جملات زیبای کتاب عاشق همیشه تنهاست | طاقچه
تصویر جلد کتاب عاشق همیشه تنهاست

کتاب عاشق همیشه تنهاست

برگزیده اشعار همراه با ترجمه‌ی انگلیسی

نوع کتاب
۴.۲(از ۲۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سهراب سپهری، کریم امامی
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
-Dny.͜.
۱۶۲
مادری دارم بهتر از برگ درخت. دوستانی، بهتر از آب روان. و خدایی‌که در این نزدیکی ست
-Dny.͜.
۷۲
کودکی دیدم ماه را بو می‌کرد.
آرام
۵۵
یک نفر دلتنگ است. یک نفر می‌بافد. یک نفر می‌شمرد. یک نفر می‌خواند. زندگی یعنی: یک سار پرید. از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی‌هاکم نیست: مثلا این خورشید، کودک پس‌فردا، کفتر آن هفته. یک نفر دیشب مرد و هنوز، نان گندم خوب است. و هنوز، آب می‌ریزد پایین، اسب‌ها می‌نوشند. قطره‌ها در جریان، برف بر دوش سکوت و زمان روی ستون فقرات گل یاس.
parisa
۲۲
از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی‌هاکم نیست
setare:|
۲۲
برای ما، یک شب
Annie
۲۲
روزگارم بد نیست. تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.
Arina
۱۸
مرد بقال از من پرسید: چند من خربزه می‌خواهی؟ من از او پرسیدم: دل خوش سیری چند؟
Arina
۱۴
اهل کاشانم. روزگارم بد نیست. تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی. مادری دارم بهتر از برگ درخت. دوستانی، بهتر از آب روان. و خدایی‌که در این نزدیکی ست
پاییز بانو
۴
حوض نقاشی من بی‌ماهی ست.
پاییز بانو
۴
من به سیبی خوشنودم و به بوییدن یک بوته بابونه.
پاییز بانو
۲
من زنی را دیدم نور در هاون می‌کوبید. ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود، کاسه داغ محبت بود.
پاییز بانو
۲
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می‌گفت: «شما»
پاییز بانو
۲
من قطاری دیدم روشنایی می‌برد. من قطاری دیدم فقه می‌برد و چه سنگین می‌رفت. من قطاری دیدم که سیاست می‌برد (و چه خالی می‌رفت.)
پاییز بانو
۲
جنگ خونین انار و دندان.
پاییز بانو
۲
من به آغاز زمین نزدیکم. نبض گل‌ها را می‌گیرم.
پاییز بانو
۲
گاه زخمی که به پا داشته‌ام زیر و بم‌های زمین را به من آموخته است.
پاییز بانو
۲
در دل من چیزی ست، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بی‌تابم که دلم می‌خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی ست که مرا می‌خواند.
پاییز بانو
۱
پدرم پشت زمان‌ها مرده است. پدرم وقتی مرد، آسمان آبی بود، مادرم بی‌خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد. پدرم وقتی مرد، پاسبان‌ها همه شاعر بودند.
پاییز بانو
۱
زندگی رسم خوشایندی است. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه عشق. زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.
پاییز بانو
۱
زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد.
پاییز بانو
۱
بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت. و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی‌آید و کتابی‌که در آن پوست شبنم تر نیست و کتابی‌که در آن یاخته‌ها بی‌بعدند.
پاییز بانو
۱
ریگی از روی زمین‌برداریم وزن بودن را احساس کنیم.
پاییز بانو
۱
کار ما نیست شناسائی «راز» گل سرخ، کار ما شاید این است که در «افسون» گل سرخ شناور باشیم. پشت دانایی اردو بزنیم. دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم.
پاییز بانو
۱
قشنگ یعنی چه؟ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
پاییز بانو
۱
نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می‌آرد.
پاییز بانو
۱
من پر از فانوسم. من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت. پرم از راه، از پل، از رود، از موج. پرم از سایه برگی در آب: چه درونم تنهاست.
پاییز بانو
۱
زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست.
پاییز بانو
۱
آدم اینجا تنهاست و، در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.
پاییز بانو
۱
شب سرودش را خواند، نوبت پنجره‌ها ست.
پاییز بانو
۱
بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست‌که از حادثه عشق تر است