جملات زیبای کتاب روز حلزون | طاقچه
تصویر جلد کتاب روز حلزون
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب روز حلزون

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
زهرا عبدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نوشین
۵
مراجع بعدی زنی است که او را خودت می‌دانی. موفق در کار، مثل تو. تحصیلات کامل، مثل تو. درگیری درونی در حد جنگ جهانی دوم، مثل خیلی از زن‌ها. دکتر سرابی می‌پرسد، چه‌طور زنی با این کندوکاو عمیق درونی، می‌تواند در دنیای بیرون تا این حد موفق باشد؟ دکتر سرابی زن نیست و نمی‌داند با یک دست بچه بغل کردن و با دست دیگر اتو کشیدن و با یک چشم گریه کردن و با چشم دیگر فیلم دیدن و یک گوش پای تلفن و گوش دیگر به تلویزیون یعنی چه. نمی‌داند زنی که صدای گریهٔ زنی را توی خودش می‌شنود و همان موقع بلندبلند می‌خندد و دیس برنج را به تو تعارف می‌کند و یک‌ریز حرف می‌زند، از مریخ نیامده. همین زنی است که الان از جلوت رد شده. دکتر سرابی زن نیست. دربارهٔ زن‌ها خوب مقاله می‌نویسد، اما نمی‌داند زن چه ملغمه‌ای است.
تپولی خواه
۴
مهم نیست. خل‌وضع باشی یا روان‌درمان‌گر، پشت چراغ‌قرمز، دنیا به همه وقت می‌دهد تا تهِ تهِ خودشان را بالا بیاورند.
Mina
۲
بعضی چیزها وقتی صدای بلند شکستن‌شان تمام شد، می‌بینی خوب شد شکست. خوب شد تمام شد
mary
۱
چه‌طور می‌شود از روی این‌همه آدم پرید و حتا یکی‌شان را ورق نزد؟
zohre nazari
۱
کسی که از پسِ پشتِ هفت جد زمین‌وزمان خبر دارد و حتا می‌تواند برای قولنج عاطفی یا کهیر ضمیر ناخودآگاه، نسخه بپیچد.
mary
۰
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند.
mariykh
۰
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند.
Mina
۰
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند.
Eli
۰
اصلاً انطباق با خود، تهش می‌رسد به خودشیفتگی
Eli
۰
معمولاً کسی فرار می‌کند که نمی‌تواند از پسِ انطباق با هنجار معمول جامعه بربیاید
Moti
۰
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند.
Moti
۰
تمام زندگی‌ام پشت چراغ‌قرمز معطل مانده، که شاید وقتی دیگر.
Moti
۰
آن‌همه سال عاشقی را اگر ول کنم تا برود، باید خودم هم بروم. کجا؟ پیش نامه‌هایی که باد برد شاید.
Moti
۰
وحید گفت چرا این‌همه گردو می‌خری؟ کی گردو می‌خورد؟ درکه، فرحزاد، دربند، فرقی نمی‌کند، هر گردی گردوست و هر عشقی خسروست.
Moti
۰
نمی‌دانم این‌جا دنبال چه می‌گردم. نامه‌هایی که مادر خسرو از لب دیوار برمی‌داشت و خودم رونوشتش را داشتم؟ دنبال خسرویی که وسط روزگار خوشم گم شد؟ خسرو خودش روزگار خوشم بود.
Moti
۰
خسرو گفت نامه نوشتن چه فایده‌ای دارد وقتی می‌دانی بعضی نامه‌ها نمی‌رسند.
Moti
۰
«هیچ‌چیز توی دنیا این‌قدر جدی نیست. طرف‌دار با مخالف فرقی ندارد. آدم‌ها توی تغییر مسیر دادن‌ِ فوری خبره شده‌اند.
Moti
۰
تابلوِ اول اتوبان کرج می‌افتی که نوشته بود به کجا چنین شتابان. بیچاره کدکنی و عاقبت شعرش. گاز بده. به هر آن کجا که باشد به‌جز این دلِ وامانده.
Moti
۰
گفت: «عزیزجان، عشق یک توهم خودساختهٔ تاریخی است.»
Moti
۰
تمام دخترهای محل از دست سعید کلافه بودند. به هر دختری که از خیابان سوم رد می‌شد متلکی می‌پراند.» «چه‌طور شد رفت جنگ؟» «توی محل خیلی چیزها می‌گفتند. پشت هر اتفاقی، زنی پنهان شده دکتر. حالا مادر باشد یا دختر همسایه، زن زن است.»
Moti
۰
«حریم امن؟ استاد دانشگاه باشی یا دختردبیرستانی، فرقی نمی‌کند. همین حالا هم برای این‌که زندگی کنی، باید حریم امن را مثل سیم‌خاردار دور خودت بپیچی.»
Moti
۰
با خودم گفتم شیرین! دیگه ندو. هیچ‌کس دیگر حوصله ندارد بنشیند و نگاه کند که تو بدوی، خراب کنی و دوباره بچینی.
mary
۰
نمایشگاه کتاب پر از آدم‌هایی است که در طول سال حتا کتابی را ورق نمی‌زنند. می‌آیند که یادشان برود کتاب نمی‌خوانند و شب، بعد از گزارش مفصل تلویزیون از غوغای نمایشگاه و مردم با فرهنگ، راحت سریال شب‌شان را ببینند و خیال‌شان راحت باشد به فرهنگ چند هزارساله، ادای دین کرده‌اند