آنچنان که زیگموند فروید هم یک قرن بعد از برک، نسبت «خود» با «فراخود» را نسبت «چیره بودن» و «فرمانبردار بودن» میداند. این همان «میل» یا جذابیت پنهانی است که انسان را وامیدارد که خود را در موقعیت «محکومبودگی» و «فرمانپذیری» قرار دهد. قانون اما اگر لباس حریر اغواگرانهاش را از تن بهدر کند و آن زمختی قدرت فائقهاش را ــ که یقیناً جذابیت پنهان هم نخواهد داشت ــ بیواسطه به معرض نمایش بگذارد، چنان وحشتی وجود عشاقش را فرامیگیرد که بیشک در برابرش دست به طغیان میزنند.
Fatima
قانون اما اگر لباس حریر اغواگرانهاش را از تن بهدر کند و آن زمختی قدرت فائقهاش را ــ که یقیناً جذابیت پنهان هم نخواهد داشت ــ بیواسطه به معرض نمایش بگذارد، چنان وحشتی وجود عشاقش را فرامیگیرد که بیشک در برابرش دست به طغیان میزنند.
kosar
اگر هژمونی را از دست داده باشید، مجبور خواهید بود به حکومتی استبدادی و متکی بر ترور تبدیل شوید.
kosar
عشق ورزیدن انسان به قانون که لذت پنهان «محکومبودگی» را در نهادش ارضا میکند، در نگاه برک چیزی جز لذت خود/ دگرآزارگونه، احساس امنیت در سایهٔ «تحقیر نفس»، در رابطهٔ مافوق (قانون) / مادون (انسان)، نمیتواند باشد.
Fatima