان
دموکراسی پریکلسی بر دو اصل بنیادی تکیه داشت. توسیدیدس نوشت:
آن را دموکراسی مینامند چراکه هدایت امور نه به افرادی قلیل بلکه به تعدادی کثیر واگذار میشود، اما ضمن آنکه میان همگان در امور مدنی که توسط قانون تثبیت شده برابری وجود دارد، در امور عمومی برای ارزشهای فردی اختیار تام قایل هستیم.
از این عبارت میتوان دو اصل یادشده را به این شرح بیان کرد: در حالیکه قدرت باید در دست کل مردم باشد و نه در اختیار بخش کوچکی از بدنهٔ شهروندان، مناصب بالایی که طبق صلاحدید آنان عمل میشود و در خدمت مردم هستند، باید به کسانی محول شود که مناسبترین و تواناترین افراد برای اجرای چنین کارکردهایی هستند.
محمد طاهر پسران افشاریان
اهمیت اینکه نهتنها باید حرف درست را بیان کرد بلکه آن را باید به شیوهٔ درستی نیز بیان کرد، مسائلی را نیز در زمینهٔ بلاغت و اقناع و اخلاقیات ناشی از بزک کردن برهانهای نادرست مطرح کرد.
کاربر ۲۲۱۱۱۰۴
چرا لازم است ــ اگر اصلاً لازم باشد ــ که خدایان در تبیین رویدادهای انسانی و طبیعی وارد شوند؟ ماهیت امر آسمانی را چگونه باید تلقی کرد؟ میتوان دید که این پرسشها شالودهٔ بسیاری از دغدغههای متفکران پیش از پارمنیدس را تشکیل میداده است. براساس نظری متداول، وظیفهٔ پیش روی متفکران آغازین را باید پروژهای خردباور دانست که تبیین پدیدارهای بهظاهر رازآمیز را براساس هستیهای آسمانی پیشبینیناپذیر کنار میگذارد و در عوض آنها را به قوانین فیزیکی و الگوهای رفتاری پیشبینیپذیر نسبت میدهد
محمد طاهر پسران افشاریان
پیش از پیش رفتن باید تحلیل هراکلیت از کردار و باور مذهبی را درک کنیم. شاید مذهب بهویژه برای هراکلیت مهم نبوده اما نمونهٔ کلاسیکی است از شرح وی از اهمیتِ پیچیدهٔ چیزها بهطور عام. (۸) بسیاری از گفتههای او عادتاً نقدِ مناسک مرسوم مذهبی و تصورات رایج از خدایان تلقی میشود. اما اگرچه هراکلیت آشکارا نکاتی را دربارهٔ مناسک و باورها بیان میکند، اما دقت کافی به اندیشههای او نشان میدهد که گفتههایی که معمولاً بهعنوان ریشخند مذهب از جانب او تلقی میشود، بهتر است بهعنوان ملاحظاتی دربارهٔ اهمیتِ بستر مذهبی برداشت شود: اگرچه گفتههای وی علیه سوءبرداشتِ سادهانگارانه از پرهیزگاری مرسوم است، پرهیزگاری را قائم بهذات محکوم نمیکنند. در عوض، تصویر یزدانشناختی پیچیدهتری را ارائه میکنند، تصویری که به برخورد معروف هراکلیت با موضوع وحدت اضداد مربوط است.
محمد طاهر پسران افشاریان
اعتقاد عمیق من این است که تنها با درک جهان در وجوه کثیر آن ــ تقلیلگرا و کلنگر، ریاضیوار و شاعرانه، از طریق نیروها، میدانها و ذرات و از طریق نیکی و بدی ــ است که میتوانیم خودمان و معنای نهفته در پس این گیتی را درک کنیم.
محمد طاهر پسران افشاریان
تاریخ سیاسی یونان از سویی با تنش پیوسته بین انفراد و استقلال ــ جهان یونانی بهعنوان یک جهان از صدها شهـر خودگردان کوچک از لحاظ مساحت و جمعیت تشکیل شده بود ــ و از سوی دیگر با احساس هویت مشترک و وابستگی به یکدیگر تعیین میشد، جهانی که شهرهایش برای بقا در امپراتوریها، اتحادها، ائتلافهایی که اغلب با یکدیگر در جنگ بودند، پیوند متقابل داشتند. این، تنش بین استقلال و هویت مشترک تاریخ فرهنگی یونان را نیز رقم میزند.
هادی
آناکسیمنس و آناکساگوراس و دموکریت میگویند که مسطح بودن آن زمین سبب میشود سر جای خود بند شود: زیرا هوای زیر آن را قطع نمیکند بلکه مانند سرپوشی آن را میپوشاند، که آشکارا ویژگی مسطح بودن اجسام است.
bookwormnoushin
تمام چیزی که میتوانیم بگوییم این است که حتا شناخت انسان معمولی چنین ساختاری از چیزها را بهطور خاص و بهطور عام پیشفرض خود قرار میدهد؛ گمان میرود که این نخستین برهان استعلایی کانتی است.
Rebwar
خیرهایی که ما بهخاطر خودشان پذیرا هستیم و نه برای پیامدهایشان، مانند خوشی، و لذتهای بیخطری که فقط خوشی را به همراه میآورند؛ ۲. خیرهایی که ما هم بهخاطر خودشان و هم برای پیامدهایشان پذیرا هستیم، مانند ادراک، بینایی و سلامتی؛ ۳. خیرهایی که فقط برای پیامدهایشان پذیرا هستیم مانند ورزش کردن، التیام یافتن، طبابت کردن و پول درآوردن.
mina1374
شاید یک خدا وجود داشته باشد اما به یک خدا در بستری که با آن روبهرو میشویم، نامی میدهیم ــ بستری که به هیچوجه تخیلی و اشتباه نیست بلکه کاملاً معنا و مفهومی را که در آن مییابیم و در نتیجه نامی را که در مورد آن خدا بهکار میبریم، انتقال میدهد.
🍦💗
به اینترتیب، بهنظر هراکلیت پیروی از کردارها و صورتهای مشترک زندگی، خواه مذهبی، زبانی یا هر نوع سنت انسانی، مستلزم انکار یا تضعیف این ادعای بنیادی او نیست که فقط یک بنیاد عقلانی مشترک وجود دارد که شالودهٔ معنا و مفهوم کل نظام است. در حقیقت، با پیروی و دفاع از زندگی مشترک جامعهای مذهبی و برخوردار از زبانی مشترک است که میتوانیم از توجه خود به دنیای خصوصیمان که در آن هیچچیز معنایی ندارد اجتناب کنیم.
🍦💗
این عرضهداشت هراکلیت از بنیاد عقلانی جهان مشترک ماست که میشنویم اما نمیتوانیم درک کنیم؛ با اینهمه، این بنیاد عقلانی چیزی است که بههر حال در کنشها و کلمات خود با آن روبهرو میشویم، کنشها و کلماتی که به اشتباه درک میکنیم، گویی آدمهای مبتدی هستیم که با موضوع جدیدی برخورد میکنیم. بهواقع این تجربهٔ جدیدی نیست: این معنا و مفهومی است که در پس هر چیزی که تاکنون در زندگی ما رخ داده نهفته است. اما به تعبیری در خوابمان نیز با آن روبهرو میشویم و قادر نیستیم معنای آن را کاملاً بفهمیم.
🍦💗
واضح است که لوگوس در این گفتار هم سوژهٔ آشکار (گاهی) استدلال است و هم پیام تلویحی آن؛ زیرا زبان و گفتار، مانند کردارهای مشترک دیگر، بیانگر لوگوس مشترک در خود ساختارش است. به اینترتیب، ما میتوانیم لوگوس را «بشنویم»، فقط بهواسطهٔ اینکه زبانی را میشنویم و درک میکنیم که هراکلیت و بقیهٔ ما به آن سخن میگویند؛ اگرچه درکی که ما را در ارتباط با این لوگوس قرار میدهد، از درک معنای آشکار یک متن مجزاست:
کسانی که با آن ارتباط نمیگیرند axunetoi با اینکه میشنوند، درست مانند آدمهای کر میمانند؛ در مورد آنهاست که میگویند با اینکه حضور دارند غایباند.
🍦💗
یک عمل واحد میتواند مجنونانه یا معقولانه باشد، و این بستگی به بستری دارد که این عمل به آن تعلق دارد؛ و عملی که در یک بستر شرمآور است، ممکن است برای هدفی دیگر شایسته و پرهیزگارانه باشد. هنگامی که میگوییم یک عمل واحد، مقصودمان ضرورتاً این نیست که از لحاظ عددی همانند هستند: عمل شستن خون با خون ممکن است گاهی در این بستر و گاهی در بستر دیگری رخ دهد. اینها دو نمونه از یک نوع عمل هستند.
🍦💗
بنابراین میتوان پرسید که آیا آنها عمل واحدی هستند. البته، در موارد دیگر نمونهای واحد ممکن است به دو معنای متفاوت برداشت شود. ما در مورد واژهٔ allōs در قطعهٔ B۵ دیدیم که اصطلاحی مبهم ممکن است دو معنای متفاوت داشته باشد که به شیوهٔ برداشت خواننده بستگی دارد: برای خوانندهٔ نامعتقد این واژه بهمعنای «بیهوده» است؛ برای خوانندهٔ معتقد بهمعنای «به شیوهٔ متفاوتی» است. همین موضوع در مورد جادهٔ سربالا و جادهٔ سرپایین صادق است. برای مسافری که در بالای تپه هست، جادهٔ یادشده مسیری است سرازیری؛ برای مسافری که در پایین تپه است، مسیری است سربالایی. «جادهٔ سربالا و سرپایین یک جاده است.» (قطعهٔ B۶۰)(۶۴)
🍦💗
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۷۷۷ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۷۷۷ صفحه
قیمت:
۳۴۶,۰۰۰
تومان