جملات زیبای کتاب خانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب خانهsubscriptionAvailable

کتاب خانه

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
تونی موریسون، میچکا سرمدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ghazal Gohari
۱۱
می‌دانی، دکترها باید روی جنازهٔ فقرا کار کنند تا جان ثروتمندان را نجات دهند.
مهرفر
۷
جایی درون تو انسان آزادی هست که دارم درباره‌اش حرف می‌زنم. او را بشناس و بگذار کار درستی در این جهان انجام دهد
صدف
۶
سُنَت هم به اندازهٔ قانون واقعی است و می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد.
صدف
۳
‫«توی جنگ بودی؟» ‫«بودم.» ‫«کسی را کشته‌ای؟» ‫«مجبور بودم.» ‫«چه احساسی دارد؟» ‫«بد، واقعاً بد.» ‫«خوب است که احساس بدی دربارهٔ آن داری. خوشحالم.» ‫«یعنی چه؟» ‫«این یعنی این‌که تو دروغ‌گو نیستی.» ‫فرانک لبخندی زد و گفت: «تو خیلی عمیقی توماس، وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» ‫توماس دستگیره را با دست چپش چرخاند و در را باز کرد: «یک مرد. می‌خواهم یک مرد باشم.» ‫این را گفت و رفت.
صدف
۳
حالا می‌بایست به همنشینی با کسی که بیشتر از هر کس برایش اهمیت داشت قانع باشد: خودش.
ریرا
۱
فرانک گفت: «به یک بچه که نمی‌شود تیراندازی کرد.» «پلیس به هر چیزی دلش بخواهد تیراندازی می‌کند.
Ghazal Gohari
۱
چه قانون جالبی، ولگردی، یعنی ایستادن در خیابان یا راه رفتن بدون هدف مشخص.
Ghazal Gohari
۱
به خودت نگاه کن. تو آزادی. هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌تواند تو را نجات دهد مگر خودت. مزرعهٔ خودت را بکار. تو جوانی، و یک زن هستی و برای این هر دو حالت حد و حدودی جدی وجود دارد، اما تو یک انسان هم هستی. نگذار لنور یا یک دوست‌پسر بی‌ارزش و هیچ دکتر شیطان‌صفتی تعیین کند تو که هستی.
Ghazal Gohari
۰
سُنَت هم به اندازهٔ قانون واقعی است و می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد.
Ghazal Gohari
۰
او به زن‌های دیگری فکر نمی‌کرد، حتا اگر آشکارا برایش عشوه‌گری می‌کردند. آن‌ها را با لی‌لی مقایسه نمی‌کرد، به‌سادگی، باقی زن‌ها را به چشم مرد دیگری می‌دید.
Ghazal Gohari
۰
«توی جنگ بودی؟» «بودم.» «کسی را کشته‌ای؟» «مجبور بودم.» «چه احساسی دارد؟» «بد، واقعاً بد.» «خوب است که احساس بدی دربارهٔ آن داری. خوشحالم.»
Ghazal Gohari
۰
باید انتخاب کند نه این‌که به سوی چیزی رانده شود.
Ghazal Gohari
۰
جایی درون تو انسان آزادی هست که دارم درباره‌اش حرف می‌زنم. او را بشناس و بگذار کار درستی در این جهان انجام دهد.
Ghazal Gohari
۰
برای بعضی از آن‌ها باید آیه‌های انجیل را می‌خواندند چون خودشان از پس خواندن متن برنمی‌آمدند، به همین دلیل در عین بی‌سوادی مهارت‌هاشان را تقویت کرده بودند: حافظهٔ عالی، ذهن تصویربردار، حس بویایی و شنوایی قوی. آن‌ها می‌دانستند چه‌طور چیزی را که یک دکتر تحصیل‌کردهٔ راهزن چپاول کرده بود درست کنند.
Ghazal Gohari
۰
برچسب خوردن به عنوان یک بچه‌گدای غیرقابل تحمل و دوست‌نداشتنی به وسیلهٔ لنور که پدر و مادرش حرف او را بیش از همه قبول داشتند، باعث شده بود به آن اَنگ عادت و قبول کند آدم بی‌ارزشی است.
Ghazal Gohari
۰
اگر خودش به خودش احترام نگذارد چرا دیگران باید به او احترام بگذارند؟