جملات زیبا از متن کتاب پنجره مخفی، باغ مخفی | طاقچه
تصویر جلد کتاب پنجره مخفی، باغ مخفیsubscriptionAvailable

کتاب پنجره مخفی، باغ مخفی

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
استیون کینگ، احسان رئیسی
انتشارات: 
انتشارات افراز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
★چوی زینب دمدمی★
۶
انگار ورودی اتاق یک قدم عقب‌نشینی می‌کرد. اولین بار نبود که این شرایط را تجربه می‌کرد. سخت اعتقاد داشت که جهنم هم چیزی شبیه به شرایط بیدار شدن از یک خواب عمیق در یک بعداز ظهر گرم و آفتابی است. بدترین بخش قضیه جسمانی نبود. بدترین بخش، حس وحشت‌زدگی و گیجی بیرون شدن از خویشتن بود. در حالی‌که فکر می‌کر
امیررضا
۳
از من نپرس رئیس- من اخبار رو نمی سازم، من فقط گزارش می‌کنم.
★چوی زینب دمدمی★
۲
می‌کرد. "لعنت به تو." مورت بلند فریاد زد- یکی از معدود مزیت‌های تنها زندگی کردن، این است که می‌توانی با صدای بلند با خودت حرف بزنی، بدون این‌که کسی تو را به دیوانه بودن محکوم کند.
امیررضا
۲
او داستان را طوری تعریف می‌کند، که دوست‌داری تا انتها بشنوی، با وجود اینکه به خوبی می‌دانی در انتها چه اتفاقی رخ خواهد داد
امیررضا
۲
الان فقط یک مشکل داشت، این‌که به قدر کافی زنده بماند که بتواند تا خانه‌اش برود، یا حداقل غروب خورشید را تماشا کند.
امیررضا
۲
وقتی دقیقتر فکر کرد، متوجه شد که تلفن اصلاً از وسایل مورد علاقه‌اش نیست. اگر کسی واقعاً کاری با تو داشته‌باشد، دوباره زنگ می‌زند.
امیررضا
۲
برای خودش یک ساندویچ و یک ظرف سوپ آماده کرد، ولی دید که اصلاً میلی به آنها ندارد. احساس تنهایی و غم می‌کرد
امیررضا
۲
با این وضع قاراش میش، مزخرفات تنها چیزیه که می‌تونی بنویسی. صدای درونی‌اش دوباره او را سرزنش می‌کرد. "لعنت به تو."
امیررضا
۲
هیچ‌چیز، غیر از رنج و درد، ازاین تفکرات حاصل نمی‌شد.
n re
۱
وقتی کسی چیزی را به‌طرف تو دراز می‌کند، اولین حس غریضی تو را وا می‌دارد که آنرا بگیری. فرقی نمی‌کند که چکی به مبلغ هزار دلار باشد، یا دینامیتی با فیوز روشن و در حال انفجار، غریزه در نگاه اول می‌گوید، بگیر.
نسیم رحیمی
۱
زنی که عشق تو را بدزدد، در حالیکه عشقت همهٔ آنچه که تو داری است، دیگر زنی باارزش نیست.
نسیم رحیمی
۱
بخشی از وجودت می‌خواد دعوا کنه، ولی اینو نمی‌فهمی که اگر بین من و تو دعوایی اتفاق بیفته، تا یکی از ما دوتا نمیره، کار فیصله پیدا نمی‌کنه."
امیررضا
۱
ولی واقعیات غیرقابل تغییر بودند
امیررضا
۱
ولی باهوش بودن، الزاماً باعث نمی شه صادق هم باشی. در حقیقت به نظرم اغلب باهوش بودن صداقت رو کم رنگ میکنه.
امیررضا
۱
آماده رفتن شده بودم، که یک‌دفعه یادم افتاد چیزی برای مطالعه همراه ندارم. از اینکه تو سفرای طولانی، چیزی برای مطالعه نداشته‌باشم، متنفرم.
امیررضا
۱
سعی کرد این فکر را از سرش بیرون کند- به نظر نمی‌رسید زمان مناسبی برای فکر کردن باشد- هرچند موفق نمی‌شد.
امیررضا
۱
مثل بکسری که به تار عنکبوت مشت می‌زند، احساس ناتوانی کرد.
امیررضا
۱
یکی از معدود مزیت‌های تنها زندگی کردن، این است که می‌توانی با صدای بلند با خودت حرف بزنی، بدون این‌که کسی تو را به دیوانه بودن محکوم کند.
امیررضا
۱
با اندکی بهت، پیش خودش فکر کرد، تا به حال در کل زندگی‌ام این‌چنین، احساس وحشتناک تنهایی را تجربه نکرده‌بودم. بعد پلک‌هایش بسته شد
امیررضا
۱
آنها یک‌دیگر را بسیار خوب می شناختند. آیا بعد از همه این سالها که با هم بودند نباید این‌چنین می‌بود؟ و آیا همهٔ این سال‌ها و صمیمیت‌ها نیستند که جدایی را به شدت سخت‌تر می‌کنند، چرا که باید پذیرفت پایان یافته‌اند.
امیررضا
۱
با وجود اینکه این جواب درست به‌نظر نمی‌رسید، ولی کاملاً دروغ هم نبود.
امیررضا
۱
ولی گاهی اوقات، حقیقت، تمام دیوارها را از بین می برد، و اگر در آن زمان در حال خودفریبی رویاگونه حول حقیقت باشی، عواقب آن برایت ویران‌کننده خواهد بود: مثل زمانی که در مقابل مَدّ عظیم امواج، در پشت سدی قرار داشته باشی، و امواج خروشان، نه از روی سد، بلکه با ویرانی کامل آن، تو را با خود ببرند.
امیررضا
۱
چقدر استرس به او وارد شده‌بود؟ دوست نداشت دراین باره فکر کند.
امیررضا
۱
اوه، زندگی چقدر خنده داره
امیررضا
۱
"من هیچ‌وقت نگاه تو رو، موقعی که وارد اتاق متل شدی، از خاطر نمی‌برم. اونو با خودم به گور می‌برم. "
امیررضا
۱
من فقط می‌خوام که تو، زندگی کنی و شاد باشی.
امیررضا
۱
دچار احساس نویسنده‌ای شده بود که آثار چاپ نشده‌اش روی دستش مانده باشد و حس خوشبختی او، به اندوهی بدبینانه به آینده تبدیل شد.
نسیم رحیمی
۰
وقتی زندگی واقعی موجب آزردگی و رنجش می‌شود، چه بهتر که در عوالم خیالی و داستانی غوطه‌ور شود.
faezehswifti
۰
وقتی زندگی واقعی موجب آزردگی و رنجش می‌شود، چه بهتر که در عوالم خیالی و داستانی غوطه‌ور شود.
saba
۰
باید یک تی‌شرت بپوشد که روی آن نوشته شده، "اول حرف بزن، بعد فکر کن". "اینقدر سریع جواب نده، چند لحظه در موردش فکر کن، بعد حرف بزن.