۴٫۵
(۵۷)
«جای غلط، با آدمِ غلط سوار شدم.
هر کجا پیاده شوم درست است.»
آفتاب
میخندم
همینطور میخندم اما
دلم شاد نمیشود
چون شب
که اینهمه ستاره روشنش نمیکند
sama
لبخند بزن
و امیدوار بمان
به روزی که نخواهد آمد
کاربر mhmd.merikhi
چگونه بمانم؟
وقتی هر که مرا در آغوش گرفت،
کارد به پهلویم زد
(لایق تنهایی)
از دفن ما
سالهاست که میگذرد،
فقط
کاش کسی میدانست
چرا نمیمیریم؟
AmirHossein
نترس
هرگز نترس قایقِ من!
موجی که غرق نکند
بالاترمان میبرد
نَــسـی
دلم گرفته
و روی شانههای خودم گریه میکنم
Raya
تو دوباره سبز خواهی شد
و من شاهد رقصیدنت در باد خواهم بود
Razi Pouri
خیرهام به قاصدک
این گیاه غریب
که پس از مرگ به راه میافتد
مرضیه سادات هاشمي
لبخند بزن
و امیدوار بمان
به روزی که نخواهد آمد
AmirHossein
گریستم
برای ما
که پاییز نیامده ریختیم
گریستم
برای بیدهای خسته
بیدهای مجنون
که هر چه سبز شوند،
سرو
نمیشوند
حــــــــنا🌼
چیزی بگو
حرفی بزن از فردا
اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد
و نه آنچنان زیبا
که باورم نشود
khazar
تنها نگرانِ این بودم
که به جستوجوی تو
در دورترین کوچهٔ دنیا به خانهات برسم
و تو به جستوجویم رفته باشی
چه غمبار
وقتی نمیدانی
گم کردهای
یا گم شدهای
sama
احساس میکنم همهچیز میخواهد بمیرد
کوه روی صورت خودش گدازه میپاشد
قطار روی ریل دراز کشیده
درخت رشد میکند
تا فاصلهاش با زمین
سالها باشد
با ریشهها چه خواهد کرد؟
آفتاب
چیزی بگو
حرفی بزن از فردا
اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد
و نه آنچنان زیبا
که باورم نشود
حــــــــنا🌼
از دفن ما
سالهاست که میگذرد،
فقط
کاش کسی میدانست
چرا نمیمیریم؟
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
میخندم
همینطور میخندم اما
دلم شاد نمیشود
چون شب
که اینهمه ستاره روشنش نمیکند
بهراد
وقتی
مُردنم
هیچکس را
تنها نمیکند،
زندگی غمانگیزتر است
Faeze
از دفن ما
سالهاست که میگذرد،
فقط
کاش کسی میدانست
چرا نمیمیریم؟
مهتاب اقدم
لبخند بزن
و امیدوار بمان
به روزی که نخواهد آمد
عسل
شعری که دوست دارم،
چرا مرا میگریاند؟
نه، منصفانه نیست
که در برابر هر آنچه دوست داریم،
آسیبپذیرتریم
~نگار
به احترامِ در سکوتماندگان
به احترامِ در سکوتمُردگان
به احترامِ سکوت...
یک دقیقه بایستید
و بیندیشید
قدری اندوه
بههرحال
AmirHossein
خستهایم و باد نمیخواهد بفهمد
ما قاصدک نیستیم...
𝙛𝙯𝙞𝙖𝙖𝙙𝙙𝙞𝙣𝙞
از رسیدن میترسم؛
میترسم
کسی منتظرم نباشد
سید علیرضا سیدی
ناراحتم،
چهقدر ناراحتم مادر
احساس میکنم هر دیوار
به کوچهاش پشت کرده
احساس میکنم همهچیز میخواهد بمیرد
کوه روی صورت خودش گدازه میپاشد
قطار روی ریل دراز کشیده
درخت رشد میکند
تا فاصلهاش با زمین
سالها باشد
با ریشهها چه خواهد کرد؟
شیلا در جستجوی خوشبختی
تنها نگرانِ این بودم
که به جستوجوی تو
در دورترین کوچهٔ دنیا به خانهات برسم
و تو به جستوجویم رفته باشی
چه غمبار
وقتی نمیدانی
گم کردهای
یا گم شدهای
نَــسـی
برگها ریختهاند
که مرگ را تزیین کنند
مهیا
در غمی بزرگ ریشه پراکندهایم
و از اندوه،
آب میخوریم
.ً..
شعری که دوست دارم،
چرا مرا میگریاند؟
نه، منصفانه نیست
که در برابر هر آنچه دوست داریم،
آسیبپذیرتریم
Sahar B
درخت رشد میکند
تا فاصلهاش با زمین
سالها باشد
با ریشهها چه خواهد کرد؟
مونا
حجم
۷۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه
حجم
۷۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه
قیمت:
۸۷,۰۰۰
۴۳,۵۰۰۵۰%
تومان