جملات زیبای کتاب بیگانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیگانه
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب بیگانه

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۳۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، پرویز شهدی
انتشارات: 
انتشارات به سخن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نسیم رحیمی
۳۷
مامان بیش‌تر وقت‌ها می‌گفت آدم هرگز به‌طور کامل بدبخت نیست. من این را در زندان، موقعی که آسمان رنگ می‌گرفت و روز جدیدی در سلولم رخنه می‌کرد، به خوبی درک کردم.
Mhsn_Ghrb
۳۵
در هر صورت آدم همیشه در هر موضوعی کمی مقصر هست.
littel dark age(محمد)
۳۴
سرنوشتم را بی‌آن‌که نظرم را بپرسند داشتند رقم می‌زدند.
pejman
۲۸
آدم به همه چیز عادت می‌کند.
"هلاله"
۲۳
برای اولین بار پس از سال‌ها احساس کردم دلم می‌خواهد گریه کنم، چون دریافتم چه‌قدر همهٔ این آدم‌ها از من متنفرند.
Hamid_R_khani
۲۱
آدم به همه چیز عادت می‌کند.
Mohammad Hassan Hajivandi
۱۶
بیش‌تر وقت‌ها به این فکر می‌افتادم که اگر مرا درون تنهٔ درختی توخالی چپانده بودند که کار دیگری نداشتم جز این‌که فقط گوشه‌ای از آسمان را بالای سرم تماشا کنم، می‌توانستم رفته رفته به آن وضع هم عادت کنم. در آن صورت می‌توانستم منتظر گذشتن پرنده‌ها بمانم، یا رسیدن ابرها به هم، همان‌طور که این‌جا منتظر دیدن کراوات‌های عجیب و غریب وکیلم می‌ماندم، یا این‌که انگار در دنیای دیگری باشم منتظر رسیدن شنبه و در آغوش گرفتن ماری.
Mohammad Hassan Hajivandi
۱۶
در واقع این‌را می‌دانستم که مردن در سی سالگی یا هفتاد سالگی فرق چندانی باهم ندارد، چون طبعآ در هر دو صورت، مردها و زنان دیگری به زندگی‌شان ادامه خواهند داد، آن‌هم طی میلیون‌ها سال.
littel dark age(محمد)
۱۵
آدم هیچ وقت زندگی‌اش را عوض نمی‌کند، چون هرگونه زندگی می‌تواند مورد دلخواهش باشد،
Mohammad Hassan Hajivandi
۱۳
یک‌بار دیگر دغدغهٔ اصلی‌ام کشتن وقت بود. ولی از موقعی که یاد گرفتم به خاطراتم پناه ببرم، این مسئله هم دیگر اذیتم نمی‌کرد.
littel dark age(محمد)
۱۳
گفتم: چه چیزی را؟ ـ از شما بخواهند ببینید. ـ چی را ببینم؟
shinsafaei
۱۳
به نظر او قضاوت آدم‌ها در برابر قضاوت خداوند هیچ اهمیتی نداشت. به او یادآور شدم که قضاوت آدم‌هاست که مرا محکوم کرده است
F.Z
۱۳
مطمئن نبودم چه چیزهایی واقعآ مورد علاقه‌ام هستند، ولی دربارهٔ آن‌چه مورد علاقه‌ام نبود، کاملا مطمئن بودم.
mo_en8
۱۰
آدم در زندان مفهوم زمان را از دست می‌دهد.
Hamid_R_khani
۹
همهٔ آدم‌های سالم کم و بیش آرزوی مرگ افراد مورد علاقه‌شان را دارند.
آبـــــان🍊
۹
مردن در سی سالگی یا هفتاد سالگی فرق چندانی باهم ندارد، چون طبعآ در هر دو صورت، مردها و زنان دیگری به زندگی‌شان ادامه خواهند داد، آن‌هم طی میلیون‌ها سال. در واقع هیچ چیز روشن‌تر از این نبود. در هر حال، من باید می‌مردم، حالا می‌خواست امروز باشد، یا بیست سال دیگر.
littel dark age(محمد)
۹
«آقایان قضات، این مرد فردای روز درگذشت مادرش می‌رود در دریا شنا می‌کند، روابط نامشروعی با دوست دخترش به‌هم می‌زند و بعد هم می‌رود به دیدن فیلمی خنده‌دار و می‌خندد. دیگر حرفی ندارم به شما بزنم.»
Mohammad Hassan Hajivandi
۸
چه‌گونه نفهمیده بودم که اعدام مهم‌ترین چیز و یا به‌طور خلاصه، تنها مسئلهٔ مهم در زندگی یک انسان می‌تواند باشد!
littel dark age(محمد)
۷
روز اولی که بازداشت شدم، مرا توی اتاقی بردند که چند نفر دیگر هم، که بیش‌ترشان عرب بودند، حضور داشتند. مرا که دیدند زدند زیرخنده. بعد از من پرسیدند چه جرمی مرتکب شده‌ام. گفتم یک عرب را کشته‌ام، آن‌وقت همه ساکت ماندند.
littel dark age(محمد)
۷
وحشتی که این جنایت در او بر می‌انگیزد، در برابر هراسی که بی‌تفاوتی و بی‌احساسی من در او به وجود می‌آورد، ذره‌ای بیش نیست.
qaffar orti
۶
انگار مسیرهای آشنای رسم شده در آسمان تابستان، هم می‌توانستند به زندان ختم شوند، و هم به خواب‌هایی معصومانه.
AλI
۶
به نظر او قضاوت آدم‌ها در برابر قضاوت خداوند هیچ اهمیتی نداشت. به او یادآور شدم که قضاوت آدم‌هاست که مرا محکوم کرده است.
Pariya
۶
دلم می‌خواست صمیمانه، و حتی با لحنی محبت‌آمیز به او توضیح دهم که در عمرم هرگز نتوانسته‌ام واقعآ از کاری احساس پشیمانی کنم. همیشه تسلیم آن‌چه امروز یا فردا پیش می‌آمده بوده‌ام.
zahra.Askari
۵
مردن در سی سالگی یا هفتاد سالگی فرق چندانی باهم ندارد، چون طبعآ در هر دو صورت، مردها و زنان دیگری به زندگی‌شان ادامه خواهند داد، آن‌هم طی میلیون‌ها سال. در واقع هیچ چیز روشن‌تر از این نبود. در هر حال، من باید می‌مردم، حالا می‌خواست امروز باشد، یا بیست سال دیگر.
pejman
۵
وقت چندانی برایم نمانده و نمی‌خواهم آن‌را با مسئلهٔ خدا تلف کنم.
Hamid_R_khani
۴
همهٔ مردم به خدا اعتقاد دارند، حتی کسانی که از او رو برمی‌گردانند.
yasaman
۴
در پس این بی‌تفاوتی‌ها و بی‌احساسی‌ها، نالهٔ دردمندانهٔ انسانی به گوش می‌رسد که در چرخ‌دنده‌های اجتماع بی‌رحم و پول‌پرست اسیر است، انسانی که هیچ‌کس نمی‌خواهد بفهمد چه می‌کشد، چرا نسبت به همه‌چیز بی‌اعتنا و بی‌تفاوت است، انسانی همچون وصله‌ای ناجور میان خیل انسان‌ها و لکهٔ ننگی بر پیشانی جامعه.
pejman
۴
زندگی کردن آن‌قدرها هم ارزش ندارد.
mo_en8
۴
در هر صورت آدم همیشه در هر موضوعی کمی مقصر هست.
mo_en8
۴
آدم به همه چیز عادت می‌کند.