جملات زیبای کتاب زندگی خصوصی درختان | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی خصوصی درختانsubscriptionAvailable

کتاب زندگی خصوصی درختان

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۶ رأی)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Marya
۱۰
از میان‌مایگی می‌گریخت و از ساعت‌های بی‌شماری که به‌تنهایی در جمع می‌گذراند.
Marya
۳
ادبیات و دنیای واقعی پُر از زنانی است که نمی‌آیند، زنانی که در تصادف‌های وحشتناک می‌میرند، اما ضمناً دست‌کم در دنیا و زندگی واقعی زنانی هم پیدا می‌شوند که ناگهان مجبور می‌شوند یکی از دوستان‌شان را به درمانگاه برسانند یا وسط بولوار تایر پنچر می‌کنند و هیچ‌کس نزدیک نمی‌شود تا کمک‌شان کند.
Marya
۳
از همه‌چی راضی بودن چیز نادریه.
el🦊
۳
حالا دیگر آمادهٔ همه‌چیز نیست. حالا آزاد است.
Marya
۲
خولیان اصلاً نمی‌خواست رمان بنویسد و صرفاً دلش می‌خواست فضایی مه‌آلود و پیوسته تدارک ببیند و خاطراتش را در آن جمع کند. می‌خواست خاطراتش را در کیفی بگذارد و این کیف را تا آن‌جا پُر کند که از فشار پاره شود.
Marya
۲
مدتی بود که تقریباً امکان نداشت کسی تصمیمی بگیرد بدون آن‌که اول با روان‌شناسی مشورت کند. این مُدی بود که تقریباً خیلی دیر به شیلی رسید و عمرش هم خیلی کوتاه بود: یک‌شبه و قطعاً به برکت هجوم یوگا و متخصصان رئیکی صدها روان‌شناس بی‌کار شدند.
Marya
۲
بخش‌هایی از کتاب را علامت می‌زند نه به این دلیل که بیشتر می‌پسنددشان، بلکه چون ممکن است این جمله‌ها را او گفته و خولیان دزدیده باشد، تکرار کرده باشد.
yalda
۱
تحمل سهم‌مان از شب، تاب آوردن سهم‌مان از شب، بر دوش کشیدن سهم‌مان از شب، تحمل تاریکی.
Zahra Rad
۱
اشکالی ندارد، تعهدی از آن جنس که باید در کار نبوده است: انسان عاشق می‌شود که بعد عشق را رها کند و عشق را رها می‌کند تا عشقی دیگر آغاز کند، یا هر دو مدتی و شاید تا همیشه تنها بمانند. این تعصب است، یگانه تعصبی که هست.
samarium
۱
در گذشتهٔ خولیان چیزی نبود که بخواهد از آن فرار کند، اما دقیقاً به همین دلیل فرار می‌کرد: از میان‌مایگی می‌گریخت و از ساعت‌های بی‌شماری که به‌تنهایی در جمع می‌گذراند.
rozita sedaghat
۱
سکوت هنگام شنیدن صدای جرعه‌های قهوه یا پُک‌های سیگار ضروری است. سکوت هنگام تماشای دود ضروری است که درون نوری که از پنجره می‌آید پراکنده می‌شود.
rozita sedaghat
۰
ادبیات شیلی قهوه‌ای است.
rozita sedaghat
۰
لختی است این سؤال مهم در ذهنش مطرح شده، این سؤال که فاصله را بیشتر نمی‌کند و فاصله چیزی است که خولیان آرزو دارد. دلش می‌خواهد سال‌ها و خروارها فاصله خلق کند، به دست بیاورد، بخرد،
rozita sedaghat
۰
خولیان به صدای بلند می‌گوید آینده از آنِ صداهای روایت در پس‌زمینه است. سلام، شب خوش؛ من صدای روایت در پس‌زمینه‌ام. من بهترین صدای روایت در پس‌زمینه‌ام که در بازار پیدا می‌شود.