جملات زیبای کتاب ارباب و بنده | طاقچه
تصویر جلد کتاب ارباب و بنده

کتاب ارباب و بنده

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۵۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
لئو تولستوی، سروش حبیبی
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۱۵
پیوسته خود را زیر دست ارباب دیگری احساس می‌کرد. همان اربابی که او را به این زندگی فرستاده بود و می‌دانست که بعد از مرگ هم زیر دست او خواهد بود
mahsa
۷
فکر مرگ برایش ناگوار نبود زیرا در زندگی هرگز روی خوشی و آسودگی ندیده و به‌عکس پیوسته در خدمت این و آن گذرانده و نفس راحتی نکشیده بود و از این‌جور زندگی داشت خسته می‌شد.
mahsa
۷
مردم خیال می‌کنن کار پول شو خیه، تخمش رو می‌کاری مثل علف سبز می‌شه! نه، برا پول پیداکردن باید کار کرد. کله رو باید به کار انداخت.
mahsa
۶
«خوب، معلومه، بار گناهام که سبک نیست. اما این گناه‌ها رو که من به اختیار نکردم. خدا خودش منو این‌جور ساخته. چه کنم؟ چه‌طور می‌شه گناه نکرد؟ کیست که گناه نکرده باشه؟
پویا پانا
۵
حقیقتاً بی‌سوادی چه بلایی است!»
Hossein shiravand
۵
نکرد. فکر مرگ برایش ناگوار نبود زیرا در زندگی هرگز روی خوشی و آسودگی ندیده و به‌عکس پیوسته در خدمت این و آن گذرانده و نفس راحتی نکشیده بود و از این‌جور زندگی داشت خسته می‌شد.
سپهر
۴
این‌که او وقتی در آن دنیا از این مرگ راستین بیدار شد خوش‌تر از این دنیا بود یا ناخوش‌تر و این‌که در آن دنیا همان چیزی را یافت که انتظارش را داشت یا نه، چیزی است که ما همه به‌زودی خود خواهیم دانست.
Raana
۱
فکر مرگ برایش ناگوار نبود زیرا در زندگی هرگز روی خوشی و آسودگی ندیده و به‌عکس پیوسته در خدمت این و آن گذرانده و نفس راحتی نکشیده بود و از این‌جور زندگی داشت خسته می‌شد