جملات زیبای کتاب من لوسی بارتون هستم | طاقچه
تصویر جلد کتاب من لوسی بارتون هستم

بریده‌هایی از کتاب من لوسی بارتون هستم

امتیاز
۲.۱از ۷ رأی
۲٫۱
(۷)
زندگی مثل یک جورچین است که تکه‌هایش را به‌سختی می‌شود پیدا کرد و سر جای درست قرار داد.
Zohreh
واقعیت زندگی ما با برداشتی که دیگران از آن دارند زمین تا آسمان متفاوت است.
Zohreh
همهٔ ما خواسته یا ناخواسته خاطراتی از گذشته به‌یاد می‌آوریم که شاید زیاد هم حقیقت نداشته باشند.
Zohreh
کتاب‌هایی که می‌خواندم خیلی چیزها به من می‌آموختند و باعث می‌شدند احساس تنهایی نکنم.
Zohreh
تعصب اجداد ما به ما آموخته است دربارهٔ بعضی مسائل سکوت کنیم، رویه‌ای که در فرهنگ‌های دیگر هم دیده‌ام.
Zohreh
به‌نظرم خیلی عجیب است که انسان‌ها مدام به دنبال روش‌هایی برای خوار و خفیف کردن یکدیگر می‌گردند. این رویه هر کجا و هر زمان در جریان است و فکر می‌کنم نیاز به تحقیر هم‌نوع را بشود جزء پست‌ترین بخش امیال بشر دسته‌بندی کرد.
رامینا ❤️ امین
زندگی خواب و خیالی بیش نیست.
Zohreh
با وجود هر آنچه در زندگی داشتم، احساس تنهایی می‌کردم. تنهایی اولین طعمی بود که در زندگی چشیده بودم. گویی در بین پرزهای روی زبانم پنهان شده بود و همیشه با من بود.
Zohreh
«آدم اگه احساس امنیت نکنه یاد می‌گیره همین‌طور نشسته چرت بزنه.»
Zohreh
من به محبت غریبه‌ها بیشتر وابسته‌ام.
Zohreh
خستگی فقط خستگی بدنی نیست و گاهی این روح و ذهن هست که فرسوده و بی‌تاب می‌شود و وقتی یکی خسته می‌شود این خستگی و بی‌تابی ممکن است به دیگری هم سرایت کند
Zohreh
همچنان معایب دیگران را نادیده می‌گیرم. همان‌طور که دیگران معایب مرا به رخم نمی‌کشند.
Zohreh
ما از چه طریقی باید سر از کار دنیا درمی‌آوردیم و از کجا راه و رسم زندگی را یاد می‌گرفتیم؟
Zohreh
وقتی دیگران را می‌بینم که با اعتماد به نفس و بی‌خیال در پیاده‌رو قدم می‌زنند و به‌نظر می‌آید که از فکر و خیال رها هستند، درمی‌یابم دنیای درونی دیگران را نمی‌فهمم.
Zohreh
دریافتم برای اینکه کارها درست پیش برود فقط کافیست درست و کامل انجام‌شان بدهی.
Zohreh
یکی از سؤال‌های همیشگی در دنیا این است که ما از کجا مطمئنیم که از بقیهٔ مردم برتریم؟
Zohreh
به‌نظرم خیلی عجیب است که انسان‌ها مدام به دنبال روش‌هایی برای خوار و خفیف کردن یکدیگر می‌گردند. این رویه هر کجا و هر زمان در جریان است و فکر می‌کنم نیاز به تحقیر هم‌نوع را بشود جزء پست‌ترین بخش امیال بشر دسته‌بندی کرد.
Zohreh
سارا گفت وظیفه‌اش به‌عنوان نویسنده این است که نمایی از بخش‌هایی از زندگی بشری را در ذهن خواننده ترسیم کند و به ما نشان دهد چه هستیم، چه می‌کنیم و چه‌گونه می‌اندیشیم.
Zohreh
فکر می‌کنم همهٔ ما وقتی با شخص معروفی مواجه می‌شویم دل‌مان می‌خواهد حتی اگر شده خیلی هم کم، ولی به ما توجه نشان بدهد و به‌چشم بیاییم.
Zohreh
من داشتم باز هم روی اشتباهات دیگران سرپوش می‌گذاشتم، چون می‌دیدم آن‌قدر درگیر مشکلات خودشان هستند که حواس‌شان به خطاهایشان نیست.
Zohreh
حس می‌کنم گاهی طوری درگیر دردسرهای زندگی هستم که متوجه اشتباهاتم نمی‌شوم و این قبیل اشتباهات ما به دوران کودکی‌مان برمی‌گردد. زمانی که روحیات و رفتار ما پایه‌ریزی می‌شد. آموزه‌هایی که باید در کودکی فرا می‌گرفتیم و از آن‌ها محروم ماندیم.
Zohreh
در حقیقت ما پنج نفر آدم‌های سالمی نبودیم. ولی ریشه‌های ما محکم دور قلب یکدیگر پیچیده بود.
Zohreh
کتاب‌هایی که می‌خواندم خیلی چیزها به من می‌آموختند و باعث می‌شدند احساس تنهایی نکنم. این‌ها برای من امتیاز بود. با خودم عهد کردم در آینده من هم بنویسم تا مردم دیگر هم احساس تنهایی نکنند.
maryam_ghanbari💎
اما یادم هست وقتی برای تعطیلات جشن شکرگزاری به خانه برگشتم شب خوابم نمی‌برد و مرتب می‌ترسیدم مبادا وقتی فردا بیدار شوم، ببینم زندگی در دانشکده خواب وخیال بوده و دوباره در این خانه هستم و برای همیشه اینجا ماندگارم.
maryam_ghanbari💎
او فکر می‌کرد من در لباس پوشیدن بی‌سلیقه هستم. در صورتی که لباس‌هایی که من می‌پوشیدم نمایان‌گر خودم بود. درست است که من رخت و لباسم را اغلب از فروشگاه خیریهٔ دست‌دوم‌فروشی می‌خریدم و مد روز نبودند، ولی فقط یک آدم کوته‌بین ممکن بود آن‌ها را بی‌ارزش بداند
maryam_ghanbari💎
من داشتم باز هم روی اشتباهات دیگران سرپوش می‌گذاشتم، چون می‌دیدم آن‌قدر درگیر مشکلات خودشان هستند که حواس‌شان به خطاهایشان نیست. البته فکر می‌کنم هنوز همین رویه را ادامه می‌دهم. احساس می‌کنم خودم هم کمی دچار این مشکل شده‌ام. حس می‌کنم گاهی طوری درگیر دردسرهای زندگی هستم که متوجه اشتباهاتم نمی‌شوم و این قبیل اشتباهات ما به دوران کودکی‌مان برمی‌گردد. زمانی که روحیات و رفتار ما پایه‌ریزی می‌شد. آموزه‌هایی که باید در کودکی فرا می‌گرفتیم و از آن‌ها محروم ماندیم. اما همچنان معایب دیگران را نادیده می‌گیرم
maryam_ghanbari💎
دخترهای من نوزده ساله و بیست ساله بودند که پدرشان را ترک کردم و هر دوی ما با دیگری ازدواج کردیم. بعضی روزها می‌بینم هنوز دوستش دارم. حتی بیشتر از زمانی که زن و شوهر بودیم.
maryam_ghanbari💎
مردم معتقدن فقر بدون فساد نمی‌شه.
Zohreh
این قصهٔ زنی است که دخترش رو عاشقانه دوست داره. هر چند عشقش مثل همهٔ عشق‌های دیگه یه عیب و نقص‌هایی داره.
Zohreh
من روحیه‌ای قوی داشتم، اما یک کش و واکش پُر تب‌وتاب روحی داشت مرا از پای درمی‌آورد؛ در عذاب بودم.
Zohreh

حجم

۱۴۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

حجم

۱۴۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

قیمت:
۵۸,۵۰۰
تومان