جملات زیبای کتاب جزیره‌ی شاتر | طاقچه
تصویر جلد کتاب جزیره‌ی شاتر

بریده‌هایی از کتاب جزیره‌ی شاتر

نویسنده:دنیس لهان
ویراستار:سپیده رضوی
انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۶از ۴۲ رأی
۴٫۶
(۴۲)
«به‌نظر تو کدوم از این‌ها بدتره، زندگی کردن مثل یک هیولا یا مُردن مثل یک انسان شریف؟
A oldman
نیازی نیست برای یافتن ریشه‌های شر به دنبال امور فراطبیعی باشیم، انسان خود به‌تنهایی قادر به هر گونه شرارتی هست.
مها؛ فرزند ماه
نکتهٔ اساسی در هر رمزی، درست خواندن آن است. اگر بدانید چگونه باید یک رمز را بخوانید، حل کردنش کار چندان پیچیده‌ای نخواهد بود.
A oldman
اگه کسانی که در موضع قدرت قرار دارن به دلیلی روی تو برچسب دیوونگی بزنن، در این صورت هر عملی که در جهت رد این ادعا از تو سر بزنه، عملاً در چارچوب رفتار یه دیوونه قرار می‌گیره. اعتراض عقلانی و منطقی تو به حساب انکار و ناتوانی در پذیرش موقعیتت گذاشته می‌شه و دلواپسی‌های موجه و مستدل تو هم به حساب پارانویا. روی غریزهٔ زنده موندن هم برچسب سازوکار دفاعی می‌زنن. در این وضعیت هیچ بُردی وجود نداره. مثل این می‌مونه که حکم اعدام کسی رو صادر کرده باشن.
A oldman
آیا ما در تلاش برای تضمین آینده، گذشته‌مون رو از دست نمی‌دیم؟
A oldman
چه کسی می‌داند اعتماد و وفاداری از کجا آغاز می‌شود و کجا تمام می‌شود؟ یک لحظه هست و لحظهٔ دیگر به طور جبران‌ناپذیری از دست رفته.
A oldman
بیدار شدن از خواب، هر چه باشد، شباهت گریزناپذیری به تولد دوباره دارد. شما بدون هیچ گذشته‌ای از خواب برمی‌خیزید، بعد با چند خمیازه و باز و بسته کردن چشم‌های‌تان، گذشته‌تان را از نو جمع می‌کنید. تکه‌های پراکندهٔ خاطرات‌تان را بُر می‌زنید و براساس تقدم و تأخر زمانی مرتب‌شان می‌کنید، تا خود را برای رودررویی با زمانِ حال آماده کنید.
A oldman
ما افسوس گذشته رو می‌خوریم، بدون این‌که هیچ تصور روشنی ازش داشته باشیم و تازه با این شرایط می‌خوایم با تمام قوا پیش بریم
A oldman
«زمان جنگ به جاهای زیادی رفتی؟» «کم‌وبیش. می‌شه گفت دور دنیا رو گشتم.» «خب، نظرت دربارهٔ جاهایی که دیدی چیه؟» «زبون‌های متفاوت، بدبختی‌های مشابه!»
محب
«اگه کسانی که در موضع قدرت قرار دارن به دلیلی روی تو برچسب دیوونگی بزنن، در این صورت هر عملی که در جهت رد این ادعا از تو سر بزنه، عملاً در چارچوب رفتار یه دیوونه قرار می‌گیره. اعتراض عقلانی و منطقی تو به حساب انکار و ناتوانی در پذیرش موقعیتت گذاشته می‌شه و دلواپسی‌های موجه و مستدل تو هم به حساب پارانویا. روی غریزهٔ زنده موندن هم برچسب سازوکار دفاعی می‌زنن. در این وضعیت هیچ بُردی وجود نداره. مثل این می‌مونه که حکم اعدام کسی رو صادر کرده باشن.
zahra
گویا این جمله از انیشتین است که «مشکل واقعی در جان و روان انسان است. شکافتن پلوتونیوم به‌مراتب ساده‌تر از زدودن شرارت از نهاد آدمی است.»
رها راهی
اگه زیر آب گیر افتاده بودم، اون‌قدر دلم برای اکسیژنِ هوا تنگ نمی‌شد که برای اون می‌شه!
کاربر ۱۰۴۴۰۵۰۴
ما جنگ به راه می‌ندازیم، قربانی‌هامون رو توی آتش می‌سوزونیم، مال و جان برادران‌مون رو به یغما می‌بریم، زمین‌های وسیع و حاصل‌خیز رو با جنازه‌های فاسدشدنی‌مون از بین می‌بریم. برای چی؟ برای این‌که به خداوند نشون بدیم درس‌مون رو خوب یاد گرفته‌یم.
mohammad Abbaszadegan
«زمان جنگ به جاهای زیادی رفتی؟» «کم‌وبیش. می‌شه گفت دور دنیا رو گشتم.» «خب، نظرت دربارهٔ جاهایی که دیدی چیه؟» «زبون‌های متفاوت، بدبختی‌های مشابه!»
Eliya.Sharifi
نیازی نیست برای یافتن ریشه‌های شر به دنبال امور فراطبیعی باشیم، انسان خود به‌تنهایی قادر به هر گونه شرارتی هست. جوزف کنراد، از چشم غربی
اِلی
بذار این‌طور بگم: اگه زیر آب گیر افتاده بودم، اون‌قدر دلم برای اکسیژنِ هوا تنگ نمی‌شد که برای اون می‌شه!»
taranom
تاریخ پُر است از نمونه‌هایی از این‌دست که هر وقت در جایی از دنیا کسانی سعی کرده‌اند جامعه‌ای را نه براساس تجربه و واقعیت بلکه براساس شکل خاصی از اصول اخلاقی که از یک کتاب گرفته شده و این تصورِ غریب که انسان در ذات و سرشتِ خود نیک است برپا کنند، نتیجه همیشه برپایی کاخ‌های بلورینی بوده که در نهایت بر سر سازندگانش و مردمی که قرار بوده در آن خوشبخت باشند فرو ریخته و دست‌آخر کار یا به اردوگاه‌های مرگ کشیده یا نسل‌کشی یا گرسنگی.
sadi
مردم عادت دارن از ویرانی و آوار به بدی یاد کنن، ولی هر چیزی جای خودش رو داره. به‌نظر من حتا ویرانی و آوار هم زیبایی‌شناسی خاص خودش رو داره. همه‌چیز بستگی به دید ما داره.
کاربر ۱۰۴۴۰۵۰۴
«تمام اعضای خونواده‌ش رو کشت، پوست سرشون رو کند و برای خودش کلاه ساخت
کاربر ۱۰۴۴۰۵۰۴
«اگه کسانی که در موضع قدرت قرار دارن به دلیلی روی تو برچسب دیوونگی بزنن، در این صورت هر عملی که در جهت رد این ادعا از تو سر بزنه، عملاً در چارچوب رفتار یه دیوونه قرار می‌گیره. اعتراض عقلانی و منطقی تو به حساب انکار و ناتوانی در پذیرش موقعیتت گذاشته می‌شه و دلواپسی‌های موجه و مستدل تو هم به حساب پارانویا. روی غریزهٔ زنده موندن هم برچسب سازوکار دفاعی می‌زنن. در این وضعیت هیچ بُردی وجود نداره. مثل این می‌مونه که حکم اعدام کسی رو صادر کرده باشن.
Mary_the_reader
تاریخ پُر است از نمونه‌هایی از این‌دست که هر وقت در جایی از دنیا کسانی سعی کرده‌اند جامعه‌ای را نه براساس تجربه و واقعیت بلکه براساس شکل خاصی از اصول اخلاقی که از یک کتاب گرفته شده و این تصورِ غریب که انسان در ذات و سرشتِ خود نیک است برپا کنند، نتیجه همیشه برپایی کاخ‌های بلورینی بوده که در نهایت بر سر سازندگانش و مردمی که قرار بوده در آن خوشبخت باشند فرو ریخته و دست‌آخر کار یا به اردوگاه‌های مرگ کشیده یا نسل‌کشی یا گرسنگی. بااین‌حال این توهم رمانتیک هرگز برطرف نشد و بسیاری هنوز هم به دنبال برپایی کاخ‌های بلورین مشابه هستند.
mohamad28
شوخ‌طبعی از آن‌گونه تجملاتی به شمار می‌رفت که تنها به کسانی تعلق داشت که هنوز به پایان خوش و حقانیت بنیادین امور اعتقاد داشتند، به خلوصِ نیت و معصومیت و یک زندگی کامل.
Fahime Bdgh
مک‌کارتی و سنای امریکا، شباهت زیاد این مبارزهٔ ضدکمونیستی با روش‌های مرسوم در کشورهای کمونیستی بود و در عمل هم چندان به دستگیری کمونیست‌ها و خرابکارهای واقعی منجر نشد. به‌تدریج واژهٔ «مک‌کارتیسم» از یک اسم که به دورانی خاص اشاره می‌کرد به یک صفت تبدیل شد. امروزه استفاده از این واژه به معنای زدنِ تهمتِ دروغ، خیانت و خرابکاری به افراد است بدون ارائهٔ مدارک کافی و لازم؛ و استفاده از روش‌های تحقیقاتی و بازجویی ناعادلانه به منظور محدود کردن انتقاد سیاسی. در این نگرش افراد به صِرفِ این‌که به جریانی خاص تعلق داشته‌اند و یا حتا مشکوک به آن هستند مجرم شناخته شده و از حقوق مدنی محروم می‌شوند.
رها راهی
دههٔ چهل و پنجاه میلادی در اروپا و امریکا دورهٔ رونق و شکوفایی علم روان‌شناسی بود. علمی که صرفاً یک علم باقی نماند و خیلی زود در خدمت سیاست و سازمان‌های جاسوسی، آن هم در وحشیانه‌ترین شکلش، درآمد. برنامهٔ استفاده از داروهای مخدر در سازمان سیا با این ایدهٔ درخشان آغاز شد که علم روان‌شناسی ممکن است برای حل برخی مشکلات آزاردهنده در کار جاسوسی مفید واقع شود.
رها راهی
ترکیب قدرت سیاسی و پارانویا همیشه چیز بسیار خطرناک و هراس‌انگیزی است و بیچاره مردمی که در چنین جوامعی زندگی می‌کنند
رها راهی
شما بدون هیچ گذشته‌ای از خواب برمی‌خیزید، بعد با چند خمیازه و باز و بسته کردن چشم‌های‌تان، گذشته‌تان را از نو جمع می‌کنید. تکه‌های پراکندهٔ خاطرات‌تان را بُر می‌زنید و براساس تقدم و تأخر زمانی مرتب‌شان می‌کنید، تا خود را برای رودررویی با زمانِ حال آماده کنید.
رها راهی
وقتی ایده‌ها و مفاهیم و عقاید ارزشِ بیشتری از نفسِ زندگی پیدا کنند و وقتی هدف وسیله را توجیه کند، انسان تا کجا کشانده می‌شود.
کاربر ۲۱۱۳۵۳۲
کمونیست‌ها و چپ‌گرایان، صرف‌نظر از این‌که در کجای دنیا زندگی می‌کنند، به علت سرسپردگی بی‌قیدوشرط‌شان به ایدئولوژی مارکسیستی و این تصور که از طریق این ایدئولوژی به حقیقتی ابدی دست یافته‌اند و می‌توانند با آن برای تمام مشکلات انسان راه‌حلی پیدا کنند، نه‌تنها اصرار دارند همه را به دین خود درآورند، بلکه به‌راحتی حاضرند در دفاع از ایدئولوژی مورد نظرشان، بی‌چون‌وچرا علیه کشور خودشان هم (در این مورد امریکا) توطئه و خیانت کنند.
sadi
کم‌کم در دههٔ ۱۹۵۰ نقاب انسان‌گرایی از چهرهٔ کمونیسم برمی‌افتاد و آشکار می‌شد که اتحاد شوروی چیزی بیش از رژیمی زورگو و جبار نیست و مارکس اگر هم روی کاغذ به نکاتی خواندنی و قابل توجه اشاره کرده، مارکسیسم اگرنه بیشتر، دست‌کم به همان اندازهٔ فاشیسم و نازیسم سرکوب‌گر، وحشیانه و خطرناک است.
sadi
اگر آن‌طور که امیلی می‌گوید زمان برای من به‌راستی تبدیل به چند نشانِ لای کتاب شده باشد، گاهی احساس می‌کنم یک نفر این کتاب را برداشته و آن‌قدر تکان داده که تمام آن تکه کاغذهای زردرنگ، جلدهای مقوایی جعبهٔ کبریت، که با دقت بسیار لابه‌لای صفحات کتاب گنجانده شده بودند، حالا روی زمین افتاده‌اند. حتا تمام لبه‌های تاخوردهٔ صفحات کتاب هم صاف شده‌اند.
محب

حجم

۳۷۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۴۳۵ صفحه

حجم

۳۷۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۴۳۵ صفحه

قیمت:
۲۵۲,۰۰۰
تومان