جملات زیبای کتاب دست آخر | طاقچه
تصویر جلد کتاب دست آخرsubscriptionAvailable

کتاب دست آخر

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
ساموئل بکت، مهدی نوید
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ehsan Agp
۱۴
ساعت چنده؟ کلاو: مثل همیشه.
Ehsan Agp
۱۰
«به درک واصل بشی، آقا، نه، این دیگه ته وقاحته، هر چیزی حدی داره! خدا توی شش روز، می‌شنوی، توی شش روز دنیا رو ساخت. بله آقا، نه کمتر آقا، دنیا رو! اون وقت تو طی سه ماه نتونستی یه شلوار برای من بدوزی!» (صدای خیاط، مبهوت.) «ولی آقای محترم، آقای محترم، یه نگاه ـ (با حالتی تحقیرآمیز، از روی نفرت.) ــ به دنیا بنداز (مکث.) یه نگاه هم ـ (با حالتی محبت‌آمیز، از روی غرور.) ــ به شلوار من!»
Ehsan Agp
۱۰
پایان در ابتدای کاره و با این‌همه ادامه می‌دی.
1qaz2wsx
۸
مویه کردی شب را؛ کنون که از راه رسیده: پس در ظلمات مویه کن.
1qaz2wsx
۵
هَم: دوستم نداری. کلاو: نه. هَم: یه وقتی دوستم داشتی. کلاو: یه وقتی! هَم: خیلی رنجت دادم. (مکث.) نه؟ کلاو: موضوع این نیست. هَم: (منقلب.) خیلی رنجت ندادم؟ کلاو: چرا! هَم: (آسوده‌خاطر.) آه، ترسوندیم!
whateverjindoes
۲
«به درک واصل بشی، آقا، نه، این دیگه ته وقاحته، هر چیزی حدی داره! خدا توی شش روز، می‌شنوی، توی شش روز دنیا رو ساخت. بله آقا، نه کمتر آقا، دنیا رو! اون وقت تو طی سه ماه نتونستی یه شلوار برای من بدوزی!»
whateverjindoes
۱
چرا پیشم می‌مونی؟ کلاو: چرا نگهم می‌داری؟ هَم: کس دیگه‌ای نیست. کلاو: جای دیگه‌ای نیست. (مکث.) هَم: با این‌همه می‌خوای از پیشم بری. کلاو: سعی می‌کنم. هَم: دوستم نداری. کلاو: نه.
whateverjindoes
۱
چشم‌هات چه‌طورن؟ کلاو: بد. هَم: ولی می‌تونی ببینی. کلاو: هر چی رو که بخوام. هَم: پاهات چه‌طورن؟ کلاو: بد. هَم: ولی می‌تونی راه بری. کلاو: می‌آم و... می‌رم.
whateverjindoes
۰
عذابی ـ (خمیازه می‌کشد.) ــ بالاتر از عذاب من هست؟ بی‌شک. قبل‌ها. ولی الان؟
whateverjindoes
۰
هَم: دیروز! یعنی چی؟ دیروز! کلاو: (خشمگین.) یعنی اون روز لعنتی وحشتناک، خیلی وقت پیش، قبل از این روز لعنتی وحشتناک. من کلمه‌هایی رو که یادم دادی به کار می‌برم. اگه دیگه بی‌معنان، کلمه‌های دیگه‌ای یادم بده. یا بذار ساکت باشم. (مکث.)
whateverjindoes
۰
کلاو: آخرش عالیه! هَم: من وسطش رو ترجیح می‌دم.
whateverjindoes
۰
من با قصه‌م کنار اومده‌م. (مکث.) خوب باهاش کنار اومده‌م. (مکث. با خشونت.) ازم بپرس تا کجا رسیدم. کلاو: اُه، راستی، قصه‌ت؟
whateverjindoes
۰
سخت نگیر. (مکث.) حالا چی؟ (مکث.) کلاهت رو بردار. (کلاهش را برمی‌دارد.) زنده‌باد... ماتحت‌مون.