
کتاب اسطوره، ادبیات و هنر
پدیدآورندگان:
ابوالقاسم اسماعیلپورانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
همچنان خواهم خواند...
۵
هنر نوین نقاشی غرب مُلهَم از درونمایههای شرقی، افریقایی و آسیایی است. پیکاسو تحتتأثیر هنر افریقاست. ماتیس، شاگال و کاندینسکی نیز تحتتأثیر هنر خاورزمین بودهاند، بهویژه ماتیس که تحتتأثیر هنر ایرانی و هندی قرار داشت
همچنان خواهم خواند...
۴
نخستین اثر مستقل و گرانسنگ دربارهٔ اسطورههای ایرانی کتابی است با عنوان اساطیر ایران اثر مهرداد بهار، که ۱۳۵۱ منتشر شد.
همچنان خواهم خواند...
۴
این باور کلی وجود دارد که اسطورهها مربوط به پیش از اسلام است و چنین برداشت میشود که اسطورههای ایرانی را باید در سرگذشت زُروان یا تیشتَر، میترا و غیره یافت. درحالیکه ما در دورهٔ اسلامی به متون اساطیری بسیار نیرومند و جذاب برمیخوریم که باید به آن اهمیت داد. مثلاً برخی داستانهای منطق الطیر و داستان سیمرغ یا رسالة الطیرها شامل مجموعهٔ رسالههای رمزی، تمثیلی و اسطورهای هستند و ابن سینا، احمد غزالی، خاقانی و دیگران بدانها پرداختهاند. همچنین آثار رمزی در رسایل فارسی شیخ شهاب سهروردی مانند عقل سرخ، آواز پَر جبرییل و غیره از همین دستهاند.
همچنان خواهم خواند...
۳
اسطورههای ایرانی هنوز پایگاه والا و علمی خود را در جهان نیافته است، درحالیکه یکی از پایههای اساطیر و فرهنگ غنی هندواروپایی و هندوایرانی است و در نتیجه از پایههای فرهنگی جهان به شمار میرود.
همچنان خواهم خواند...
۳
عبداللطیف طسوجی (وفات بین ۱۳۰۶ ـ ۱۲۹۴ هـ ق) پیشگام حوزهٔ افسانهشناسیِ ایرانی است. او در ۱۲۵۹ قمری با برگردان افسانههای هزار و یک شب گامی مهم در این راستا برداشت و کوشش او برای فارسیزبانان نقطهٔ عطفی برای افسانهشناسی در ایران معاصر است.
همچنان خواهم خواند...
۳
کار تازهای که در زمینهٔ نقد اسطورهشناختی دورهٔ اسلامی میتوان انجام داد، سامان دادن یک بررسی تطبیقی و تحلیلی از دارابنامهٔ طرسوسی با اُدیسهٔ هومر است. همانندیهای بسیاری میان دو اثر میتوان یافت. سفر اولیس به دریاها و سرزمینهای شگفتآور را به شکلی در دارابنامه نیز میتوان مشاهده کرد که بسی زیباتر از اُدیسه است.
hanieh
۳
شاهنامه اسطوره نیست، بلکه اثری حماسی است.
همچنان خواهم خواند...
۲
در آغاز سدهٔ نوزدهم، پیروان مکتب رمانتیسم شیفتهٔ زبان و فرهنگ هندواروپایی و آثار خاورزمین شدند و در زمینهٔ تاریخ، فلسفه و اساطیر به مطالعهٔ تطبیقی پرداختند
hanieh
۲
بنابراین درونمایهٔ اسطوره بیشتر ایزدی و فراطبیعی و درونمایهٔ حماسه پهلوانی، شهریاری و زمینی است.
AmirHossein
۱
به گمان مالینوسکی، اسطوره در جامعهٔ بدوی، یعنی به صورت آغازین و زندهٔ خود فقط قصهٔ نقلشده نیست، بلکه واقعیتی زیسته و تجربهشده است.
hanieh
۱
اسطوره، دقیقاً مانند کلمات یک زبان، وجهی نمادین دارد و مثل قصههای تمثیلی، رمزآمیز است
hanieh
۱
اسطوره همیشه زنده است و کارکرد اجتماعی دارد، اما کارکردش تغییر مییابد
hanieh
۱
اسطورهها بیشتر دینی، آیینی و قدسیاند، درحالیکه حماسهها ملی و پهلوانی، و افسانهها عامیانه و فولکلوریکاند.
hanieh
۱
مراسم شب یلدا، که درازترین شب سال است، میتواند جشن زایش خورشید و شاید زایش ایزد «میترا» باشد. «یلدا» از واژهٔ سُریانی «یَلَد» (تولد) میآید و منظور تولد خورشید یا میترا بوده است. در گذشته بر این باور بودند که در شب یلدا خورشید زاده میشود. چهل روز پس از شب یلدا برای خورشید چلّه میگرفتند
و جشن سده بر پا میکردند. جشن سده شاید جشن ظاهر شدن خورشید بوده چون چهل روز پس از شب یلدا برگزار میشد.
hanieh
۱
اسطورهها نخست به گونهٔ شفاهی یا تصویری بودهاند و حتی برخی از آنها گونهٔ مجرد و ذهنی داشتهاند و آنگاه به نوشتار درآمدهاند.
AmirHossein
۰
در روزگاران پسین، که دانش اخترشناسی در بابل پیشرفت کرد، ایزدانی که کنار مردم در خانهها و کشتزاران و چشمهها، یا در مناطق بلند فراز تپهها و کوهپایهها به سر میبردند، ناگهان به ژرفای آسمانها سفر کردند و ایزدستانِ خود را به کهکشان بردند. پس ایزدان مینوییتر و مجردتر شدند.
همچنان خواهم خواند...
۰
گویند در آغاز، در ناکجاآبادی ظلمانی، تنها آشفتگیِ نخستین در کیهان بود. آنگاه ایزدانِ ازلی به گونهای نورانی و زرین جلوه یافتند و آشفتگی و ظلمت را از میان بردند و نظم در کیهان برقرار کردند. سپس ایزدان خورشید، آسمان، ماه و زمین و غیره پدید آمدند. به همین گونه انسانها، جانوران و گیاهان جامهٔ ظلمانی از تن درآوردند و آشکار شدند. هر کدام از این پدیدهها خود روایاتی شگفتآور، رازگونه، سوررئالیستی و نمادین دارند که مطالعه و بررسی آنها بسی سودمند است و به شناخت ریشههای فرهنگی ـ اجتماعی یک ملت یاری میرساند.
همچنان خواهم خواند...
۰
اسطوره در روزگار باستان زنده بود و نیازهای مادی و روانی باستانیان را برآورده میکرد و افزون بر توجیه جهان، در کارهای روزانهٔ انسان مانند خوراک، کِشتوکار و حتی نیازمندیهای دینی و روانی یاور او بود. اسطورهپردازان در شناخت و توجیه کیهان از استدلال شهودی و تمثیلی بهره میگرفتند و به گونهای ساختار اجتماعی هر قوم را در اسطورهها منعکس میکردند.
همچنان خواهم خواند...
۰
در روزگاران باستان، نخست ایزدان در میان انسانها، در خانه، باغ، چراگاه و کشتزار به سر میبردند و بیشتر جنبهٔ برکتبخشی داشتند. ایزدانِ مهمتر نقش کاهن و فرمانروا را ایفا میکردند و ایزدان ستیزهگر و جنگجو در مبارزات اجتماعی قوم یا قبیله شرکت میجستند و یاور و نجاتبخش مردم بودند.
همچنان خواهم خواند...
۰
این نکته درخور یادآوری است که اسطورهپردازی در شعر معاصر بدین معنی نیست که یک اسطورهٔ قدیمی را باید بازسازی و از آن تقلید کرد. بلکه برعکس، باید از اسطورهها الهام گرفت و اسطورههای نو پدید آورد. تکرار درونمایهٔ اسطورهای در شعر و داستان چندان ارزشمند نیست و جنبهٔ تقلیدی دارد. باید بر پایهٔ اسطورههای قومی، اسطورههای نو آفرید. ققنوسِ نیما دیگر آن ققنوس اساطیری کهن نیست که ۳۶۰ حفره در منقار دارد و در کوه بلندی میزید و آوازهای شگفتی از منقارش برمیآید. ققنوس نیما مبارز و شهید قرنبیستمی است که با آتش زدن خود، نطفهای پدید میآورد که به مبارزه ادامه دهد. به همین سبب، بدیع و تازه است و مربوط به روزگاری نو.
hanieh
۰
در دیدگاه پدیدارشناسی، اسطوره عبارت است از روایتی نمادین دربارهٔ آفرینش، ایزدان، قدیسان، قهرمانان، دیوان و موجودات ماوراءالطبیعی.
hanieh
۰
اسطوره بُنی دینی و اخلاقی و حماسه بُنمایهای میهنی و قهرمانی دارد. اما افسانه بیشتر بُن عامیانه دارد و عامه نیز قبول دارند که این داستانها غیرواقعی است.
hanieh
۰
نمونههای افسانه عبارتاند از افسانههای هزار و یک شب، رابینهود، افسانهٔ زردپری و سبزپری، علاءالدین و چراغ جادو و غیره
hanieh
۰
نمونههای اسطورهها عبارتاند از اسطورهٔ آفرینش، اسطورهٔ زال و سیمرغ، اسطورهٔ میترا، آناهیتا، تیشتَر و غیره.
hanieh
۰
در سوررئالیسم گونهای اندیشهٔ اساطیری و توجه به ضمیر ناخودآگاه و جریان سیال ذهن مطرح میشود.
من
۰
این باور کلی وجود دارد که اسطورهها مربوط به پیش از اسلام است و چنین برداشت میشود که اسطورههای ایرانی را باید در سرگذشت زُروان یا تیشتَر، میترا و غیره یافت. درحالیکه ما در دورهٔ اسلامی به متون اساطیری بسیار نیرومند و جذاب برمیخوریم که باید به آن اهمیت داد. مثلاً برخی داستانهای منطق الطیر و داستان سیمرغ یا رسالة الطیرها شامل مجموعهٔ رسالههای رمزی، تمثیلی و اسطورهای هستند و ابن سینا، احمد غزالی، خاقانی و دیگران بدانها پرداختهاند. همچنین آثار رمزی در رسایل فارسی شیخ شهاب سهروردی مانند عقل سرخ، آواز پَر جبرییل و غیره از همین دستهاند.
Ravi
۰
به باور باشلار، شناخت شاعرانهٔ جهانْ مقدم بر شناخت عقلانی آن است.