آیا هر روز، در این دنیای فاسد و رو به زوال تابوتها را نمیبینیم؟
درژاوین
BookishFateme
این دنیای هوسباز آنچه را در تئوری به ما امکان انجامش را میدهد، در عمل بر آن میتازد و از ما میربایدش. خنده تمسخرآمیزش دیر یا زود بر تو غلبه میکند و روح پرشورت را در برمیگیرد، طوری که سرانجام از این عشق پرشور احساس شرم میکنی.
pejman
کوتاه بگویم، روزگار بسیار بدی بود.
littllib
پوشکین میگوید:
دانش و هنر از هر سرزمینی که برخیزد و متعلق به هر قومی که باشد، از آن همه جهانیان است.
Naarvanam
در آن روزگار همه چیز را به بهای ارزان میخریدند و با قیمت بالا میفروختند. مباشری وجود نداشت. کدخدایان آزارشان به کسی نمیرسید. مردم زیاد کار نمیکردند و در ناز و نعمت به سر میبردند. چوپانها گلههایشان را بدون زحمت میچراندند. البته زیاد هم نباید فریب این تصویر دلفریب را خورد. در اندیشه و حسرت قرون طلایی بودن، از ابتدای بشریت تنها دلیل بر آن است که آدمیان هیچگاه از زمان حالشان راضی نبودهاند، به آینده نیز امید چندانی نداشتهاند و همیشه در تصورشان به لحظات غیر قابل برگشت رنگ و لعاب میبخشیدهاند.
هادی
ولی چه میشد اگر به جای رسم متداول احترام به مقام و منصب، رسم دیگری معمول میشد. مثلاً به هرکس به اندازه عقل و شعورش احترام میگذاشتند.
littllib
همین هراسی که در هنگام انجام شیطنتهای جوانی وجود را لبریز میکند، مهمترین بخش لذت جوانی به شمار میآید
littllib
در اندیشه و حسرت قرون طلایی بودن، از ابتدای بشریت تنها دلیل بر آن است که آدمیان هیچگاه از زمان حالشان راضی نبودهاند، به آینده نیز امید چندانی نداشتهاند و همیشه در تصورشان به لحظات غیر قابل برگشت رنگ و لعاب میبخشیدهاند
littllib
من در پاریس هستم.
اینجا انسان تنها نفس نمیکشد، بلکه زندگی میکند.
Naarvanam