
٪۵۰
Ahmad Abbasi
۴۱
استبداد از دل ناتوانی جامعه برای اعمال نفوذ بر سیاستها و اقدامات حکومت زاده میشود
احسان
۳۱
دالان باریک آزادی فشرده شده میان ترس و سرکوبی که حکومتهای استبدادی ایجاد میکنند و خشونت و بیقانونی ناشی از فقدان آنها، قرار دارد. در این دالان است که حکومت و جامعه یکدیگر را متوازن میسازند. این توازن محصول نه یک لحظهٔ انقلابی، بلکه میوهٔ مبارزهای دائمی و هر روزه میان این دو به حساب میآید
Ahmad Abbasi
۱۹
افراد هنگامی آزادند که
اختیار کامل نظم بخشیدن به کنشهایشان را داشته باشند و جان و مالشان را هرگونه که مناسب میدانند... بدون استجازه، یا وابستگی به ارادهٔ هر شخص دیگری، در خدمت بگیرند.
احسان
۱۵
اما به جای آزادی، تقدیری که برای ملت سوریه رقم خورد جنگ داخلی و خشونت غیرقابل مهار بود.
آدم، یکی از فعالان رسانهای در لاذقیه، تحولات بعدی را این گونه بازاندیشی کرد:
میپنداشتیم موهبتی به دست خواهیم آورد، اما آنچه نصیبمان شد همهٔ بدیهای دنیا بود.
پویا پانا
۱۵
«اگر دو کس خواهان چیز واحدی باشند که نتوانند هر دو از آن بهرهمند شوند، به دشمنی با هم میپردازند؛ و... میکوشند یکدیگر را از میان بردارند یا مطیع خویش سازند.»
احسان
۱۳
این را با تاریخ موفقیتآمیزتر حقوق زنان، برای مثال در بریتانیا، مقایسه کنید، جایی که حقوق زنان نه اعطا، بلکه گرفته شد. زنان یک حرکت اجتماعی شکل دادند که به جنبش طرفداران حق رأی زنان معروف شد. این جنبش از بطن اتحادیهٔ اجتماعی و سیاسی زنان بریتانیا بیرون آمد، جنبشی تماماً زنانه که در سال ۱۹۰۳ تأسیس گردید. زنان بریتانیا منتظر مردان نماندند تا بابت «بهترین ابتکار توازن جنسیتی» به آنها جایزه بدهند. آنها قوایشان را بسیج و تجهیز کردند و وارد اقدام مستقیم و نافرمانی مدنی شدند.
MoonShadow
۹
حکومت باید به مردمی که خطاها را صادقانه گزارش میدهند اطمینان داشته باشد و مردم باید بتوانند به نهادهای حکومتی اعتماد کنند، تا آن حد که با اشتراک گذاشتن اطلاعات آبرویشان را در معرض خطر بگذارند.
MoonShadow
۷
آلیس که هنوز یک کمی نفس نفس میزد گفت، «آخر در کشور ما اگر برای مدت طولانی خیلی سریع بدویم، یعنی همین کاری که ما داشتیم انجام میدادیم، معمولاً به جایی دیگر میرسیم.»
ملکه گفت «چه کشور کُند و تنبلی دارید! اکنون و اینجا، همانگونه که میبینی، برای اینکه در همان مکان قبلی بمانی لازم است تا جایی که میتوانی سریع بدوی.»
MoonShadow
۷
در حقیقت ایجاد شرایط برای آزادی یک فرآیند چندوجهی است، در بردارندهٔ مهار مرافعه و خشونت، شکستن قفس هنجارها، و در بند کردن قدرت و استبداد نهادهای حکومتی.
shakiba eskaf
۶
فیلسوفان و دانشمندان سیاسی از زمانهای دور بر این باور بودند که برای حل و فصل مرافعات، اجرای قانون و مهار خشونت به حکومت نیاز است. به بیان لاک:
هر جا قانون نباشد آزادی هم نیست.
احسان
۴
شکست لویاتانهای کاغذی در ظرفیتسازی، برای شهروندانشان شمشیری دو لبه است. یک حکومت ناتوانتر کمتر میتواند سرکوبشان کند. آیا این شالودهای برای نوعی آزادی است؟ متأسفانه نوعاً خیر. بلکه مصیبتهای دو جهان بر شهروندان لویاتانهای کاغذی آوار میشود. این حکومتها هنوز بسیار استبدادی هستند - آنها نهادهٔ ناچیزی از مردم دریافت میکنند و لذا به عدم پاسخگویی در مقابل آنان ادامه میدهند، و علاوه بر آن قید و بند اخلاقی چندانی در مورد سرکوب یا کشتارشان ندارند. همزمان، شهروندان نقش حکومت را نیز به عنوان داور در مرافعات، اعمالکنندهٔ قانون، و فراهم آورندهٔ خدمات عمومی از دست میدهند. لویاتانهای کاغذی هیچ تلاشی برای خلق آزادی یا کاستن از شدت هنجارهای مغایر با آن به خرج نمیدهند. در واقع همانگونه که خواهیم دید لویاتانهای کاغذی غالباً قفس هنجارها را تنگتر و نه فراختر میسازند.
amir
۴
«حالات نفسانی که آدمیان را به صلح متمایل میسازند شاملند بر ترس از مرگ؛ طلب لوازم ضروری برای زندگی راحت؛ و نوعی امید به کسب آنها از طریق کوشش خود.» اما در وضعیت «جنگ» این چیزها به طور طبیعی فراهم نخواهند آمد. در واقع [در چنین شرایطی] انگیزههای اقتصادی از میان میروند.
MoonShadow
۴
هر قدر زندگی ما پیچیدهتر میشود، نیاز بیشتری به حل وفصل مرافعات، مقرراتگذاری، خدمات عمومی، و حمایت از آزادیهایمان داریم. در عین حال، هر چه لویاتان پرظرفیتتر میشود مهارش دشوارتر خواهد بود. لذا جامعه - یعنی مردم عادی، همهٔ ما و سازمانها و انجمنهایمان- باید قدرتمندتر بشود تا آن را کنترل کند.
amir
۳
او معتقد است پیشرفتها در هوش مصنوعی از بخت فرخندهٔ «دیکتاتوریهای دیجیتال» خبر میدهد و دولتها را قادر به پایش، مهار و حتی تعیین شیوهٔ تعامل، ارتباط و اندیشهٔ ما خواهد کرد.
amir
۳
شالودهٔ اساسی یک زندگی شایسته و رضایتبخش بر عدم سلطه استوار است- آزادی از سلطه، ترس و ناامنی شدید. براساس نظر پتی، پذیرفتنی نیست که کسی به ترحم دیگری واگذاشته شود، مجبور به شیوهای از زندگی که او را در برابر برخی اعمال شریرانه، که شخصی دیگر میتواند به دلخواه خود تحمیل کند، آسیبپذیر سازد.
MoonShadow
۳
به مردم به همان اندازهای که برایشان کافی بود امتیاز دادم، نه کمتر و نه بیشتر از حقشان. از کسانی که قدرت داشتند و برای ثروتشان مورد حسادت قرار میگرفتند مراقبت کردم تا آسیبی نبینند. من برپا ایستادم، سپر نیرومندم را گرداگرد هر دو طرف قرار دادم و نگذاشتم هیچ طرف به ناحق غلبه کند.
هدف از اصلاحات سولون تقویت مردم در برابر فرادستان بود، درحالی که همزمان به فرادستان نیز اطمینان میداد منافعشان مورد تهدید جدی قرار نمیگیرد.
imaanbaashtimonfared
۳
«مسئلهٔ گیلگمش» میخوانیم- مهار کردن اختیار و اقتدار حکومت، به صورتی که فوائدش و نه مضارش عاید شهروندان شود - به چارهای رسید
amir mojiry
۳
شالودهٔ اساسی یک زندگی شایسته و رضایتبخش بر عدم سلطه استوار است- آزادی از سلطه، ترس و ناامنی شدید.
hassan
۳
هر جا قانون نباشد آزادی هم نیست.
ELNAZ
۳
همین که خود را در جمع وفاداران به نظام قرار دادید میتوانید به کار خالی کردن جیب صاحبان کسبوکار و شهروندان مشغول شوید.
amir mojiry
۲
همین که یک حکومتِ واجد ظرفیت لازم برای به زنجیر کشیدن تبهکاران و به اجرا گذاشتن قانون مستقر میشود، قفس هنجارها غالباً شروع به شکستن میکند.
amir mojiry
۲
پیدایش حکومتهای قدرتمند اغلب با مقاومت مواجه میشود چون مردم از استبداد میترسند
sedy
۲
یک نظریه هنگامی بیشترین فایده را دارد که روشهای جدیدی برای اندیشیدن دربارهٔ جهان در اختیار بگذارد.
sedy
۲
در نظریهٔ ما آزادی از دل فرآیندی پرآشوب پدیدار میشود، فرآیندی که نمیتوان آن را به آسانی طراحی کرد. آزادی را نمیتوان مهندسی کرد یا سرنوشتش را با سامانهای زیرکانه از نظارتها و موازنهها تضمین نمود. به برانگیختگی، هشیاری، و جسارت جامعه نیاز داریم تا آزادی درست عمل کند. لازم است همه درحال دویدن باشند!
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۲
«برای درک سیاست لیبریا اطلاع داشتن از پیوندهای خویشاوندی مفیدتر از دانستن قانون اساسی این کشور است.»
جستجوگر
۲
کنفسیوس بیان میکند:
عوام در مورد امور دولت چون و چرا نمیکنند.
جستجوگر
۲
حکومت قادر به حل مرافعات، اعمال قانون، یا تأمین خدمات عمومی نیست. این حکومتی سرکوبگر است، بدون آنکه قدرتمند باشد. خود ضعیف است و جامعه را تضعیف میکند.
کاربر ۱۰۱۴۴۰۹۷
۲
اما آزادی را حکومت یا فرادستانی که بر آن سیطره دارند به کسی ارزانی نمیکنند. آزادی امری است که اهل جامعه، یعنی مردم کوچه و بازار، به دست میآورند. جامعه لازم است حکومت را لجام بزند، به طوری که حکومت از آزادی مردم حمایت کند و آن را ارتقا بخشد. آزادی به جامعهای مهیای بسیج نیاز دارد که به مشارکت در امور سیاسی بپردازد، اگر لازم شد اعتراض کند و در صورت امکان با رأی خود دولت را از قدرت بیندازد.
حانحان
۲
آیا میخواهید پادشاه شما اینگونه حکومت کند؟ آیا سزاوار است شبان رمهاش را وحشیانه بدرد؟
سپیده اسکندری
۱
تردیدی نیست که با اطاعت و پیروی از خواستهها یا فرامین شخص دیگر میتوان جلوی خشونت را گرفت. اما قیمتش تهدید شدن در هر روز آزگار و انجام کارهایی است که شما نمیخواهید بکنید
