
٪۵۰
کتاب دو استکان عرق چهل گیاه
پدیدآورندگان:
علیرضا راهبانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
bud
۳۰
حالا تو بخند
خنده ابتدای فراموشی است!
کتابها مرا صدا میزنند...
۴
ما غذا را با غصههای تمام جهان
میخوریم و سیر میشویم
bud
۱
ای کاش آسمان بودم
حتا اگر تنها یک پرنده در من پر میزد
bud
۱
دیگر برای همقد شدن با اهالی زمین
خودم را هرس نخواهم کرد
bud
۱
تقدیر
نانوشتهترین وهم آفرینش است
این را از تکهای آهن آموختم
خمپارهای
که هرگز عمل نکرد
Aika
۱
ای کاش آسمان بودم
حتا اگر تنها یک پرنده در من پر میزد
Fact finder
۱
ما برای حفظ تصاویر مضحک اجدادمان
دیوار را به رسمیت شناختیم!
bud
۰
طبیعت این فصل اینطوریست
که در باغچهٔ خانهام
بذر میکارم
از آنسوی زمین سبز میشود
bud
۰
از کلاغها و گربهها هم کاری برنمیآید
من اما، به دریا تکیه دادهام
و در خوابی عمیق و متلاطم
نهنگ میشوم
bud
۰
جنگل
ردپای باران است
ویرانه
ردپای توفان
من ردپای توام
همیشه پشت در خانهات
تمام میشوم
bud
۰
ینجا فرانسه نیست!
عقبنشینی هم از قواعد بازیست
برگردیم
ما هشتاد میلیون هم که باشیم
قدر هشت سرباز چوبی که نیستیم
bud
۰
اینجا جای همهچیز باهم عوض شده است
پنجره
دیواری است که باز و بسته میشود
bud
۰
تا ابد خون سرفه میکند
Niyaz.h
۰
جنگل
ردپای باران است
ویرانه
ردپای توفان
من ردپای توام
همیشه پشت در خانهات
تمام میشوم
Niyaz.h
۰
اینجا گاهی
آن هم فقط روی صفحهٔ شطرنج
سربازها وزیر میشوند!
Niyaz.h
۰
زلزله با ویرانهها
چه خواهد کرد؟
Niyaz.h
۰
میتوانی لبخندی بزنی
و درست وسط ابروهای من ماشه را بکشی!
Niyaz.h
۰
شاعرم
که تمام جادهها از قلبم عبور میکنند
Niyaz.h
۰
هر پنجرهای که قاب چهرهٔ خندانت نمیشود
فرو خواهد ریخت