تکان دادن سینی روابط و مناسبات کل خانه را بههم میریزد، رابطهٔ هر شی با شی دیگر و هر لحظه از روحشان را با روح خانه و ساکن غایبش. و من تا میخواهم انگشتانم را به کتابی نزدیک کنم، نور چراغی را کموزیاد کنم، یا نیمکت پیانو را باز کنم حس رقابت و حمله همچون دستهای پرستو پیشِ چشمانم به نوسان درمیآید.