این علی است که در برابر معاویه میایستد و او را در تنگنا میگذارد و به فرار وامیدارد؛ و در این قیام، از دنیا آزاد است، که تمامی دنیا در چشم علی، کوچکتر از دانهٔ گندمی است که در دهان موری است؛ و این است که علی اینهمه را نمیخواهد که این دانه را بگیرد؛ چرا که آمد و رفت دنیا، داشتن و نداشتن اینها، علی را کم و زیاد نمیکند، ولی گرفتن یک دانه به ظلم، حتی از دهان موری، علی را میشکند و علی را میکاهد.
اینها که از دنیا بزرگتر هستند و دنیا در دستشان سنگینی ندارد و در دلشان جلوهای ندارد و در چشمشان حتی برقی نمیآورد، اینها باید دنیا را بهدست بگیرند. اینها که از گردونهٔ دنیا بیرون آمدهاند، باید گرداننده باشند؛ که در دنیا ابوترابها زیاد میشوند و میرویانند، نه ابولهبها که کم میآورند و میسوزانند.