جملات زیبا از متن کتاب پژواک کوهستان | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پژواک کوهستانsubscriptionAvailable

کتاب پژواک کوهستان

۳.۴(از ۱۸ رأی)
نوع کتاب
publisherانتشارات:
نکوراد
categoryدسته‌بندی:
رمان،داستان خارجی

قیمت:

۱۸۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

در زمان‌های قدیم، روزگاری که دیوها و اجنه‌ها وجود داشتند، دهقانی به اسم بابا ایوب بود، این مرد در ده کوچکی به اسم میدان سبز با خانواده‌اش زندگی می‌کرد، بابا ایوب چون عیالوار بود، تمام روز را به سختی کار می‌کرد. هر روز از صبح تا شب مزرعه‌اش را شخم می‌زد و به درخت‌های کم بار پسته‌اش رسیدگی می‌کرد، او هر مدام در مزرعه بود، در حالی که تا کمر دولا شده و کمرش مثل داس قوس برداشته و پیوسته در حال فعالیت است، همیشه دست‌هایش پینه بسته و خونی بود، و شب‌ها تا سر بر بالین می‌گذاشت، خوابش می‌برد
کاربر ۵۷۷۱۱۶۲
۳
«تو از شجاعت چیزی نمی‌فهمی، برای شجاع بودن باید چیزی داشته باشی که به خطر بیافتد، ولی من برای از دست دادن چیزی ندارم.»
Book
۲
احتمالاً باباجان راست می‌گفت که درست‌ترین واکنش "درک آن‌ها و خودداری از قضاوت کردن" است. حتی جواب دادن با مهربانی باید باشد.
gold eagle
۱
کار بی‌نهایت سخت و پایان ناپذیر، دنیای پدر را بی‌رحم و خشن کرده بود. هیچ چیز خوبی مجانی به دست نمی‌آمد، حتی عشق... مجبوری بهای هر چیزی را بپردازی...
Akbar Aghaii
۱
مردی مانند من، یک مرد دهاتی، با زندگی حقیرانه، چه چیزی می‌توانست بگوید که برای زنی مانند او جالب باشد؟! گفتم: «انگور آن‌جا معرکه است...
Akbar Aghaii
۱