جملات زیبای کتاب اسب من | طاقچه
تصویر جلد کتاب اسب من

بریده‌هایی از کتاب اسب من

نویسنده:معین دهاز
انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۵از ۷۷ رأی
۴٫۵
(۷۷)
«جای غلط، با آدمِ غلط سوار شدم. هر کجا پیاده شوم درست است.»
آفتاب
می‌خندم همین‌طور می‌خندم اما دلم شاد نمی‌شود چون شب که این‌همه ستاره روشنش نمی‌کند
sama
لبخند بزن ‫و امیدوار بمان ‫به روزی که نخواهد آمد
کاربر mhmd.merikhi
از دفن ما سال‌هاست که می‌گذرد، فقط کاش کسی می‌دانست چرا نمی‌میریم؟
AmirHossein
چگونه بمانم؟ وقتی هر که مرا در آغوش گرفت، کارد به پهلویم زد
(لایق تنهایی)
دوست دارم همین حالا گریه کنم برای همه‌چیز برای همین حالا اما رنجْ رمقی برای ابراز ندارد
Nargess Ansarivand
دلم گرفته و روی شانه‌های خودم گریه می‌کنم
Raya
تو دوباره سبز خواهی شد و من شاهد رقصیدنت در باد خواهم بود
Razi Pouri
نترس هرگز نترس قایقِ من! موجی که غرق نکند بالاترمان می‌برد
نَــسـی
خیره‌ام به قاصدک این گیاه غریب که پس از مرگ به راه می‌افتد
مرضیه سادات هاشمي
گریستم برای ما که پاییز نیامده ریختیم گریستم برای بیدهای خسته بیدهای مجنون که هر چه سبز شوند، سرو نمی‌شوند
حــــــــنا🌼
لبخند بزن و امیدوار بمان به روزی که نخواهد آمد
AmirHossein
چیزی بگو حرفی بزن از فردا اما نه آن‌قدر تلخ که دلم بلرزد و نه آن‌چنان زیبا که باورم نشود
khazar
تنها نگرانِ این بودم که به جست‌وجوی تو در دورترین کوچهٔ دنیا به خانه‌ات برسم و تو به جست‌وجویم رفته باشی چه غم‌بار وقتی نمی‌دانی گم کرده‌ای یا گم شده‌ای
sama
احساس می‌کنم همه‌چیز می‌خواهد بمیرد کوه روی صورت خودش گدازه می‌پاشد قطار روی ریل دراز کشیده درخت رشد می‌کند تا فاصله‌اش با زمین سال‌ها باشد با ریشه‌ها چه خواهد کرد؟
آفتاب
چیزی بگو حرفی بزن از فردا اما نه آن‌قدر تلخ که دلم بلرزد و نه آن‌چنان زیبا که باورم نشود
حــــــــنا🌼
وقتی مُردنم هیچ‌کس را تنها نمی‌کند، زندگی غم‌انگیزتر است
Faeze
می‌خندم همین‌طور می‌خندم اما دلم شاد نمی‌شود چون شب که این‌همه ستاره روشنش نمی‌کند
بهراد
شعری که دوست دارم، چرا مرا می‌گریاند؟ نه، منصفانه نیست که در برابر هر آن‌چه دوست داریم، آسیب‌پذیرتریم
~نگار
از دفن ما سال‌هاست که می‌گذرد، فقط کاش کسی می‌دانست چرا نمی‌میریم؟
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
از دفن ما سال‌هاست که می‌گذرد، فقط کاش کسی می‌دانست چرا نمی‌میریم؟
مهتاب اقدم
به احترامِ در سکوت‌ماندگان به احترامِ در سکوت‌مُردگان به احترامِ سکوت... یک دقیقه بایستید و بیندیشید قدری اندوه به‌هرحال
AmirHossein
از رسیدن می‌ترسم؛ می‌ترسم کسی منتظرم نباشد
سید علیرضا سیدی
خسته‌ایم و باد نمی‌خواهد بفهمد ما قاصدک نیستیم...
𝙛𝙯𝙞𝙖𝙖𝙙𝙙𝙞𝙣𝙞
لبخند بزن و امیدوار بمان به روزی که نخواهد آمد
عسل
تنها نگرانِ این بودم که به جست‌وجوی تو در دورترین کوچهٔ دنیا به خانه‌ات برسم و تو به جست‌وجویم رفته باشی چه غم‌بار وقتی نمی‌دانی گم کرده‌ای یا گم شده‌ای
نَــسـی
در غمی بزرگ ریشه پراکنده‌ایم و از اندوه، آب می‌خوریم
.ً..
ناراحتم، چه‌قدر ناراحتم مادر احساس می‌کنم هر دیوار به کوچه‌اش پشت کرده احساس می‌کنم همه‌چیز می‌خواهد بمیرد کوه روی صورت خودش گدازه می‌پاشد قطار روی ریل دراز کشیده درخت رشد می‌کند تا فاصله‌اش با زمین سال‌ها باشد با ریشه‌ها چه خواهد کرد؟
شیلا در جستجوی خوشبختی
برگ‌ها ریخته‌اند که مرگ را تزیین کنند
مهیا
از دفن ما سال‌هاست که می‌گذرد، فقط کاش کسی می‌دانست چرا نمی‌میریم؟
حــــــــنا🌼

حجم

۷۰٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۰۷ صفحه

حجم

۷۰٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۰۷ صفحه

قیمت:
۸۷,۰۰۰
۴۳,۵۰۰
۵۰%
تومان