جملات زیبای کتاب کارل مارکس | طاقچه
تصویر جلد کتاب کارل مارکس
off
٪۴۰

کتاب کارل مارکس

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۸ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
AmirHossein
۴
وضعیت ما همیشه وضعیت بی‌معنایی، اضطراب، فناپذیری، امیدهای احمقانه و تلاش‌های ابدی خواهد ماند.
رزگار
۱
مارکس و تاریخ فلسفه مدرن انگلس در عنوان فرعی کتاب کوچکش لودویگ فویرباخ می‌بالد به این که جنبش طبقه کارگر آلمان یگانه وارث مشروع فلسفه کلاسیک آلمان است.
AmirHossein
۱
از نظر روسو، آنچه تمدن در درجه اول برای ما انجام می‌دهد آن است که ظرفیتِ به‌وضوح دیدنِ آفات تمدن را برای ما تدارک می‌بیند.
AmirHossein
۰
این دعاوی مارکس که سقوط سرمایه‌داری گریزناپذیر است باید همواره استنتاج شده از این تز اصلی‌تر او فرض شود که هیچ‌چیز در امور انسانی ابدی یا غیرقابل تغییر نیست.
AmirHossein
۰
آزادی از نظر مارکس خودتعین‌بخشی است، یعنی شخص خودش و کارکردهای ذاتی‌اش را تابع انتخاب عقلانی آگاهانه خویش قرار دهد.
AmirHossein
۰
هر اصلاح‌گر اجتماعی صادقی «باید به خود بقبولاند که نظرش در مورد آنچه باید باشد کامل و دقیق نیست. ولی باز هم این دقیقا مزیت روند جدید است، این که ما وضع جهان را با جزم‌اندیشی پیش‌گویی نمی‌کنیم بلکه فقط می‌خواهیم جهان جدیدی را از طریق نقد جهان قدیمی بیابیم.»
AmirHossein
۰
از نظر روسو، آنچه تمدن در درجه اول برای ما انجام می‌دهد آن است که ظرفیتِ به‌وضوح دیدنِ آفات تمدن را برای ما تدارک می‌بیند.
AmirHossein
۰
نظریه ماتریالیستی مارکس تاریخ انسانی را به مراحلی تقسیم می‌کند، که هر یک با شیوه تولید خاصی در زندگی مادی مشخص می‌شوند. شیوه تولید به اساسی‌ترین وجه با مرحله تاریخی‌اش در تحول نیروهای تولیدی جامعه تعیین می‌شود.
AmirHossein
۰
به پیروی از فویرباخ، مارکس مسیحیت متداول را در حال جدا کردن هر چیز ارزشمند و مفید از انسان و طبیعت، و فرض کردن آن (به طور تخیلی) در موجودی بیگانه در بیرون از جهان، می‌بیند.
م.
۰
هنگامی که تقسیمات میان احزاب طبقه کارگر در این مورد بلاتکلیفی ایجاد کرد که چنین جنبشی در کجا باید یافت شود، و شاید حتی خود موجودیت جنبش را که مارکس در باره آن می‌نوشت به زیر سؤال برد، خشک‌مغزانْ پیرویِ جزم‌اندیشانه از نصِّ صریح متون مارکسی (یا از یکی از خوانش‌های «ارتدوکس» متون او) را معادل با پیروی صادقانه از آن جنبش تلقی کردند. سرسپردگی خشک‌مغزانه معیار همبستگی پرولتاریا شمرده شد و تردید در حقیقت آنچه مارکس نوشته است خیانت به آن جنبش محسوب گردید. بنابراین مارکسیسم روح انتقادی علم و توانایی انطباق با شرایط تغییریافته را که مارکس گریزناپذیر می‌دانست از دست داد. «مارکسیسمِ» خودخوانده تقلید مسخره‌ای از خود آن شیوه مذهبیِ تفکر شد که مارکس انتقاد از آن را همواره مقدمه هر نقد اجتماعی می‌دانست.
AmirHossein
۰
این دعاوی مارکس که سقوط سرمایه‌داری گریزناپذیر است باید همواره استنتاج شده از این تز اصلی‌تر او فرض شود که هیچ‌چیز در امور انسانی ابدی یا غیرقابل تغییر نیست.