جملات زیبای کتاب نیایش دریا | طاقچه
تصویر جلد کتاب نیایش دریاsubscriptionAvailable

کتاب نیایش دریا

نوع کتاب
۴.۹(از ۱۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
خالد حسینی، شهرزاد ضیایی
انتشارات: 
انتشارات شمشاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
📖
۷
دعا کنم که پروردگار کشتی را به درستی هدایت کند، زمانی‌که خشکی‌ها از نظر پنهان می‌شوند و ما همچون بال مگس در میان موج‌های خیزان بالا و پایین و این‌سو و آن‌سو می‌شویم و به راحتی در کام آن کشیده می‌شویم.
serendipity
۶
"آه، اما عزیز دلم اگر می‌دیدند. حتی نیمی از آنچه تو دیده بودی. اگر می‌دیدند. حتماً حرف‌های پر مهرتری به زبان می‌آوردند."
serendipity
۴
افغان‌ها و سومالی‌ها و عراقی‌ها و مردم اریتره و سوریه. همه‌مان بی‌قرار طلوع خورشید، همه‌مان نگران. همه‌مان در جستجوی خانه. شنیده‌ام که گفته‌اند ما مهمان ناخوانده‌ایم. که پذیرای ما نیستند. که باید بدبختی‌هایمان را جای دیگری ببریم.
serendipity
۱
تو یاد گرفته‌ای که مادرها، خواهران و هم‌کلاسی‌ها را می‌توان بین شکاف‌های باریک سیمان، آجرها و تیرآهن‌های برهنه پیدا کرد، همچون وصله پینه‌های کوچک پوست‌های آفتاب سوخته که در میان تاریکی می‌درخشند.
Melikathe3D
۱
تو می‌دانی می‌شود از حفرهٔ بمب، چاله‌ای ساخت برای شنا. تو یاد گرفته‌ای که خون تیره بهتر از روشن است.
🍓nargesess
۱
ای کاش کوچه‌های شلوغی که بوی کوبه‌های سرخ‌شده می‌دادند و پیاده‌روی‌های عصرانهٔ من و مادرت دور میدان ساعت را به یاد می‌آوردی.
masoome
۱
تو می‌دانی می‌شود از حفرهٔ بمب، چاله‌ای ساخت برای شنا. تو یاد گرفته‌ای که خون تیره بهتر از روشن است.
F.Z
۱
آه، اما عزیز دلم اگر می‌دیدند. حتی نیمی از آنچه تو دیده بودی. اگر می‌دیدند. حتماً حرف‌های پر مهرتری به زبان می‌آوردند.
کهرباء
۱
تو می‌دانی می‌شود از حفرهٔ بمب، چاله‌ای ساخت برای شنا. تو یاد گرفته‌ای که خون تیره بهتر از روشن است.
کهرباء
۱
تو یاد گرفته‌ای که مادرها، خواهران و هم‌کلاسی‌ها را می‌توان بین شکاف‌های باریک سیمان، آجرها و تیرآهن‌های برهنه پیدا کرد، همچون وصله پینه‌های کوچک پوست‌های آفتاب سوخته که در میان تاریکی می‌درخشند.
فرزاد یعقوبی
۱
"آه، اما عزیز دلم اگر می‌دیدند. حتی نیمی از آنچه تو دیده بودی. اگر می‌دیدند. حتماً حرف‌های پر مهرتری به زبان می‌آوردند."